پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390 11:40 AM
یک داستان جالب و یک جنایت تاریخى
نگارنده در چند سال قبل از این از بعضى دوستان شنیده بودمکه برخى از نویسندگان اهل سنت روایاتى را که در کتابهاىمعتبر و سیره و تاریخ از رسول خدا(ص)و یا صحابه آنحضرتنقل شده و در آن روایات کلمه و یا جملهاى به نفع مذهبشیعه وجود دارد آنها را تحریف و دستکارى کردهاند تامستمسکى براى مذهب شیعه نباشد...!
و بدنبال همین گفتار آن دوست ما مصمم بود که نسخههاى قدیمى(خطى و چاپى)کتابهاى اهل سنت را بهر قیمتى شدهتهیه و جمعآورى کند که در آینده از این دستکاریها و تحریفهامصون بماند...
ولى براى این گفتار مدرک و شاهدى نیافته بودم تا وقتى بههمین حدیث«یوم الدار»برخوردم با کمال تعجب و یا واضحتربگویم با کمال تاسف مشاهده کردم که اینان در این حدیثشریف این دستکارى و یا بهتر بگویم«جنایت تاریخى»راانجام دادهاند که باید نام چند نفر را در اینجا براى نمونه به اطلاعشما برسانیم:
1- نخستین کسى که دستبه چنین کارى زده خود طبرىاست که همانگونه که شنیدید در کتاب تاریخ خود در مورددعوت رسول خدا اینگونه روایت کرده که رسول خدا(ص)فرمود:
«ایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکون اخى و وصییو خلیفتى فیکم...»و دو سطر بعد از این عبارت نیز آنجا کهسخن على علیه السلام را در پذیرفتن دعوت رسول خدا(ص) نقلمىکند و رسول خدا دربارهاش مىفرماید:
«ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم فاسمعوا له و اطیعوا...»
سپس از آنجا که دیده است این روایتبهترین دلیلبر مدعاى شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام است که معتقد بهخلافتبلا فصل آنحضرت پس از رسول خدا(ص)میباشند آمده و در کتاب تفسیر خود چند کلمه را برداشته و بجاى آن«...کذاو کذا...»گذارده تا هم تغییر معنائى واقع نشود و هم مدرکىبراى شیعه نباشد و اجمال داشته باشد،و بهمین منظور در تفسیرخود اینگونه نقل کرده که رسول خدا(ص)فرمود:
«فایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکون اخى و کذاو کذا...» (1)
و در پایان حدیث نیز سخن رسول خدا(ص)را اینگونه نقلکرده که فرمود:«ان هذا اخى و کذا و کذا...»
که هر کس این حدیث را بخواند به یقین میداند کهدست کارى شده و رسول خدا(ص)به اینگونه با اجمال سخننمیگوید و«کذا و کذا»نمیگوید و بطور مسلم این کار راویانحدیثبوده که نمیخواستهاند متن حدیث را نقل کنند...
و نظیر کار طبرى و این جنایتبزرگ را در این حدیث،ابن کثیر شامى نیز در کتاب«البدایة و النهایة»و«السیرة النبویة» و تفسیر خود نیز انجام داده (2) ...
چنانچه از نویسندگان معاصر زمان ما نیز محمد حسین هیکلدر کتاب خود«حیاة محمد»در برابر مقدارى پول سیاه و یافروش مثلا هزار جلد کتاب به کتابفروشیها همین جنایت راانجام داده و در طبع اول کتاب خود در صفحه 104 حدیث راهمانگونه که بوده نقل کرده و در چاپ دوم یعنى چاپسال 1354 جمله:
«و خلیفتى فیکم...»را از حدیثحذف کرده و بهمان جمله: «و یکون اخى و وصیى»اکتفا کرده (3) !!
نگارنده گوید:براى متتبع در احادیث تاریخى روشن استکه این جنایت اختصاص به این روایت ندارد و اینان در جاهاىدیگر نیز نظیر اینکار را کردهاند که نمونهاش را میتوانید درداستان جنگ احد و حدیثى که از رسول خدا(ص)نقل کردهاندکه در مورد فرار کردن برخى از مردان و استقامت و پایدارىبرخى از شیر زنان در آن گیر و دار و جنگ سخت فرمود:
«...لمقام نسیبة بنت کعب الیوم خیر من مقام فلانو فلان...» (4)
که چون براى هر خوانندهاى این سئوال پیش میآید که مسلمااین کنایة گوئى از خود رسول خدا(ص)نبوده،و آنحضرت نامبرده ولى راوى نامها را نبرده و بجاى آن«فلان و فلان»گفته، ازاینرو ابن ابى الحدید بدنبال نقل حدیث گوید:
«قلت:لیست الراوى لم یکن هذه الکنایة و کان یذکرهماباسمهما حتى لا تترامى الظنون الى امور مشتبهة،و من امانة المحدثان یذکر الحدیث على وجهه و لا یکتم منه شیئا فما باله کتم اسمهذین الرجلین؟».
-اى کاش راوى بصورت کنایة نام نمىبرد و نام این دو مردرا آشکارا ذکر میکرد تا گمانها به چیزهاى مشتبه و مشکوکىنرود،و این لازمه امانتشخص محدث است که حدیث راهمانگونه که هست نقل کند و چیزى را از حدیث کتمان نکند،پس چه انگیزهاى او را بر آن داشته تا نام این دو مرد را پوشیده ومکتوم دارد؟...(پایان کلام ابن ابى الحدید).
که ما در جاى خود گفتهایم:شاید آن دو نفر از کسانىبودهاند که بعدها داراى منصبهاى مهمى شدند و راوى حدیث ازترس و یا جهات دیگرى نتوانسته نام ایشان را ببرد و اینبىامانتى را در نقل انجام داده،که البته این علت انگیزهاى جزترس و بىتقوائى نمىتواند داشته باشد،و مجوزى براى ارتکابچنین جرمى نخواهد بود...
-------------------------------------------------
1- تفسیر طبرى ج 19 ص 74.
2- البدایة و النهایة ج 3 ص 40 و تفسیر ابن کثیر ج 3 ص 351 و السیرة النبویة ج 1ص 459.
3- براى توضیح بیشتر به کتاب سیرة المصطفى ص 131 و فلسفة التوحید و الولایة ص 179 و 136 مراجعه شود.
4- شرح ابن ابى الحدید ط مصر ج 3 ص 377.
امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.