0

عشق به نماز

 
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

عشق به نماز

امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: زمانى كه بنده «بسم اللّه  الرحمن الرحيم، الحمدللّه  رب العالمين» را قرائت كرد و فاتحة الكتاب و سوره را خواند، خداوند تعالى خطاب به ملائكه خود مى گويد: آيا اين بنده مرا نمى بينيد چگونه با قرائت كلام من لذّت مى برد؟ شما را شاهد مى گيرم، اى ملائكه من! هر آينه در روز قيامت به او خواهم گفت: در بهشت من قرائت كن و به درجات (بالا) ارتقا پيدا كن؛ پس او دائم قرائت مى كند و به عدد هر حرف، درجه اى از طلا و نقره، درجه از نور ربّ العزّة به او عطا  خواهد شد».

پيامبر اسلام (صلی الله علیه وآله)  بعد از نزول وحى و قرآن، عبادت بسيار مى كرد و مخصوصاً ايستاده به عبادت مشغول مى شد؛ آن قدر كه پاهاى او متورّم مى گرديد. گاهى براى آنكه بتواند به عبادت خود ادامه دهد، سنگينى خود را بر يك پا قرار مى داد و گاه بر پاى ديگر و گاه بر پاشنه مى ايستاد و گاه بر انگشتان پا. آياتى نازل شد و به پيامبر (صلی الله علیه وآله)  دستور داد كه اين همه رنج و ناراحتى بر خود تحميل نكند.

 

منبع: پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى، دفتر 44(حضور قلب در نماز)، صفحه 29

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

سه شنبه 21 بهمن 1393  11:29 PM
تشکرات از این پست
omiddeymi1368
omiddeymi1368
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6610
محل سکونت : خراسان جنوبی / بیرجند

پاسخ به:عشق به نماز

يكى از آزادگان نقل مى كند: «صبح زود، با صداى بيدار باش يكى از بچه ها ـ كه نزديك شدن اذان صبح را خبر مى داد ـ از خواب بيدار شدم. هنوز خستگى در بدنم باقى بود؛ اما وقتى فهميدم كه بيشتر بچه ها مدت زيادى است بيدار شده اند، تعجب كردم. در چهره هيچ كدام از آنها آثار خواب آلودگى و خستگى ديده نمى شد. من هم بلافاصله وضو گرفتم. پس از اذان، نماز را به جماعت خوانديم، البته اين كار به سادگى، عملى نبود؛ مى بايست مراقب اطراف مى بوديم، به همين دليل يكى از بچه ها را كنار پنجره گذاشتيم كه مواظب باشد و يكى دو پنجره ديگر را هم با لباس پوشانديم. در اردوگاه، معمولاً از انجام اين گونه فرايض دينى، به شدّت جلوگيرى مى شد. با اين حال، بچه ها با اشتياق فراوان مشغول راز و نياز مى شدند و كمترين اهميتى به اخطار نگهبان ها نمى دادند.  در واقع دعا و نيايش، از اعماق وجود بچه ها مى جوشيد. به حدّى كه حتّى يك بار، يكى از نگهبان ها گفته بود: مگر شما پيغمبريد كه اين قدر نماز مى خوانيد».

 

منبع: پرسش ها و پاسخ هاى دانشجويى، دفتر 44(حضور قلب در نماز)، صفحه 30

واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشه‌اش كجاست ...

سه شنبه 21 بهمن 1393  11:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها