پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
شنبه 28 بهمن 1391 10:34 PM
سلام آرچیتکت من همیشه میام ولی یه دو روزی هست که حال ندارم واسه همین مطلب نمینویسم
راستی چرا حرف از رفتن میزنی کجا میخوای بری ؟ دادا روشنمون کن خوب داستان چیه؟؟؟؟؟؟چرا میگی دم آخری؟ اون پستی کلبه سوخته هم دیدمش ولی چیزی دستگیرم نشد آی کیو در حده صفر الان هم برام سوال شده که داستان چیه؟
این علامت سوال رو سرم شده قد یه اتاق
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`
سلام
برادر سلامت چی شده چرا حال ندارید؟؟؟ مگه اینجا پاتوق هر چه میخواهد دل تنگت بگو نیست ؟
ما غریبه ایم ؟ گاهی اوقات زندگی وفق مراد نیست هم به صلاح خدا و هم به حکمتش باید راضی بوود پس به جای غصه بخندید و مصلحت خدا رو شاکر باشید
سلام کاربر طهمورس (هه هه چه باحال برادر سلامت
)من اسمم منوچهر بچه ها با من شوخی دارن میگن آقا منوچهر
شما اگه دوست داشتی بگو داش منوچهر
راستش برادر سلامت که میگین احساس دوری و فاصله به من دست میده
بازم هر جور خودتون دوست دارید
جریان قرص خوردنم واسه اینه که من عادت دارم موقع سفر واسه اینکه تو ماشین خوابم نمیبره قرص خواب بخورم و بخوابم ولی وقت حرکت یادم اومد ای داد بیداد قرصارو گذاشتم تو چمدون و چمدونم تو صندوق ماشین
، هیچی دیگه تا خوده مشهد بیدار بودم مث ...![]()
تو مشهد هم برنامه خوابم دست خودم نبود یهو تصمیم گرفته میشد ساعت 2 شب بریم حرم ، یه بارم ساعت 8 شب رفتیم و ساعت 2 نصفه شب اومدیم گفتم موقع برگشت قرص خواب بخورم و تو ماشین بخوابم عجله ایی شد و باز قرصارو گذاشتم تو چمدون و چمدون هم تو صندوق ماشین
، ساعت 1 نصفه شب رسیدم خونه و ساعت 8 صبح بلند شدم رفتم سرکار
دیگه از بیخوابی بی حال شدم تو ماشین موقع رفت و برگشت چشمام واسه خودش راهنما میزد و 3ثانیه بسته میشد 1 ثانیه باز میشد![]()
گذشت و گذشت شد 5شنبه واسه اینکه خوابیدنم جبران بشه 2تا قرص خواب خوردم و تا ساعت 12 ظهر مث میت خواب بودم ولی جبران نشد شب جمعه ساعت 8 خوابیدم و صبح سرحال بیدار شدم ![]()
نمیدونم چرا به خوابیدن انقد حساسه بدنم اگه دیر بخوابم مریض میشم
تجربه دارماااااا
اینا به کنار یه مشکلی که .به خدا خیلی خصوصیه .باور کنید غریبه نیستید اینجا جای گفتن نیست![]()
منم هم از امام رضا خواستم کمکم کنه هم از خدا
ولی تا حالا منتظرم و به قول داداش آرتیکت صبر صبر صبر
امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم
