0

قرآن

 
alibeiki
alibeiki
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 1003
محل سکونت : تهران

پاسخ به: قرآن
پنج شنبه 20 فروردین 1388  9:33 AM

نقل مي كنند :‌
در راه مكه از قافله بازمانده بودم زنى را ديدم كه تنها و سرگردان مى‏رود. پرسيدم كيستى؟
اين آيه را خواند «قل سلام فسوف تعلمون‏»
سلام كردم و سؤال خود را تكرار نمودم
خواند «من يهدى الله فلا مضل له‏» - آنكه را خدا هدايت كند گمراه‏كننده‏اى نخواهد داشت.
- از كجا مى‏آيى؟
- «ينادون من مكان بعيد» - از مكان دورى ندا مى‏شوند.
- قصد كجا دارى؟
- «ولله على الناس حج البيت‏»
- چند روز است‏سرگردانى؟
- «و لقد خلقنا السموات و الارض فى ستة ايام‏»
آيا گرسنه هستى؟
- «و ما جعلناهم جسدا لاياكلون الطعام‏»
به او طعام دادم و به راه افتاديم و چون آهسته مى‏آمد تقاضا كردم كه شتاب كند زودتر برسيم.
گفت : - «لا يكلف الله نفسا الا وسعها».
دانستم قدرت شتاب ندارد.
درخواست كردم بر تك مركب من سوار شود.
گفت: «لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا»
پياده شدم و او را سوار كردم.
گفت: «سبحان الذى سخر لنا هذا»شكر خدايى را كه اين مركب را مسخر ما كرد.
به قافله رسيديم
- آيا ميان اين كاروان كسى را دارى؟
- يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض - يا يحيى خذا الكتاب بقوه - يا موسى انى «انا الله - و ما محمد الا رسول‏».
- اينها چه نسبتى با تو دارند؟
-«المال و البنون زينة الحيوة الدنيا»
اين چهار نفر را صدا زدم ، چهار تن رسيدند ، از من اظهار تشكر كردند.
اين آيه را خواند «يا ابت استاجره ان خير من استاجرت القوى الامين‏»
به من احسان كردند.
-و الله يضاعف لمن يشاء.
عطا را زيادتر كردند.
گفتم : اين زن كيست؟
- فضه خادمه دختر پيغمبر است كه امسال بيستمين سال است او لب به سخنى جز به آيات قرآن باز نكرده است.
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها