0

تاریخ تحلیلی اسلام

 
yaemamhasan2
yaemamhasan2
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 11008
محل سکونت : تهران

پاسخ به:تاریخ تحلیلی اسلام
جمعه 26 فروردین 1390  11:40 AM

یک داستان جالب و یک جنایت تاریخى

نگارنده در چند سال قبل از این از بعضى دوستان شنیده بودم‏که برخى از نویسندگان اهل سنت روایاتى را که در کتابهاى‏معتبر و سیره و تاریخ از رسول خدا(ص)و یا صحابه آنحضرت‏نقل شده و در آن روایات کلمه و یا جمله‏اى به نفع مذهب‏شیعه وجود دارد آنها را تحریف و دستکارى کرده‏اند تامستمسکى براى مذهب شیعه نباشد...!
و بدنبال همین گفتار آن دوست ما مصمم بود که نسخه‏هاى قدیمى(خطى و چاپى)کتابهاى اهل سنت را بهر قیمتى شده‏تهیه و جمع‏آورى کند که در آینده از این دستکاریها و تحریفهامصون بماند...
ولى براى این گفتار مدرک و شاهدى نیافته بودم تا وقتى به‏همین حدیث‏«یوم الدار»برخوردم با کمال تعجب و یا واضحتربگویم با کمال تاسف مشاهده کردم که اینان در این حدیث‏شریف این دستکارى و یا بهتر بگویم‏«جنایت تاریخى‏»راانجام داده‏اند که باید نام چند نفر را در اینجا براى نمونه به اطلاع‏شما برسانیم:
1- نخستین کسى که دست‏به چنین کارى زده خود طبرى‏است که همانگونه که شنیدید در کتاب تاریخ خود در مورددعوت رسول خدا اینگونه روایت کرده که رسول خدا(ص)فرمود:
«ایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکون اخى و وصیی‏و خلیفتى فیکم...»و دو سطر بعد از این عبارت نیز آنجا که‏سخن على علیه السلام را در پذیرفتن دعوت رسول خدا(ص) نقل‏مى‏کند و رسول خدا درباره‏اش مى‏فرماید:
«ان هذا اخى و وصیى و خلیفتى فیکم فاسمعوا له و اطیعوا...»
سپس از آنجا که دیده است این روایت‏بهترین دلیل‏بر مدعاى شیعیان امیر المؤمنین علیه السلام است که معتقد به‏خلافت‏بلا فصل آنحضرت پس از رسول خدا(ص)میباشند آمده و در کتاب تفسیر خود چند کلمه را برداشته و بجاى آن‏«...کذاو کذا...»گذارده تا هم تغییر معنائى واقع نشود و هم مدرکى‏براى شیعه نباشد و اجمال داشته باشد،و بهمین منظور در تفسیرخود اینگونه نقل کرده که رسول خدا(ص)فرمود:
«فایکم یوازرنى على هذا الامر على ان یکون اخى و کذاو کذا...» (1)
و در پایان حدیث نیز سخن رسول خدا(ص)را اینگونه نقل‏کرده که فرمود:«ان هذا اخى و کذا و کذا...»
که هر کس این حدیث را بخواند به یقین میداند که‏دست کارى شده و رسول خدا(ص)به اینگونه با اجمال سخن‏نمیگوید و«کذا و کذا»نمیگوید و بطور مسلم این کار راویان‏حدیث‏بوده که نمیخواسته‏اند متن حدیث را نقل کنند...
و نظیر کار طبرى و این جنایت‏بزرگ را در این حدیث،ابن کثیر شامى نیز در کتاب‏«البدایة و النهایة‏»و«السیرة النبویة‏» و تفسیر خود نیز انجام داده (2) ...
چنانچه از نویسندگان معاصر زمان ما نیز محمد حسین هیکل‏در کتاب خود«حیاة محمد»در برابر مقدارى پول سیاه و یافروش مثلا هزار جلد کتاب به کتابفروشیها همین جنایت راانجام داده و در طبع اول کتاب خود در صفحه 104 حدیث راهمانگونه که بوده نقل کرده و در چاپ دوم یعنى چاپ‏سال 1354 جمله:
«و خلیفتى فیکم...»را از حدیث‏حذف کرده و بهمان جمله: «و یکون اخى و وصیى‏»اکتفا کرده (3) !!
نگارنده گوید:براى متتبع در احادیث تاریخى روشن است‏که این جنایت اختصاص به این روایت ندارد و اینان در جاهاى‏دیگر نیز نظیر اینکار را کرده‏اند که نمونه‏اش را میتوانید درداستان جنگ احد و حدیثى که از رسول خدا(ص)نقل کرده‏اندکه در مورد فرار کردن برخى از مردان و استقامت و پایدارى‏برخى از شیر زنان در آن گیر و دار و جنگ سخت فرمود:
«...لمقام نسیبة بنت کعب الیوم خیر من مقام فلان‏و فلان...» (4)
که چون براى هر خواننده‏اى این سئوال پیش میآید که مسلمااین کنایة گوئى از خود رسول خدا(ص)نبوده،و آنحضرت نام‏برده ولى راوى نامها را نبرده و بجاى آن‏«فلان و فلان‏»گفته، ازاینرو ابن ابى الحدید بدنبال نقل حدیث گوید:
«قلت:لیست الراوى لم یکن هذه الکنایة و کان یذکرهماباسمهما حتى لا تترامى الظنون الى امور مشتبهة،و من امانة المحدث‏ان یذکر الحدیث على وجهه و لا یکتم منه شیئا فما باله کتم اسم‏هذین الرجلین؟».
-اى کاش راوى بصورت کنایة نام نمى‏برد و نام این دو مردرا آشکارا ذکر میکرد تا گمانها به چیزهاى مشتبه و مشکوکى‏نرود،و این لازمه امانت‏شخص محدث است که حدیث راهمانگونه که هست نقل کند و چیزى را از حدیث کتمان نکند،پس چه انگیزه‏اى او را بر آن داشته تا نام این دو مرد را پوشیده ومکتوم دارد؟...(پایان کلام ابن ابى الحدید).
که ما در جاى خود گفته‏ایم:شاید آن دو نفر از کسانى‏بوده‏اند که بعدها داراى منصبهاى مهمى شدند و راوى حدیث ازترس و یا جهات دیگرى نتوانسته نام ایشان را ببرد و این‏بى‏امانتى را در نقل انجام داده،که البته این علت انگیزه‏اى جزترس و بى‏تقوائى نمى‏تواند داشته باشد،و مجوزى براى ارتکاب‏چنین جرمى نخواهد بود...
-------------------------------------------------
1- تفسیر طبرى ج 19 ص 74.
2- البدایة و النهایة ج 3 ص 40 و تفسیر ابن کثیر ج 3 ص 351 و السیرة النبویة ج 1ص 459.
3- براى توضیح بیشتر به کتاب سیرة المصطفى ص 131 و فلسفة التوحید و الولایة ص 179 و 136 مراجعه شود.
4- شرح ابن ابى الحدید ط مصر ج 3 ص 377.

امام على علیه السلام : در شگفتم از کسی که می بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می شود، امّا برای مرگ آماده نمی شود.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها