0

خاطرات طنز جبهه

 
mparsa
mparsa
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 222
محل سکونت : فارس

پاسخ به:خاطرات طنز جبهه
جمعه 16 مهر 1389  3:33 PM

امتحان اسلحه

بوي عمليات كه مي‌آمد، يكي از ضروري‌ترين كارها تميز كردن سلاح‌ها بود. 
در گوشه و كنار مقر، بچه‌ها دوتادوتا و سه‌تا‌سه‌تا دور هم جمع مي‌شدند و جزبه‌جز اسحه‌شان را پياده مي‌كردند و با نفت مي‌شستند، فرچه مي‌كشيدند و دست آخر براي اطمينان خاطر يكي دو تا تير شليك مي‌كردند تا احياناً اسلحه‌شان گيري نداشته باشد.

در ميان دوستان، رزمنده‌اي به نام سيدمرتضي بود كه بعدها شهيد شد، اسلحه‌ي وي آرپي‌جي‌ بود، ظاهراً اولين بار بود كه او در عمليات شركت مي‌كرد. 
بعد از نظافت قبضه‌ي آرپي‌جي‌اش اين مسأله را جدي گرفته بود كه او هم بايد دو سه تا گلوله پرتاب كند. 
تا شب عمليات دچار مشكل نشود. 
هرچه همه مي‌گفتند، بابا! پدرت خوب، مادرت خوب، كسي كه با آرپي‌جي آزمايشي نمي‌اندازد، به خرجش نمي‌رفت و مي‌گفت: 

«بايد مثل بقيه اسلحه‌اش را امتحان كند».

[تصویر: 523uyv9-1298625533.gif]
امام حسین (ع) فرمودند:
أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء
 
عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند
 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها