0

زن در قرآن

 
mohammad_43
mohammad_43
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 41934
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:زن در قرآن
شنبه 15 مهر 1391  11:37 AM

صفحه : 162

خداى تعالى در مخلوقات‏خود و از آن جمله در اين مخلوقش مقدر كرده است.

و نكته دوم اينكه در جمله: و ترغبون ان تنكحوهنحرف‏جرى در تقدير است، چون مادهرغبتبا حرف جر متعدى مى‏شود كه يا حرففىاست و در اين صورت رغبت‏به‏معناى ميل و علاقه است و در فارسى هم مى‏گوئيم: من در فلان غذا رغبت دارم و يا حرفعناست‏كه در اين صورت رغبت به معناى نفرت است و حرف جرى كه در جمله: وردبحث‏حذف شده لفظعناست نه لفظفىچون‏مى‏خواهد بفرمايد: از ازدواج وهمخوابگى با آنان نفرت داريد و اين با اشاره به محروميت آن زنان كه جمله: لا تؤتونهن ماكتب‏لهنبر آن دلالت داشت و نيز جمله بعدى كه مى‏فرمايد: و المستضعفين من الولدانبرآن دلالت دارد مناسب‏تر است تا اينكه حرف جر رافىبدانيم.

و اما جمله:و المستضعفين من الولدان، اين جمله عطف است بر جمله:يتامى‏النساء، چون از پدر مرده‏ها تنها كودكان را ارث نمى‏دادند و آنها را استضعاف مى‏كردند وازارث محروم مى‏ساختند به اين بهانه كه اينها سوار بر مركب‏هاى جنگى نمى‏شوند و از حريم‏خانواده دفاع نمى‏كنند.

و ان‏تقوموا لليتامى بالقسطاين جمله عطف است بر محل و موقعيت‏جمله: فيهنو معنايش اين است كه بگو: خداى تعالى براى شما بيان مى‏كند كه در امر ايتام‏قيام به عدالت كنيد و اين جمله در حقيقت‏به منزله اعراض كردن از يك حكم خاص و توجه نمودن به‏حكمى عمومى است، حكمى كه‏شمولش از آن حكم خاص بيشتر است، قبلا سخن از حكم خاص به ايتام زنان داشت و در اين‏جمله،حكم را متوجه عموم ايتام نموده، اول در خصوص مال آن ايتام سخن مى‏گفت، حالا درباره مال و غير مال آنان سخن مى‏گويد.

وما تفعلوا من خير فان الله كان به عليمادر اين جمله به‏مردان جاهليت تذكر مى‏دهد به اينكه آنچه خداى عز و جل درباره زنان‏و در خصوص يتيمان بر آنان واجب‏كرده خيرشان در آن احكام است و اينكه خداى تعالى به آن‏دانا است، اين تذكر را مى‏دهد تا تشويق آنان به عمل به آن‏احكام باشد، چون وقتى بدانند كه‏خدا به اعمال آنان دانا است، هم تشويق مى‏شوند و هم از مخالفت او بر حذر مى‏گردند، چون‏مخالفتشان‏را نيز مى‏بيند و به آن آگاه استو ان امراة خافت من بعلها نشوزا او اعراضا...اين آيه شريفه‏حكمى را بيان مى‏كند كه مورد استفتاء پرسش كنندگان نبود و ليكن از

صفحه : 163

آنجا كه با حكم مورد استفتاءشان تناسب داشت در اينجا ذكرشده، نظير حكمى كه در آيه‏بعدى آمده و جملهو لن تستطيعوا ان تعدلوا...بيانگرآن است كه آن نيز از مسائل مورد استفتاءآنان خارج بود.

و اگر شرط اصلاح را خوف نشوز و اعراض قرار داد، نه خودآن دو را، براى اين بود كه‏صلح موضوعش از زمانى تحقق مى‏يابد كه علامت‏ها و آثار ترس آور آن تحقق‏يابد و سياق‏دلالت دارد بر اينكه مراد از صلح و مصالحه كردن اين است كه زن از بعضى حقوق زناشوئى‏خودش صرفنظر كند تاانس و علاقه و الفت و توافق شوهر را جلب نمايد و به اين وسيله از طلاق‏و جدائى جلوگيرى كند و بداند كه صلح بهتر است.

و احضرت الانفس الشحكلمه: شحبه معناى بخل‏است و جمله مورد بحث مى‏خواهد اين حقيقت را خاطرنشان سازد كه غريزه بخل يكى از غرائز نفسانيه‏اى است كه‏خداى تعالى بشر را بر آن غريزه‏مفطور و مجبول كرده تا به وسيله اين غريزه منافع و مصالح خود را حفظ نمايد و از ضايع‏شدن آن‏دريغ كند، پس هر نفسى داراىشحوبخلهست و بخلش همواره حاضر در نزد او است، يك زن‏نسبت به حقوقى كه در زوجيت دارد يعنى در لباس و خوراك و بستر و عمل زناشوئى، بخل مى‏ورزد، يعنى از تلف شدن‏و غصب شدن آن جلوگيرى مى‏كند و يك مرد نيز در صورتى‏كه به زندگى كردن با همسرش بى ميل باشد، از موافقت‏و محبت و اظهار علاقه به او بخل‏مى‏ورزد، در چنين صورتى حرجى بر آن دو نيست در اينكه بين خود صلح‏بر قرار نمايند، يعنى‏يكى از آن دو از پاره‏اى حقوق خود چشم‏پوشى كند.

وان تحسنوا و تتقوا فان الله كان بما تعملون خبيرااين‏جمله موعظه‏اى است براى مردان كه از طريق احسان و تقوا تجاوز نكنند و متذكراين معنا باشندكه خداى عز و جل از آنچه مى‏كنند با خبر است، پس در معاشرت با زنان، جورو ستم نكنند و آنان را مجبور نسازند كه ازحقوق حق خود چشم بپوشند، هر چند كه خود آنان‏مى‏توانند چنين كنند.

مقدار واجب از عدالت بين همسران متعدد كه بايد مرد مراعات كندولن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم... اين جمله حكم عدالت در بين زنان كه خداى عزو جل در اول سوره تشريع كرده و به‏مردان حكم كرده بود كه: اگر مى‏ترسيدنتوانيد عدالت بر قرار كنيد به يك زن اكتفا كنيد(1)


(1)سوره نساء، آيه 3.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها