0

دلشکسته

 
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 یه روزی

همه زخمهای زندگی خوب میشه

اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه

نه که چون حرفه تلخه

نه 

چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی

رفتار بعضی آدما

هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه

شاید اون رفتار از نظر خیلیا بد نباشه

اما فقط خود تویی که میفهمی

چقدر به خاطر رفتارش داغون شدی

بعضی وقتا

باید سکوت کنی

و فقط به خاطر خودت پیگیر چیزی نشی

اما هیچ وقتم

یادت نمیره که چی بهت گذشت تا " گذشت "


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

شنبه 11 مهر 1394  1:31 PM
تشکرات از این پست
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 هنوز هســــــــت!

عشق واقعی را میگویم…

خیانت هست،دروغ هست، بازی با دل هم هست، درست…!

ولی یه جایی گوشه ی پاک دله بعضیا،

به دور از گناه ها و بدی ها،

هنوز هم هســــــت عشق واقعی…


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

شنبه 11 مهر 1394  1:32 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 ﺑﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﻫﺎﯼ ﻗﺪﯾﻢ ..

ﻧﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺑﻮﺩ ، ﻧﻪ ﺗﻠـــﻔﻦ ﻓﻘﻂ ﻧـــﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩ

ﺭﻭﺑﺮﻭ … ﭼﺸﻢ ﺩﺭ ﭼﺸﻢ ،

ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺧﻠﻮﺹ

ﺑﻪ ﻫﻤــﯿﻦ ﮐﯿــﻔﯿــﺖ ..

ﺑﻪ ﻫﻤﯿـــﻦ ﺳــــﺎﺩﮔﯽ …


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

شنبه 11 مهر 1394  1:33 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
farnaz_s
farnaz_s
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1392 
تعداد پست ها : 7586
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

♥روزهــــــــــا میگذرنـــــد♥

 

و من هر روز...

دنیا را بیشتر میشناسم،

عاقل تر می شوم

و محتاط تر...

 

نمیدانم

شاید فقط ترسوتر میشوم...

 

اما این را میدانم که...

دیگر کمتر رویا میبافم،

دیرتر آدمها را باور میکنم،

کمتر از زشتیها تعجب میکنم،

و

بیشتر احساساتم را نادیده میگیرم.

 

روزها میگذرند

و من هر روز

 

بیشتر از دنیای سادگی ام فاصله میگیرم...


☆☆ خداوندا، اراده ام را به زمان کودکی بازگردان ☆☆

 

☆☆ همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم ☆☆

 

ツ وبلاگ لبخند زیبای زندگیツ

 

 ☆☆  مدیر تالار ادبیات ☆☆

 

شنبه 11 مهر 1394  1:35 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

زن هر چقدر هم که بزرگ شود

همسر شود

مادر شود

مادربزرگ شود

درونش هنوز هم "دختری" کوچک چشم انتظار است

انتظار می کشد برای لوس شدن،

محبت دیدن،

دستی می خواهد برای نوازش،

و چشمی برای ستایش

مهم نیست چند ساله شدی؛

زن که باشی،

دنیایت همیشه صورتیست

شنبه 11 مهر 1394  5:22 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

💫💫این متن طلاست💫💫

 

شمع به کبریت گفت:

از تو میترسم تو قاتل من هستی...

کبریت گفت:

از من نترس...

از ریسمانی بترس که در دل خود جای دادی!!!

عامل نابودی انسان ها تفکرات منفی خودشان است 

نه عوامل بیرونی...

شنبه 11 مهر 1394  5:23 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

بخونید قشنگه واقعا..

 

مردی با پدرش در سفر بود که پدرش از دنیا رفت. از چوپانی در آن حوالی پرسید:

«چه کسی بر مرده های شما نماز می خواند؟»

چوپان گفت: «ما شخص خاصی را برای این کار نداریم؛ خودم نماز آنها را می خوانم».

مرد گفت: «خوب لطف کن نماز پدر مرا هم بخوان!»

چوپان مقابل جنازه ایستاد و چند جمله ای زمزمه کرد و گفت : «نمازش تمام شد!»

مرد که تعجب کرده بود گفت: این چه نمازی بود؟

چوپان گفت: بهترازاین بلد نبودم

مرد از روی ناچاری پدر را دفن کرد و رفت.

شب هنگام، در عالم رؤیا پدرش را دید که روزگار خوبی دارد.

از پدر پرسید: «چه شد که این گونه راحت و آسوده ای؟»

پدرش گفت: «هر چه دارم از دعای آن چوپان دارم!»

مرد، فردای آن روز به سراغ چوپان رفت و از او خواست

تا بگوید در کنار جنازۀ پدرش چه کرده و چه دعایی خوانده؟

چوپان گفت: «وقتی کنار جنازه آمدم و ارتباطی میان من و خداوند برقرار شد،

با خدا گفتم : « خدایا اگر این مرد، امشب مهمان من بود، یک گوسفند برایش

زمین می زدم. حالا این مرد، امشب مهمان توست. ببینم تو با او چگونه رفتار می کنی ؟ »

به نام خدای آن چوپان ...

گاهی دعای یک دل صاف،ازصدنماز یک دل پرآشوب بهتراست

شنبه 11 مهر 1394  5:23 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻓﺮﮐﺎﻧﺲ ﺷﺎﺩﯼ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ

ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﻨﯿﺪ ..

ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ

ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ . . .

ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ،

ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯﯾﺪ . . .

ﺍﮔﺮﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ، ﺭﺍﺳﺘﮕﻮ ﺑﺎﺷﯿﺪ . . .

ﺍﮔﺮ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯿﺪ،

ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﺪ . . .

ﺩﻧﯿﺎﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ " ﭘﮋﻭﺍﮎ " ﻧﯿﺴﺖ . .

شنبه 11 مهر 1394  5:24 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

پیشانی ام 

چسبیدن به سینه ات را می خواهد.... 

وچشم هایم خیس کردن پیراهنت را... 

عجب بغض پر توقعی دارم من امروز....

شنبه 11 مهر 1394  5:24 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

زندگی جیره مختصریست

مثل یک فنجان چای

و کنارش عشق است

مثل یک حبه قند

زندگی را با عشق

نوش جان باید کرد…

شنبه 11 مهر 1394  5:25 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

خداونداکمکم کن.

 

تا زودتر ببخشم دیرتر برنجم .

 

بیشتر بیاندیشم کمتر قضاوت کنم.

 

بیشتر گوش کنم کمتر حرف بزنم.

 

بیشتردل روشاد کنم کمتردل رو بشکنم.

 

بیشترشادی کنم کمتر غمگین باشم.

شنبه 11 مهر 1394  5:25 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

آدمایی هستند که...

 

 

 *هروقت از آنها بپرسی چه طوری؟ 

 

 

می گویند: خوب هستم.

 

*وقتی می بینند یک گنجیشک بر روی زمین دنبال غذا می گردد، راهشان را کج 

 

می کنند از یه طرف دیگر می روند که آن نپرد. 

 

*اگر یخ هم بزنند ، دستت را رها نمی کنند بگذارند در جیب شان ..

 

اینها فرشته هستند ..همینها هستند که دنیا را جایی بهتر می کنند..

 

*مثل آن راننده تاکسی که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند 

 

می گوید: روز خوبی داشته باشید.

 

*آدم هایی که در اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشم شان می شوی، 

 

دستپاچه رو برنمی گردانند..بلکه لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند. 

 

*آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته درون مترو است، به آنها 

 

جا می دهند ، گاهی بغلشان می کنند. 

 

*دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند...مثلا می گویند: «این شال 

 

پشت ویترین انگار مال تو بود.» 

 

*آدم هایی که از سر چهار راه ، نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه...

 

*آدم های پیامک های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب به 

 

دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند ؛ آدم های پیامک های پر مهر بی بهانه ، 

 

حتی اگر با آنها بدخلقی و بی حوصله گی کرده باشید...

 

*آدم هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پر محبتی می فرستند که مثلا تو را 

 

می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین ، خط هایی می نویسند که یعنی هستند 

 

کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آورند..

 

*آدم هایی که اگر در کلاس ، تازه وارد باشید ، زود صندلی کنارشان را با لبخند 

 

تعارف می کنند که غریبگی نکنید. 

 

*آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند ، در پیاده رو بستنی چوبی لیس 

 

می زنند و روی جدول لی لی می کنند...

 

همین ها هستند که دنیا را به مکانی بهتر تبدیل می کنند برای زندگی کردن ...

 

مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی ، آن لحظه قبل از رها کردن 

 

دست ، با نوک انگشت هایش به دست هایت یک فشار کوچک می دهد ...چیزی 

 

شبیه یک بوسه ...

 

*وقتی از کنارشان رد می شوید ، بوی عطرشان در هوا مانده..

 

*وقتی با آنها دست می دهی دستت بوی عطرشان را گرفته ...

 

*وقتی باران می آید دست شان رو به آسمان است... 

 

*وقتی به آنها زنگ میزنید حتی وقتی که تازه خوابیده اند با خوشرویی جواب 

 

می دهند و می گویند خوب شد زنگ زدی ..باید بلند می شدم. 

 

*وقتی یک بچه می بینند، سرشار از شور و شوق می شوند و با او شروع به 

 

بازی می کنند ..

 

*درون حمام آواز می خوانند ..!!!

 

و دوستایی که وقتی درد دلت رو که مثل یه بغض در حال ترکیدنه ، بهشون 

 

می گی با دقت گوش می کنند و چیزی می گن بهت که همون موقع دوست داری 

 

بشنوی و واقعا هم آروم میشی...

 

بله ..همین ها هستند که هم دنیا رو زیبا می کنند هم زندگی رو لذت بخش تر ...

 

دم همشون گرمه گرم...💠💠💠

شنبه 11 مهر 1394  5:27 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...

 

 

 

 یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

 

  

 

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!

 

  

 

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

  

 

یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!

 

 

 

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!

 

  

 

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

  

 

یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!

 

 

 

یک تقویت کننده  فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!

 

 

 

یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

 

 

 

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

 

 

کاشکی همه ما یاد بگیریم موقع مشکلات به جای نصیحت و سرزنش و شخصیت سازی... مشکل را حل کنیم.🍀🍀🍀🍀🍀

👍🏻👍🏻👍🏻

👆🏻

شنبه 11 مهر 1394  5:29 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

 

خدایا!

دلمان را به تو می سپاریم

دلی که همچون یک دفتر پر است از غم...

دلتنگی...

گناه و آرزو

خدای من!

با دستان مهربانت قلمی به دست گیر و به لطف خود

پاک کن گناهانمان را

خط بزن غم هایمان را

تایید کن آرزوهایمان را

و دلی رسم کن

در دفتر دلمان به بزرگی دریا.

شنبه 11 مهر 1394  5:34 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
tadrisiz
tadrisiz
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : خرداد 1393 
تعداد پست ها : 437
محل سکونت : اردبیل

پاسخ به:پاسخ به:دلشکسته

وقتی دنبال آرزوهایت میری مدام به کوله پشتیت نگاه بنداز مبادا سوراخ باشد وچیزایی روکه امروز داری رواز دست بدی دوباره بشه آرزوی فردایت...

شنبه 11 مهر 1394  5:35 PM
تشکرات از این پست
abbasshafie
دسترسی سریع به انجمن ها