مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (1)
مرزهای تربیتی – قانون مسئولیت پذیری (1)
لازم استکه کودکان بدانند مشکلاتشان، مشکلات خودشان است، نه شخص دیگر. زندگی آنها، واگن کوچک قرمز رنگی است کهمتعلق بهخودشان است، وظیفۀ آنها بهحرکت درآوردن این واگن است، بدون آنکه از شخص دیگری انتظار کمک داشته باشند.
نتیجۀ منطقی این مسئله آن است که وقتی کودکان باید مراقب روابط خود باشند، نباید درگیر مشکلات دیگر شوند. آنها مسئول خودشان و رفتارشان نسبت بهدیگران هستند.
یکی از مشخصههای بلوغ مسئولیت پذیری، دنبال کردن آرزوها و حل مشکلات خود است. اگر برای تغییر مسیر دیر راهنما بزنیم، بزرگراه مقصر نیست. اگر میخواهیم پیشرفت شغلی داشته باشیم، باید واحدهای درسی را با جدیت بگذرانیم.
والدین بالغ، در عوض آنکه سعی کنند شخص دیگری را متهم کنند یا بخواهند شخص دیگری مشکلاتشان را حل کند، خودشان حلال مشکلات میشوند.
مسئولیت پذیری در کودکان خودبهخود بهوجود نمیآید. در طول اولین سال زندگی، نوزاد با وظیفهای متضاد درگیر است، یعنی وظیفۀ آموختن وابستگی و نیاز. او برای دستیابی بهعشق و آسایش از سوی مادرش تلاش میکند و یاد میگیرد که اعتماد کند.
زندگی او حقیقتاً در اختیار شخص دیگری است و او ممکناست بدون برخورداری از دلسوزی لازم، از بین برود. اما حتی در چنین شرایطی هم او یاد میگیرد مسئولیت خود را در قبال برآورده شدن نیازهایش برعهده گیرد.
زمانی که ناراحت است گریه میکند، تا مادرش را از مشکل خویش آگاه کند. او بازوهایش را باز میکند تا در آغوش گرفته شود. خداوند بهنحوی ما را آفریده است که از همان آغاز یاد میگیریم بار خودمان را در زندگی بر دوش بکشیم.
بنابراین بخش اعظم آموزش مرزهایی که برای فرزندانتان در نظر گرفتهاید، با کمک کردن بهآنان در درک این مسئله شکل میگیرد که باید بهتدریج مسئولیت مشکلات خود را برعهده گیرند. بار سنگینی که ابتدا بهوالدین تحمیل میشود، درنهایت باید بهکودک انتقال پیدا کند.
ابعادی از زندگی را که کودکان شما نیاز دارند مسئولیت آنها را بهعهده بگیرند، گنجینههای آنها مینامیم. بخشی از آن گنجینه بهشخصیت ما مربوط میشود؛ اینکه چگونه عشق میورزیم، کار میکنیم و بهدیگران خدمت میکنیم. اجازه بدهید با بعضی از گنجینههایی آشنا شویم که فرزندتان نیاز دارد بهآنها دست یابد.