0

چون خراباتی نباشد زاهدی

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

چون خراباتی نباشد زاهدی
شنبه 29 آبان 1389  12:19 PM

 

چون خراباتی نباشد زاهدی
چون خراباتی نباشد زاهدی    کش به شب از در درآید شاهدی
محتسب گو تا ببیند روی دوست    همچو محرابی و من چون عابدی
چون من آب زندگانی یافتم    غم نباشد گر بمیرد حاسدی
آن چه ما را در دلست از سوز عشق    می‌نشاید گفت با هر باردی
دوستان گیرند و دلداران ولیک    مهربان نشناسد الا واحدی
از تو روحانیترم در پیش دل    نگذرد شب‌های خلوت واردی
خانه‌ای در کوی درویشان بگیر    تا نماند در محلت زاهدی
گر دلی داری و دلبندیت نیست    پس چه فرق از ناطقی تا جامدی
گر به خدمت قایمی خواهی منم    ور نمی‌خواهی به حسرت قاعدی
سعدیا گر روزگارت می‌کشد    گو بکش بر دست سیمین ساعدی

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها