به گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي، داستان معروف ننه سرما و گم شدن پسرانش (داداش كوچيكه و داداش بزرگه) و ريختن آخرين مرواريدهاي گردنش يا همان برفهاي ننه سرما را تا يك نسل گذشته همه شنيدهاند و الان براي دانستن آن بايد به ادبيات و فولكورهاي قديمي مراجعه كرد.
البته در حال حاضر با اينكه مردم مثل گذشته دور هم جمع نميشوند ولي همچنان به تدارك «شپ چله» كه همان تدارك بساط خوراكي هاي يلدا است ميپردازند و آئينهايي مثل خوردن هندوانه و آجيل گرم و شور و بردن خنچه براي عروس در بين تمامي اقوام امري مرسوم است.
«راحله اسدينيا»، مدرس دانشگاه درخصوص اجراي آئينها در شهرهاي مختلف مي گويد: «آئينهاي مختلفي در شهرها برگزار ميشود. يكي از مهمترين مراسم يلدا بردن خنچه براي عروس است كه در تمامي شهرها اجرا ميشود.
در اصفهان از اين رسم به عنوان بردن تحفه روي طبقهاي چوبي يا سينيهاي مسي ياد ميكنند، بهطوري كه سواي آجيل و هندوانه، غذاهاي سنتي را شامل ميشود.
وي مي گويد: «هنوز هم طبقكشي شب يلدا در كرمان و آذربايجان با ساز و هلهله مرسوم است. به طوري كه در آذربايجان خنچهبري با شالهاي سرخ و ساز و آواز و دهل همراه است.
اسدينيا با اشاره به اينكه در اين شب روايتهاي متفاوتي در شهرها وجود دارد ، ادامه ميدهد: «در كرمان مردم شب تا صبح بيدار ميمانند داستان قارون ثروتمند را تعريف ميكنند كه در لباس هيزم شكن تكههاي چوبي كه تبديل به طلا ميشود را به خانههاي مردم فقير ميبرد. به اين ترتيب تا صبح نميخوابند تا خير و بركت و ثروت راهي خانهشان شود.»
همچنين در اصفهان چله بزرگ را (چله زري) كه برگرفته از داستان ننه سرما است و چله كوچك را (عمو چله) ميخوانند كه منتهي ميشود به عمو نوروز. در اين شهر رسم براين است كه تمام لباس و رختخوابها را در هواي آزاد روبروي نور خورشيد قرار ميدهند. در واقع اين مراسم نوعي خوشامدگويي به چلههايي در راه است.
در استان مركزي شب چله در 3 شب متوالي چله بزرگه، چله وسطي، چله كوچيكه برگزار ميشود.
آذريها در شب چله آئينهاي خاصي را اجرا ميكنند به طوري كه هندوانه شب يلدا حتما بايد توسط ريش سفيد برش داده شود و گفته شود «قادا بلا ميزي بو گجه كسدوخ» بابريدن سر هندوانه گويي بلايايي را كه قرار است بيايد را امروز بريديم و از خود دور كرديم. همچنين به اعتقاد آنها پوست تنقلات و ميوه نبايد دور ريخته شود چرا كه باعث ميشود بركت از آنها دور شود. آذريها معتقدند در اين شب هيچكس از اعضاي خانواده نبايد در سفر باشد تا پيوستگي خانواده تا آخر سال حفظ شود.
شب دراز است و قلندر بيدار...
اسدينيا با تاكيد براينكه در گذشته استفاده از ضرب المثلها و خواندن مثنوي و شاهنامه بسيار رايج بوده ميگويد: «با توجه به اينكه فال حافظ به عنوان يكي از رسمهاي يلدا در بين خانوادهها مرسوم است ولي از قدمت آن بيش از 3 سده بيشتر نميگذرد.
در قديم الايام مثنوي خواني، شاهنامه خواني و قصه گويي بسيار رايج بوده است. و استفاده از ضرب المثل براي يادگيري جوانها بسيار كاربرد داشته است. درخطه غرب به خصوص سنندج خواندن داستانهايي چون مرجانه جادو/ اژدهاي هفت سر/ ديو قلعه سنگ باران/ داستان خسرو و شيرين/ حسين كرد شبستري بسيار رواج دارد.
بازي هاي شب چله؛ مهره ريزي و گل يا پوچ...
طبق گفته اسدينيا شب چله داراي بازيهاي خاص در هر شهري است؛ به طوري كه در سيستان و بلوچستان بازي گل يا پوچ بسيار رواج دارد و در همدان بازي به نام مهرهريزي يكي از تفريحات خاص شب چله است. دراين بازي همه دور هم جمع ميشوند و يك كوزه به نام «بستوله» يا «قوزوله» ميگذارند وسط كرسي؛ و هركس شئي كه متعلق به خودش است در آن مياندازد به اين ترتيب دختر بچهاي كه برسرش تور قرمزي است يكي از آن اشياء را بر ميدارد و آن شي براي هركس كه باشد كنار بزرگ فاميل مينشيند و ريش سفيد به نيت آن شخص شروع مي كند به فال حافظ گرفتن به اين ترتيب در كنار اين بازي سرنوشت سال آينده آنها مشخص مي شود.
در مراسم كف زدن خراسانيها بازي و سرگرمي پرتاب گلولههاي كفي يك نوع خوراكي به سمت همديگر مرسوم است.
اسدينيا درباره فلسفه خوراكيهاي شب يلدا ميگويد: «درشب يلدا يكسري آئينهاي خاص در تمامي شهرها مشترك است و جنبههاي نمادين كه نشاندهنده بركت و تندرستي و فراواني و شادكامي است در سفرههاي اين شب وجود داشته است.
هندوانه، آجيل گرم (تنقلات شيرين،برگه قيسي،توت خشك، باسلق) كه در گذشته برروي سفره يا مجمع هاي مسي برروي كرسي چيده مي شد.
به اعتقاد راحله اسدينيا خوراكيهاي شب چله به دليل سرماي پيش رو و قوتي كه داشتهاند انتخاب ميشدند به طوريكه درجنوب كشور از خرما استفاده ميشود و در كرمان و كرمانشاه حتما از مركبات به خصوص ليمو شيرين در اين شب بسيار استفاده مي شود. در تبريز «قابورقا» گندم برشته با شادونه جزو خوراكيهاي اين مردم است.
مراسم برف شيره در شمال غرب و كف زدن در خراسان
مراسم برف شيره سنت خاصي بوده كه براي اجراي آن يكسال مردم صبر ميكردند تا برف را با شيره بخورند. برف شيره گفته ميشود سومين برف سال بوده است؛ به طوري كه از اولين برف به عنوان برف كلاغ كه آلودگيهاي هوا را با خود به همراه دارد. دومين برف، برف گنجشك كه ته مانده ي آلودگيهاي قبلي است؛ و برف سوم كه همان برف آدم است که برف سفيد و پاكي است كه در شب يلدا شروع به باريدن ميكردهاست.
مردمان خطه غرب و شمال غرب كه شاهد برف بيشتر بودند كاسههاي گود و بزرگي ر ا روي بامها قرار ميدادند و زماني كه از برف پر ميشد شيره انگور روي آن ميريختند و در شب يلدا ميخوردند.
همچنين در خراسال و شمال سيستان و بلوچستان مراسم كف زدن اجرا ميشد. به طوري كه در فضايي سرد ريشه گياهي به نام چوبك كه در زبان محلي به آن بيخ گفته ميشود در آب خيس و چندبار مي جوشانند و در ظرف هاي «تاقار» ريخته ميشود و آنقدر با چوبهاي نازك انار همزده ميشود تا به صورت كف در ميآيد. وقتي سرد شد آن را با شيره انگور مثل بستي ميخوردند.
غذاهاي مخصوص استانها در شب چله
هرشهري بنا به رسومات خاصشان شامي را تهيه ميكنند كه صرفا مختص شب چله است. در سنندج شام شب چله دلمه برگ مو يا دلمه كلم است كه با چاشني مخصوص به نام دوشاب تهيه ميشود. كه حتما بعد از خوردن اين غذا بايد از «كالك تورش» كه يك نوع خوراكي سنتي است نيز استفاده ميشود. همچنين در شيراز از هويج پلو و در خطه شمال ماهي پلو طبخ ميشود. از ديگر غذاهايي که با ماهي درست ميشود ميتوان به قليه ماهي اشاره کرد که در آبادان، هرمزگان و بوشهر طبخ ميشود.
(خبري هه يا نيه) خبري هست يا نه؟
يكي از مراسم پرشور و جالبي كه در شب چله مرسوم و محسوس است مراسم بختگشايي است. اين مراسم بدون استثناء در تمامي شهرها وجود دارد. دختران دمبخت كرمانشاهي با اين نيت كه خبري هه يا نيه تفال به حافظ ميزنند. درتهران قديم دختران را از ميان كمان پنبه زني رد ميكردند با اين اعتقاد كه بخت دختر همانند زه كمان به زودي گشوده خواهد شد.
مهررخشا نكوترين چهر است/ شب يلدا تولد مهر است/ چونكه از روز اول ديماه/ روز گردد بلند و شب كوتاه/ لفظ يلدا اگرچه سرياني است/ شب مهرآفرين ايراني است.