0

خورشيد در جبهه

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

پاسخ به:خورشيد در جبهه
جمعه 8 بهمن 1389  2:45 PM

 

 

سيدعلي بني لوحي

پيام آقا
من يادم مي‌آيد در گوشه لچكي، يعني جايي كه كربلاي8 در آن زمان انجام گرفت تمام بچه‌هاي لشگر سيدالشهدا مورد حمله شيميايي قرار گرفتند و تعداد زيادي شهيد شدند در جزاير هم وضع همين گونه بود مقام معظم رهبري به عنوان امام جمعه تهران البته رئيس جمهور وقت هم بودند پيام بسيار مهمي صادر كردند كه اولين پيامي بود كه آقا رهبر گونه دادند. شما مي‌دانيد دقيقاً آن چه كه آقا روي كاغذ آوردند مثل حضرت امام بود در آن پيام گفتند كه: من به عنوان امام جمعه تهران نه رئيس جمهور به جبهه‌ها مي‌روم و ائمه جمعه هم بيايند. لشگر امام حسين (ع) در آن زمان حدود نه گردان پياده داشت آن‌قدر نيرو آمد كه گردان‌هاي پياده ما به 24 گردان رسيد مقر اصلي لشگر هم در دارخوين پر از نيرو بود هشت گردان را آورديم تهران جايي داشتيم به نام پادگان قوچاني آن‌جا هم پر شده بود بعد هفت گردان را در يك پادگاني در سنندج برديم. يعني حدود 26 گردان فقط پياده، برايمان نيرو آمد گردان‌ها را از 256 نفر تا 350 نفر افزايش داديم و هر گردان را چهار گروهان كرديم.
تمام واحدهاي ما پر از نيرو شد به طوري كه گفتيم ديگر نيرو نياوريد. خلاصه اين‌كه حركت آقا به سوي جبهه‌ها به همراه خود امواجي از نيروهاي مردمي را دوباره به حركت درآورد و در دل دشمن رعب و وحشت ايجاد نمود و به رزمندگان روحيه بخشيد.


منبع: كتاب خورشيددرجبهه

 

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها