پاسخ به:دو نوع مدیریت
چهارشنبه 3 آبان 1391 7:09 PM
|
اما این که چارچوبهای فکری ما و ذهنیتهای ما چگونه میتوانند چشماندازهای جدیدی را بر روی ما باز کنند، مسئله دیگری است و همان طور که در ابتدا گفتیم چگونه میتوان مدیرانه اندیشید و شاخصهای عمده برای پرورش ذهنیتهای مدیریت و رهبری چیست و اصولاً این ذهنیتها کدامند؟
۱) ذهنیت اندیشهورز (مدیریت بر خویشتن)
این گونه مدیران یا مدیرانی با این ذهنیت، قادر به دیدن ماوراها هستند و نگاهشان همواره به پیش است. آنان برای سوابق کاری خود و دیگران ارزش و احترام زیادی قائلند و از تمام فرصتها و تجارب برای اندیشهورزی استفاده میکنند. ظریفی میگفت جامعه به مدیران آینهگون نیاز ندارد که در همه چیز بازتابی از رفتار خود نمیبینند. همچنین به مدیرانی شیشه مانند نیاز ندارند که بیشتر از دماغ خود را نمیبینند. جامعه نیازمند مدیرانی است که این دو صفت را با هم دارند. به یک معنا مدیرانی که در سپیدهدم از پنجره به بیرون نگاهی میاندازند تا از منظر تجارب خود جهان پیرامون را که در حال پدیداری است، ببینند و در معنایی تأمل و تفکر درونی را با هدف درونگری مرور میکنند تا بتوانند بیرون را بهتر ببینند و چیزهای آشنا را به شیوههای متفاوت به تصور آورند.
۲) ذهنیت تحلیلگر(مدیریت بر سازمان یا مجموعه)
تحلیل به معنای خلاص شدن است. (از ریشه یونانی ana به معنای بالا و Legein به معنای رها کردن). تحلیل در همه جا رخ میدهد. در محیط، در روابط (خودارزیابی) و... مدیر تحلیلگر ذهنیتی فراتر از منطقینگری خشک دارد او با دادههای نرم Softdata (ارزشهای نهفته) دست به انتخاب میزند. اما هرگز بدون تحلیل دست به سازماندهی نمیزند. تقسیم کارهای او نیز تحلیل شده است. البته امروزه بعضاً مشکل ما افراط در تحلیل است.
۳) ذهنیت جهان دیده(مدیریت بر محیط)
مدیر جهانی زمان زیادی را برای سفر اختصاص میدهد، اما بر خلاف انتظار وقتی دنیا دیده میشود که پایش بر زمین تجارب چند گانه استوار شود. به بیان دیگر مدیر گاهاً باید از دفتر کارش، گاه از سازمانش، شهرش و کشورش، سری هم به بیرون بزند و محیط پیرامون را به دقت بنگرد.
مدیران باید تلاش کنند دنیا دیده و با تجربه شوند و با تجارب به دست آمده دست به عمل بزنند. باید فرهنگهای سایر ملل را شناسایی کنند و بر محیط بر لبهها و مرزهای میان سازمان و دنیای بیرون نیز مدیریت کنند.
۴) ذهنیت همکاری(مدیریت بر روابط)
در حقیقت مدیریت همکارانه، مدریت کارکردن با دیگران است. کار کردن با شرکا، روسا، رقبا، زیردستان و کار کردن با همه. همه منابع انسانی اطراف قابلیت همکاری و کار کردن را دارند.
مدیرانی که ذهنیت همکاری دارند، بیش از آنچه شعار بدهند عمل میکنند و دیگران را به همکاری ترغیب میکنند. تشویق همکاران، دوستان، همقطاران، همتایان به همفکری سبب میشود همه در کار درگیر باشند و در واقع این نوع مدیریت، مدیریت بر یک شبکه است.
۵) ذهنیت اقدام(مدیریت بر تغییر)
ذهنیت اقدام یعنی پرورش و توسعه هشیاری با تأکید بر تغییرات و تحولات نوین. امروز با زندگی در عصر خیزشهای بزرگ همه چیز در حال تغییر است. تغییر در راستای فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی. برای موفق شدن تغییر مدیران نمیتوانند و نباید دنبالهرو برنامههای ایستا و فرموله باشند. اقدام باید با اندیشهورزی ترکیب شده و همکاری را در خود مخلوط نماید.
و سخن آخر این که تمام مدیران ما به این پنج ذهنیت تمایل دارند. ولی به یکی از آنها کشش و تمایل بیشتری نشان میدهند. به هر صورت باید به نحو مناسب و به اندازه این ذهنیتها با هم ترکیب و ممزوج شوند تا نتایج خوشایندی حاصل شود. نکته مهم و قابل یادآوری این است که مدیریت و رهبری دو رکن از هم جداناشدنی هستند که هر یک ویژگیهای خاصی داشته و همیشه و همزمان باید با هم به کار گرفته شود.
|
|
|
|
مهشید باستانی پور مقدم ، روزنامه همشهری
|
مدیر سابق تالار آموزش خانواده
abdollah_esrafili@yahoo.com
شاد، پیروز و موفق باشید.