0

مسئولیت پذیری کودکان

 
zahra_53
zahra_53
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 28735
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به: مسئولیت پذیری کودکان
چهارشنبه 28 خرداد 1399  12:14 PM

مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (2)

 
 
 
 
مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (2)

•    رفتار
کودکان یاد می‌گیرند خودشان را – چه در خلوت و چه در جمع – از طریق عشق، آموزش، الگوبرداری و تجربۀ موارد مختلف هدایت کنند. آنها لازم است یاد بگیرند که چگونه می‌توانند براساس مسئولیت‌های خود رفتار کنند.
کودکان به‌طور طبیعی اخلال‌گران غریزی هستند. به‌همین دلیل است که آنها عواطف خود را بدون هیچ عوامل میانی – مانند تفکر، توجه به‌ارزشها یا احساس همدردی با دیگران – با رفتارهایشان پیوند می‌دهند.
بین احساسات و رفتار آنها یک ارتباط مستقیم وجود دارد. اما اگر چنین وضعیتی تا بزرگسالی آنها ادامه پیدا کند، می‌تواند باعث اعتیاد آنها شود یا سبب شود از اختلالات شخصیتی رنج بکشند.
آنها به‌سادگی احساسات خود را از طریق رفتارشان تخلیه می‌کنند و هیچ حس و درکی از این ندارند که: اگر براساس احساسات خود رفتار کنم، چه اتفاقی به‌وقوع خواهد پیوست؟ حال به‌نحوۀ رفتار کودکی (یا فرد بالغی) که هرگز مرزهای تربیتی را یاد نگرفته است، توجه کنید:
علت: من از اینکه به‌من اجازه نمی‌دهی زمان بیشتری تلویزیون تماشا کنم، عصبانی‌ام.
معلول: من گریه می‌کنم و اوقات تلخی راه می‌اندازم و همه چیز را به‌هم می‌ریزم.
اما کودکی که مرزهای تربیتی در موردش اِعمال شده است، چنین رفتاری از خود نشان می‌دهد:
علت: من از اینکه به‌من اجازه نمی‌دهی زمان بیشتری تلویزیون تماشا کنم، عصبانی‌ام.
تفکر: می‌توانم اوقات تلخی راه بیندازم، اما در این صورت چیزهای دیگری را هم علاوه بر تماشای تلویزیون از دست می‌دهم. بهتر است تسلیم شوم.
معلول: تکالیف مدرسه‌ام را انجام خواهم داد.
فرزند شما با عامل مداخله‌گر از پیش تعیین شده به‌دنیا نیامده است. با این وجود، خداوند ابزارهایی برای کمک به‌تربیت فرزندان در اختیار والدین قرار داده است و این ابزارها حتی بدون همکاری فرزند نیز کارایی دارند. اما بعضی از والدین به‌طور غریزی به‌جای آنکه رفتار فرزند خود را مهار کنند، این وضعیت را برای او دردناک‌تر می‌کنند.
بسیاری از والدین میزان کنترل کودکان خود را نسبت به‌آنچه می‌توانند در رفتار خود اِعمال کنند، کمتر از آنچه هست تخمین می‌زنند. در شرایط عادی، کودکان سالم با کمک ذهن و خواسته‌های خود می‌توانند نحوۀ کنترل رفتارشان را یاد بگیرند.
شما عوامل مداخله‌گر را با به‌کارگیری تایید، راهنمایی و تجربه در ذهن کودکان خود به‌وجود می‌آورید.
تایید: اجازه دهید آنها بدانند احساساتشان واقعی و قابل اعتمادند، چه واقع‌بینانه باشند و چه نباشند.
راهنمایی: به‌آنها بگویید عمل کردن براساس خشم یا خواسته‌هایشان شایسته نیست. به‌آنها راههایی برای کنترل احساسات‌شان پیشنهاد دهید، راه‌هایی مانند گفتگو کردن یا نحوۀ جایگزین کردن راهی که شما برای دستیابی به‌نیازهایتان انتخاب می‌کنید.
تجربه: عواقب رفتارهایی را که هنوز هم ناشایست هستند، به‌آنها نشان دهید. زمانی هم که کنترل بیشتری بر رفتارشان دارند، آنها را تحسین کنید.

•    آنچه که کودکان نیاز دارند درک کنند: "سخت است" در مقابل "من نمی‌توانم"
جنبۀ دیگری از درک پذیرش مسئولیت توسط یک نفر آن است که کودک یاد بگیرد نتوانستن با راحت نبودن تفاوت دارد. کودکان هر دویِ این موارد را یکسان می‌دانند. بنابراین، آنها فکر می‌کنند آنچه که از آن لذت نمی‌برند، همان چیزی است که نمی‌توانند انجام دهند.
به‌همین دلیل، وقتی نمی‌توانند کاری را انجام دهند یا انجام آن کار برایشان سخت است، لازم است شخص دیگری آن را برایشان انجام دهد و آن شخص دیگر، والدی است که در قید و بند مرزها نیست.
فکر کردن به‌این نکته که او نمی‌تواند کاری را که از آن لذت نمی‌برد انجام دهد، مانع از یادگیری این نکته در ذهن کودک می‌شود که مسئولیت زندگی و مشکلات او برعهدۀ خودش است نه شخص دیگر.
به‌همین دلیل او یا در برابر کارهای سخت به‌دلیل سختی بیش از حد آنها تسلیم می‌شود یا شخص دیگری را مجبور می‌کند تا آن کارها را برایش انجام دهد، یا به‌راههای میان بری مثل تقلب در امتحانات متوسل می‌شود.
کودکان از هر فرصتی استفاده می‌کنند تا بتوانند از زیر بار مسئولیت‌های خود شانه خالی کنند و این وظیفۀ ماست که وادارشان کنیم مسئولیت کنترل زندگی خود را بپذیرند. به‌معنای دیگر وظیفۀ شما آن است فردی باشید که زندگی‌اش را براساس مسئولیت و واقعیت بنا نهاده است و این همان چیزی است که حس مسئولیت پذیری را در فرزندان شما پرورش میدهد.
لازم است کودکتان بداند زمانی که در شرایطی بسیار سخت قرار گرفته است، زیر فشار احساسات از پای درآمده است و یا با مشکلاتی روبه‌روست که نمی‌تواند به‌تنهایی آنها را حل کند، کمک خواستن از دیگران قایل قبول است.
لازم است خانه را تبدیل به‌محیطی کنید که او امنیت را در آن احساس کند و بیاید و بگوید: نمرۀ ریاضی‌ام بد شد، نمی‌توانم آن را یاد بگیرم یا من کاری خلاف قانون انجام داده‌ام و یا من با کسی آشنا شده‌ام و می‌خواهم او را به‌شما معرفی کنم. لازم است در این شرایط اعضای خانواده فرزندشان را مورد حمایت قرار دهند و به‌او کمک کنند تا مشکلاتش را حل کند.
اما حتی در این شرایط سخت هم کودک باید مسئولیت‌پذیری را یاد بگیرد. او هنوز وظایفی را برعهده دارد. شما باید وظایفش را برایش توضیح دهید و به‌او بگویید تو باید:
- به‌اندازۀ کافی صداقت و فروتنی داشته باشی و تشخیص دهی که خودت با مشکل روبه‌رو هستی؛ نه آنکه مغرور باشی و مسئله را انکار کنی.
- برای کمک خواستن از دیگران خودت پیشقدم شوی؛ نه آنکه از جمع کناره‌گیری کنی، یا امیدوار باشی که این موضوع به‌خودی خود رفع شود.
- از افرادی کمک بگیری که به‌لحاظ شخصیتی قابل اعتماد هستند و میتوانی از آنها کمک بخواهی.
- وظیفۀ خودت را برای رفع مشکل موجود انجام دهی.
- از کمکی که به تو می‌شود قدردانی کنی و برای آن ارزش قائل شوی.

   http://bayanbox.ir/view/4901804249511124488/talar-koodak.gif

 

 

اصفهان نگین فیروزه ای جهان

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها