پاسخ به:نام كتاب: ملاقات محبوب
سه شنبه 12 بهمن 1389 6:21 AM
مكّه يكى از حرمهاى الهى
خداوند مقام ويژهاى براى شهر مكّه قائل است، و آن را به عنوانيكى از حرمتهاى تكوينى و تشريعى خود قرار داده است. هر كسبدان داخل مىشود احساس امنيّت مىكند و هركس در آن زندگىمىكند از اطمينان خاطر و ثباتى خاصّ برخوردار است. لذا مردم دستهدسته از اقصى نقاط عالم بدون هيچ واهمهاى به سوى اين شهر مقدّسمىشتابند. اگر كسى دراين شهر دست به تعدّى بزند، ديرى نخواهدپاييد كه انتقام الهى شامل حال او خواهد شد. حتماً داستان اصحابفيل را كه در قرآن آمده شنيدهايد، ابرهه پادشاه حبشه با سپاهى تا دندانمسلّح و مجهّز به فيلهاى جنگى به مكّه مكرّمه حملهور شد.
او مىخواست خانه كعبه كه مركز توحيد و عبادت به شمار مىرفترا از بين ببرد... حال آنكه خداوند قبل از دخول آنها به مكّه، پرندگانابابيل را مأمور ساخت تا بوسيله سنگهاى كوچك آنها را هدف قراردهند، پس خداوند بوسيله آن پرندگان تمام آنها را از بين برد، قرآن نيزدر سوره مباركه فيل از آنها ياد مىكند و مىفرمايد:
)أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ * أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ *وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبَابِيلَ * تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِن سِجِّيلٍ * فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍمَأْكُولٍ(80)).
"آيا نديدى پروردگارت با فيل سواران چه كرد؟ * آيا نقشه آنها را درضلالت و تباهى قرار نداد؟ * و بر سر آنها پرندگانى را گروه گروهفرستاد * كه با سنگهاى كوچكى آنان را هدف قرار مىدادند * سرانجامآنها را همچون كاه خورد شده قرار داد."
بنابراين هر كس قصد تعدّى به مكّه معظّمه را داشته باشد عاقبتخوبى در انتظار او نخواهد بود.
خداوند درباره شهر مكّه در قرآن مىفرمايد:
)إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُلِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ...(81)).
"آنان كه كفر ورزيدند و باز مىدارند از راه خدا و مسجدالحرام كهگردانيد براى مردم يكسان چه آنها كه مقيم اند در آن و چه افراد بيابانى."
بارزترين و آشكارترين نمونه بازداشتن از راه الهى، بازداشتن ازمكّه مكرّمه و بويژه مسجدالحرام مىباشد. بنابراين حكومتها با وجوداختلاف در رفتارها و مذاهب نيز با وجود رنگهاى مختلف نمىتوانندمانعى براى رفتن مردم به حجّ ايجاد كنند و اگر مانعى هم توسّطحكومتها ايجاد شود موقّت خواهد بود، چون منع دائمى حجّ در توانآنها نمىگنجد.
سپس قرآن كريم تأكيد مىكند كه مسجدالحرام براى اهل مكّهنمىباشد، مُلك كسى كه بر آن سرزمين مقدّس مسلّط است نيزنمىباشد. بلكه متعلّق به همه -چه مكّى و چه غير مكّى- مىباشد.
سپس خدا مىفرمايد:
)...وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ (
"...و هر كس بخواهد دراين سرزمين از طريق حق منحرف گردد،و دست به ظلم و ستم بيالايد ما از عذاب دردناك به او مىچشانيم."
پس كسى كه در شهر مكّه جنگى بيفروزد وحجّاج بيت اللَّه الحرام راآزار و اذيّت كند بايد از عذاب دردناك به او چشانده شود.
بعداز اين خدا مىفرمايد:
)وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ...(.
"و )بخاطر بياوريد( زمانى را كه محلّ خانه كعبه را براى ابراهيمآماده ساختيم."
از خصوصيّات اين خانه آن است كه هيچكس حق ندارد به نام زبان،مذهب يا قومى خاص بر آن مسلّط شود، در واقع اين خانه از آنِ همهاست، و بر هر كسى كه بدان داخل مىشود واجب است كه خود را ازوابستگيهاى جغرافيايى، سياسى و خونى برهاند.. عصبيّت براىزمين، زبان يا ملّيّت در آنجا راهى ندارد. زائر بايد تمام توجّه خود رامعطوف به خداوند سبحان كند، آن وقت است كه انسان احساسمىكند بنده واقعى خدا مىباشد، در آن هنگام انسانيّت را درك مىكندوبه توحيد روحانى پى مىبرد، و با پاكى زندگى مىكند.
سپس خداوند متعال مىفرمايد: )...أَن لاَّ تُشْرِكْ بِي شَيْئاً...(.
"...و چيزى را شريك من قرار مده..."
درست است كه در هر مكان مىتوان نشانههاى شرك را پيدا كرد،ولى اين مكان شريف مركز تجلّى توحيد مىباشد و بيش از هر جاىديگر ردّ شرك در آن متجلّى است.
)...وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ...(82)).
"...و خانهام را براى طواف كنندگان و قيام كنندگان و ركوع كنندگانو سجود كنندگان پاك كن."
يعنى اينكه پاك و پاكيزه بودن هميشگى حجّ الزامى مىباشد.