پاسخ به:دو نوع مدیریت
چهارشنبه 3 آبان 1391 7:13 PM
* وقتی كاركنان، خوب كار میكنند، مدیران اصلاً توجه نمیكنند، ولی در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبیه میكنند.
* مدیران ناكارآمد، واقعیتها را برای كاركنان بازگو نمیكنند. آنها در حالی كه اخبار خوشایند را بزك كرده و به شكل بزرگنمایی شده به كاركنان خود نشان میدهند، سعی میكنند اخبار ناگوار را كوچك یا پنهان كنند.
* ارزیابی عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادی آنان محاسبه میكنند، ولی برای سینرژی و فرهنگ توان افزایی و هم افزایی ارزشی قائل نیستند.
* با افراد باكاركرد ناچیز و كاركرد برجسته، یكسان برخورد میكنند. این برخورد باعث میشود كاركنانی با موقعیت اول همیشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركنانی با موقعیت دوم، همیشه بیانگیزه باشند.
* با اجرای سیاست تفرقهبینداز و حكومت كن، بر تیرگی روابط افراد سازمان دامن میزنند.
* كارهای كوچك را به آدمهای بزرگ و شایسته و كارهای بزرگ را به آدمهای نالایق میسپارند.
* با دیكته كردن قدم به قدم فعالیتها، ابتكار عمل و خلاقیت را از كاركنانشان سلب میكنند.
* با عدم انعطافپذیری و عدم استقبال از انتقادات با روی باز، شجاعت و جسارت در نظریات و بیان عقاید را از كاركنان سلب میكنند.
* به دلیل عدم تشخیص فرصتها و تهدیدها، از انجام به موقع و حركتهای توام با ریسك معذور است.
* نداشتن برنامهریزی استراتژیك و چشماندازهای لازم، سبب ناتوانی در برداشتن موانع از سر راه و در نتیجه بزرگ شدن مشكلات میشود.مهشید باستانی
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.