0

هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!

 
salamat595
salamat595
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آبان 1391 
تعداد پست ها : 19536
محل سکونت : مازندران

پاسخ به:هر چه می خواهد دل تنگت بگو!!!
شنبه 28 بهمن 1391  10:34 PM


نقل قول tahmores
نقل قول salamat595



سلام آرچیتکت من همیشه میام ولی یه دو روزی هست که حال ندارم واسه همین مطلب نمینویسم 

راستی چرا حرف از رفتن میزنی کجا میخوای بری ؟ دادا روشنمون کن خوب داستان چیه؟؟؟؟؟؟چرا میگی دم آخری؟ اون پستی کلبه سوخته هم دیدمش ولی چیزی دستگیرم نشد آی کیو در حده صفر الان هم برام سوال شده که داستان چیه؟

این علامت سوال رو سرم شده قد یه اتاق 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~`

سلام 

برادر سلامت چی شده چرا حال ندارید؟؟؟   مگه اینجا پاتوق هر چه میخواهد دل تنگت بگو نیست  ؟

ما غریبه ایم  ؟ گاهی  اوقات زندگی وفق مراد نیست  هم به صلاح  خدا و هم به حکمتش باید راضی بوود  پس به جای غصه بخندید و مصلحت خدا رو شاکر باشید


 

 

سلام کاربر طهمورس (هه هه چه باحال  برادر سلامت http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/105.gif)من اسمم منوچهر بچه ها با من شوخی دارن میگن آقا منوچهرhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/4.gifشما اگه دوست داشتی بگو داش منوچهر http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/8.gifراستش  برادر سلامت که میگین احساس دوری و فاصله به من دست میدهhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/17.gifبازم هر جور خودتون دوست دارید

جریان قرص خوردنم واسه اینه که من عادت دارم موقع سفر واسه اینکه تو ماشین خوابم نمیبره قرص خواب بخورم  و بخوابم ولی وقت حرکت یادم اومد ای داد بیداد قرصارو گذاشتم تو چمدون و چمدونم تو صندوق ماشین http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/42.gif، هیچی دیگه تا خوده مشهد بیدار بودم مث ...http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/106.gif

تو مشهد هم برنامه خوابم دست خودم نبود یهو تصمیم گرفته میشد ساعت 2 شب  بریم حرم ، یه بارم ساعت 8 شب رفتیم و ساعت 2 نصفه شب اومدیم گفتم موقع برگشت قرص خواب بخورم و تو ماشین بخوابم عجله ایی شد و باز قرصارو گذاشتم تو چمدون و چمدون هم تو صندوق ماشینhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/14.gif، ساعت 1 نصفه شب رسیدم خونه و ساعت 8 صبح بلند شدم رفتم سرکار http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/20.gifدیگه از بیخوابی بی حال شدم تو ماشین موقع رفت و برگشت چشمام واسه خودش راهنما میزد و 3ثانیه بسته میشد 1 ثانیه باز میشدhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/13.gif

گذشت و گذشت شد 5شنبه واسه اینکه خوابیدنم جبران بشه 2تا قرص خواب خوردم و تا ساعت 12 ظهر مث میت خواب بودم ولی جبران نشد شب جمعه ساعت 8 خوابیدم و صبح سرحال بیدار شدم http://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/15.gif

نمیدونم چرا به خوابیدن انقد حساسه بدنم اگه دیر بخوابم مریض میشمhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/35.gifتجربه دارماااااا

اینا به کنار یه مشکلی که .به خدا خیلی خصوصیه .باور کنید غریبه نیستید اینجا جای گفتن نیستhttp://l.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/17.gif

منم هم از امام رضا خواستم کمکم کنه هم از خدا

ولی تا حالا منتظرم و به قول داداش آرتیکت صبر صبر صبر

 

 

 

 

امضا بلد نیستیم انگشت میزنیم

http://s5.picofile.com/file/8139849018/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA.jpg

تشکرات از این پست
s4d3gh architect0811 qolameali
دسترسی سریع به انجمن ها