پاسخ به:اخبارفرهنگی
چهارشنبه 31 فروردین 1390 10:58 PM
خبرگزاري فارس: آنچه ادبيات معاصر ما از آن گاه به گاه غفلت ميورزد همين آرمانخواهي انسان اجتماعي است؛ آرمانخواهياي كه در برخي فرديتها پنهان شده است.

آنچه را در باب زبان سعدي از جمله اين كه «سهلالممتنع» است و «ايجاز» دارد؛ در كتب مختلف درباره «بوستان» و «گلستان» گفته آمده؛ همه در مورد غزليات او هم صادق است. اما آنچه در غزليات بيش از ديگر ويژگيها رخ مينمايد؛ رفتار سعدي با زبان و تغزليبودن رويكرد اوست. دايره واژگاني كه سعدي، از آن براي بيان عاشقانههايش بهره ميجويد، اگرچه با همروزگارانش موافق و مشترك است؛ اما در محور همنشيني آنچه سعدي با گوهر واژگان ميكند متفاوت است از آنچه همروزگاران او. البته ميتوان دريافت؛ تجربيات سعدي در همنشيني واژگان به صبغه او در سفرها و گفتوگوهايش بازميگردد. او به خوبي دريافته است كه جهان واژگان در عاشقانهنويسي همان جهاني است كه ذهن شاعر ميبايد آن را درون خود تجربه كند؛ و اينجاست كه ذهن شاعر آني ميآفريند كه ديگران از آن عاجزند. البته ذكر اين نكته هم ضروري است كه؛ سعدي در امر زيباييدوستي به جنبه عاطفي و وحدت آن با عناصر انديشه؛ قالب زيبايي شاعرانه داده و جوشش عاطفه و انديشه را در توجه به جمال و كمال تصوير كرده است و بدينگونه جاي چنداني براي جدال بر سرزمينيبودن يا عرفانيبودن زيبايي و عشقي كه سروده باقي نگذاشته است.
محمود عباديان در كتاب «تكوين غزل و نقش سعدي» مينويسد: «مرحلههايي كه غزل در مسير رشد خود تا پايان قرن ششم پيموده بود دو كيفيت را نشان ميدهند. يكي مرحلهاي كه با تكوين غزل توأم بود و در غزل موضوع توصيف شده به صورت احساس و عشق شخصي يا فردي سروده شده بود؛ غزلهاي پراكنده نخستين بر اين سياقند. ديگر مرحله بعد؛ كه غزل در آن رشد و تكامل بيشتري يافت مرحلهاي كه در آن موضوع و مطلب با بيان همگاني و كلي سروده ميشود. اين مرحله هم غزل عرفاني و هم غزل غيرعرفاني را در بر ميگيرد . . . . غزل سعدي كيفيتهاي هنري اصيل و زندهاي دارد كه سير غزل در طي دويست و اندي سال قبل بدان دست يافته بود؛ اين غزل حاصل تركيب، سادگي و رواني و يكدستي با پختگي و غناي انديشه است؛ احساس و عشقي كه در آن توصيف ميشود؛ احساس و عشقي است كه با تار و پود خصيصههاي نوع انسان آميخته شده است.
زيبايي توصيفشده در غزل سعدي زيبايي آرماني است كه خصوصيت انساني فراگير دارد؛ اين عشق و زيبايي مبشر دوستي و آرمانخواهي انسان اجتماعي و در عين حال فرديت يافته ايراني است. «عشق» و «احساس» در غزل سعدي بيان شيفتگي «فرديت حساس» انسان است؛ اين عشق و احساس نه تك و تصادفي است و نه خصلت عشق و احساسي را دارد كه صرفاً از تأمل شخصي كه پيوند مستقيم با موضوعي ندارد، ناشي ميشود».
سعدي از آن رو كه از جاودانهسرايان ادب فارسي است اين «آرمانخواهي انسان اجتماعي» را به تكرار گوشزد كرده پياپي از آن نوشته است. آنچه ادبيات معاصر ما از آن گاه به گاه غفلت ميورزد همين آرمانخواهي انسان اجتماعي است؛ آرمانخواهياي كه در برخي فرديتها پنهان شده است.
انتهاي پيام/و*