پاسخ به:خاطرات طنز جبهه
جمعه 16 مهر 1389 3:33 PM
بوي عمليات كه ميآمد، يكي از ضروريترين كارها تميز كردن سلاحها بود.
در گوشه و كنار مقر، بچهها دوتادوتا و سهتاسهتا دور هم جمع ميشدند و جزبهجز اسحهشان را پياده ميكردند و با نفت ميشستند، فرچه ميكشيدند و دست آخر براي اطمينان خاطر يكي دو تا تير شليك ميكردند تا احياناً اسلحهشان گيري نداشته باشد.
در ميان دوستان، رزمندهاي به نام سيدمرتضي بود كه بعدها شهيد شد، اسلحهي وي آرپيجي بود، ظاهراً اولين بار بود كه او در عمليات شركت ميكرد.
بعد از نظافت قبضهي آرپيجياش اين مسأله را جدي گرفته بود كه او هم بايد دو سه تا گلوله پرتاب كند.
تا شب عمليات دچار مشكل نشود.
هرچه همه ميگفتند، بابا! پدرت خوب، مادرت خوب، كسي كه با آرپيجي آزمايشي نمياندازد، به خرجش نميرفت و ميگفت:
«بايد مثل بقيه اسلحهاش را امتحان كند».
![[تصویر: 523uyv9-1298625533.gif]](http://oshagholhosein.ir/up/images/523uyv9-1298625533.gif)