0

میدونی اعتماد به خدا یعنی چی؟

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

میدونی اعتماد به خدا یعنی چی؟

میدونی اعتماد به خدا یعنی چی؟

ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺳﻼﻡ ﺍﺯ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺍﻱ ﭘﺮﺳﻴﺪ :
ﺩﺭ ﻣﺪﺕ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﻴﺨﻮﺭﻱ؟

ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ : ﺳﻪ ﺩﺍﻧﻪ

ﭘﺲ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﺍﻱ ﻛﺮﺩ ......
ﻭ ﺳﻪ ﺩﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﻧﻬﺎد!!!

ﺑﻌﺪﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ .......

ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﻴﻤﺎﻥ ﺟﻌﺒﻪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﺮﺩ ﻭ ﺩﻳﺪ
ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻳﻚ ﻭﻧﻴﻢ ﺩﺍﻧﻪ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻩ !!

ﭘﺲ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮﺍ ؟

ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ : ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺘﻴ ﻜﻪ ﻣﻦ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ داشتم ﺧﺪﻭﺍﻧﺪ
ﺭﻭﺯﻱ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ...

ﻭﻟﻲ ﻭﻗﺘﻲ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺟﻌﺒﻪ ﻧﻬﺎﺩﻱ ،
ﺑﻴﻢ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﻣﺮﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻲ!!!
ﭘﺲ ﺩﺭ ﺧﻮﺭﺩﻧﻢ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﻛﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﻢ ﻳﻜﺴﺎﻝ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻐﺬﻳﻪ ﻛﻨﻢ !!!


ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ می فرمایند :
ﻫﻴﭻ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻱ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﺧﺪﺍست روزی آن........

ماهيان ازآشوب دريا به خدا شكايت بردند،درياآرام شد وآنهاصيد تور صيادان شدند!!!!
آشوبهاي زندگي حكمت خداست.ازخدا،دل آرام بخواهيم،نه درياي آرام!!!

دلتون همیشه آرام.....

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

یک شنبه 15 شهریور 1394  2:39 PM
تشکرات از این پست
shayesteh2000 farnaz_s ravabet_rasekhoon amirhossein1392 farshon ali_kamali welkinah abbasshafie
ravabet_rasekhoon
ravabet_rasekhoon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 8847
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

الا بذکرالله تطمئن القلوب

 
       
دوشنبه 16 شهریور 1394  12:03 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh amirhossein1392 farnaz_s farshon ali_kamali shayesteh2000 saeidfarajpour abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 امروزتان گلـــباران

و فردایتان قشـــنگ

و زندگیتان بدون حــسرت

ســـــلام ……. یک ســــلام بی حـــسرت ،بی نگـــرانی،

ســــلامی سرشار از آرامـــش

روزتـــون بخــیر و شاد،شاد

عاقبتتان بخــــیر ...

محبــت خــــدا در دلتان پیوسته جـــاری ...

و ایــــام بکامــتان.....

 


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

دوشنبه 16 شهریور 1394  3:40 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ali_kamali ravabet_rasekhoon shayesteh2000
wikiumut
wikiumut
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1394 
تعداد پست ها : 668

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

اون داستان حضرت سلیمان جالب بود

تحصیل در فنلاند تحصیل در اسپانیا تحصیل در اتریش تحصیل در نروژ تحصیل در بلاروس تحصیل در ایتالیا تحصیل در هند
دوشنبه 16 شهریور 1394  7:00 PM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ali_kamali ravabet_rasekhoon shayesteh2000 farnaz_s
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 💔💛چند قاشق چایخوری حرف دل💔💛

1- هیچوقت با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن"حرمت ها شکسته میشود"...

2- "هیچوقت به کسی بیشترازجنبه اش خوبی نکن"تبدیل به وظیفه میشود"...

3-  این روزها بجای"شرافت"ازبعضی انسان ها فقط "شر" و "آفت" میبینید...

4- زندگی به من آموخت ،همیشه آماده دفاع از حمله احتمالی کسی باشم،که به او محبت فراوان کردم...

5- حرف دلت رو امروز بزن!اگر امروز گفتی اسمش"حرف دل"اگر نگفتی فردا میشه"درد دل"...

6- خیلی از اونایی که بودن دیگه نیستن،چون دیگه اونایی نیستن که بودن..

7- بزرگ شده ام.دیگرباعروسک هایم بازی نمی کنم،خودم عروسکی شدم دردست روزگار...

8- هر چی مهربون تر باشی ، بيشتر و بيشتر بهت ظلم می كنند...

9- هر چی صادق تر باشی ، بيشتر بهت شك می كنند...

10- هر چه دلسوز تر باشی ، بيشتر دلتو می شكنن...

11- هر چه قلبت رو آسون تر در اختيار بذاری ، راحت تر لهش ميكنن...

12-هر چه آروم تر باشی ، فكر ميكنن آدم ضعيفی هستی...

13- هر چه بيشتر به فكر ديگران باشی ، بيشتر حقت رو ميخورن...

14- و هر چی خودت رو خاكی تر نشون بدی ، واست كمتر ارزش قائلند...

اینه رسم روزگار...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

سه شنبه 17 شهریور 1394  12:42 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh ali_kamali ravabet_rasekhoon shayesteh2000 abbasshafie
welkinah
welkinah
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1392 
تعداد پست ها : 171
سه شنبه 17 شهریور 1394  9:34 AM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon shayesteh2000 nazaninfatemeh farnaz_s
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

دیر زمانی نیست که دریافته ام
وقتی از کسی رنجش و کینه ای به دل میگیرم، درحقیقت برده ی او میشوم؛
او افکارم را تحت کنترل خود میگیرد؛
اشتهایم را ازبین میبرد؛
آرامش ذهن و نیات خوبم را می رباید و لذت کار کردن را از من میگیرد؛
اعتقاداتم را ازبین میبرد و مانع از استجابت دعاهایم میگردد؛
او آزادی فکرم را میگیرد و هرکجا که میروم برایم مزاحمت ایجاد میکند؛
هیچ راهی برای فرار از او ندارم.
تازمانی که بیدارم، بامن است و وقتی که خوابیده ام، وارد رویاهایم میشود؛
وقتی مشغول رانندگی هستم یا وقتی در محل کار خود هستم، کنار م است؛
هرگز نمیتوانم احساس شادی و راحتی کنم...
او حتی بر روی تُنِ صدایم نیز تاثیر میگذارد؛
او مجبورم میکند تا به خاطر سوء هاضمه، سَر دَرد و یا بی حالی دارو مصرف کنم؛
او لحظات شاد و فَرح بخش زندگی را از من می دزدد؛
بنابراین دریافته ام
 اگر نمی خواهم یک برده باشم، در دل نسبت به دیگران کینه و رنجشی نداشته باشم!
خود را در آیینه نگریستم
و دریافتم ارزش من بیش از یک فکر نا آرام است .

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

سه شنبه 17 شهریور 1394  11:14 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie farnaz_s
abbasshafie
abbasshafie
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 295
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

مطالب بسیار زیبا و دل نشینی بود 

بسیاری از آن ها را در طول زندگی دیدیم و با پوست و گوشت خود احساس کردیم

می ارزد که انسان با یک آرامش درونی مدتی در گوشه ای خلوت بنشیند 

و به این جملات زیبا بیندیشد 

از این که زحمت تهیه ی آن را متقبل شدید تشکر می کنم .

عاقل به کنار جوی راهی می جست              دیوانه پا برهنه از آب گذشت

چهارشنبه 18 شهریور 1394  12:11 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh farnaz_s
farhad6067
farhad6067
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : بهمن 1393 
تعداد پست ها : 822
محل سکونت : رشت

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

از عشق هم شانس نیاوردیم

بزرگترین اشتباه زندگی ام اعتماد به تو بود

چه حماقتی :-(

سرابی بیش نبودی

چهارشنبه 18 شهریور 1394  10:41 AM
تشکرات از این پست
farnaz_s nazaninfatemeh
abbasshafie
abbasshafie
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1389 
تعداد پست ها : 295
محل سکونت : تهران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!


نقل قول farhad6067
از عشق هم شانس نیاوردیم
عشق اگر شانسی بود که عشق نبود 
الا یا ایهالساقی ادر کأسا و ناول ها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها
حافظ

عاقل به کنار جوی راهی می جست              دیوانه پا برهنه از آب گذشت

چهارشنبه 18 شهریور 1394  11:42 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s nazaninfatemeh
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 🍰طرز تهیه كیک زندگی🍰

حتما امتحان كنيد...... 

 

🍚مواد لازم:🍮

😘١- یک كيلو ذوق

😍٢- یه قاشق اخلاص

☺٣- کمی صداقت

👍٤- یک كيلو بخشندگی

😀٥- نیم کیلو فداکاری

😌٦- یه قاشق صبر

💚٧- یه پیمانه محبت

💞٨- یه پیمانه احترام

💎٩- یه قاشق نظم

😷١٠- یک ذره کوتاه آمدن

 

🍜روش آماده کردن🎂🌹🎂

 

💙همه مواد را در مخلوط کن محبت ریخته و مخلوط می کنیم❤

💚مخلوط را داخل سینی زندگی ریخته و در فر بخشش قرار میدهیم💛

💜آن را برای مدتی کوتاه بر روی حرارت رفاقت قرار میدهیم و سپس آن را خارج کرده و با آرامش تزیینش میکنیم💞

😉در یخچال انسانیت میگذاریم تا سرد شود و با چاقوی لطف برش میدهیم🌸

🌺آن را برروی میز زندگی قرار داده و به همه انسانها قطعه ای از محبت تقدیم میکنم 💐

 

🍧كامتان هميشه شيرين باد.🍦 🍭🍬🍭🍬🍭🍬🍭🍬


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 20 شهریور 1394  8:53 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 اگر میخواهی خوشبخت زندگی کنی ،

هیچ وقت خودت را با کسی مقایسه نکن ...

و هرگز کسی را با خودت مقایسه نکن ،

خوب یا بد ، زشت یا زیبا ...

تو خودت هستی ، خود ِ خودت ...

خیلی وقت ها برای مردم زندگی میکنیم ، از امروز تمرین کنیم تا برای خودمان باشیم ...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 20 شهریور 1394  8:54 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 زمين بهشت مى شود...

روزی که مردم بفهمند

هیچ چیز عیب نيست جز قضاوت و مسخره کردن دیگران.

هیچ چیز گناه نيست جز حق الناس.

هیچ چیز ثواب نيست جز خدمت به دیگران.

هیچکس اسطوره نيست الا در مهربانی و انسانیت.

هیچ دینی با ارزش تر از انسانیت نيست

هیچ چیز جاودانه نمی ماند جز عشق

هیچ چیز ماندگار نيست جز خوبی و بدی

هیچ سعادتی بالاتر از آگاهی نيست

هیچ دشمنی خطرناکتر از جهل نيست

زمین تبدیل می شد به بهشتى سراسر عشق و مهربانی

به امید آن روز ....


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 20 شهریور 1394  8:59 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 پــــــــــرﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ : ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺖ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﺗﻜـﺮﺍﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎ ﻛﻪ ﺑﻴﺪﺍﺭﻳﺴﺖ ، 

ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﭙﺎﺳﮕﺰﺍﺭﻢ،

 ﺍﺯ ﺗﻮ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺩﺍﺭم ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﭼﺸﻢ صورت ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺯﻳﺒﺎﻳﻲ ﻫﺎﻳﺖ ﺑﺎﺯﻛﺮﺩﻱ  ﭼﺸﻢ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺣﻘﻴﻘﺖ ﺑﻨﺪﮔﻴﺖ ﺑﺎﺯ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭ 

"آﻣﻴﻦ"

 روزتان سرشار از عشق و آگاهی ...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 20 شهریور 1394  9:00 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ " : ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ

ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ؟ "

ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ : ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ

ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ

ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺘﯽ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ !

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ...

ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ

ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ

ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ

ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻫﺮ ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ

ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ !

ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ؟

ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ...!

ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ" : ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ؟! ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ

ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ"!!! 

ﺣﯿﻒ ﮐﻪ ﺩﺭﻭﻥ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺩﯾﺮ ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻮﺩ!


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

جمعه 20 شهریور 1394  9:01 AM
تشکرات از این پست
nazaninfatemeh abbasshafie
دسترسی سریع به انجمن ها