پاسخ به:آشنائي با آخر الزمان
دوشنبه 18 آذر 1398 8:19 PM
موسي عليهالسلام دوران حملش مخفي بود.
قائم عليهالسلام نيز همينطور، دوران حملش مخفي بود.
موسي عليهالسلام ولادتش مخفيانه صورت گرفت.
قائم عليهالسلام نيز ولادتش مخفيانه انجام شد.
موسي عليهالسلام از قومش دو غيبت داشت كه يكي از ديگري طولانيتر بود، غيبت اول از مصر بود و غيبت دوم هنگامي كه به سوي ميقات پروردگارش رفت،مدت غيبت نخستين بسيت و هشت سال بود، چنانكه در روايت شيخ صدوق در كمالالدين به سند خود از عبداله بن سنان آمده كه گفت: شنيدم، حضرت ابي عبدالله صادق عليهالسلام ميفرمود:
در قائم عليهالسلام سنت موسي بن عمران هست. عرضه داشتم: سنتي كه از موسي بن عمران در او هست چيست؟ فرمود: مخفي بودن ولادتش و غيبت از قومش. گفتم: موسي بن عمران عليهالسلام چند وقت از قوم و اهلش غائب بود؟ فرمود: بيست و هشت سال.481
و مدت دومين غيبت چهل روز بود، خداوند متعال فرموده:
فتم ميقات ربه اربعين ليله. 482
قائم عليهالسلام نيز دو غيبت داشته يكي از ديگري طولانيتر –
چنانكه گذشت-.
موسي عليهالسلام، خداوند تعالي با او سخن گفت و چنين فرمود:
اني اصطفيتك علي الناس برسالاتي و بكلامي فخذما آتيتك و كن من الشاكرين.
قائم عليه السلام نيز همينطور، خداوند متعال با او سخن گفت هنگاميكه آن حضرت را به سراپرده عرش بالا بردند، چنانكه دربحار از حضرت ابو محمد عسگري عليه السلام آمده كه فرمود:
هنگاميكه پروردگار من مهدي اين است را به من موهبت فرمود، دو فرشته فرستاد، او را به سرا پرده عرش بردند تا اينكه او را در پيشگاه خداوند عزو جل نگهداشتند، ازجانب خداوند خطاب آمد: مرحبا بتو اي بنده من براي ياري دينم و آشكار نمودن امر و راهنماي بندگانم، سوگند خوردهام كه بتو بگيرم و بتو بدهم و بتو ببخشايم و بتو عذاب كنم.
موسي عليهالسلام از قوم خود و ديگران غائب شد، از ترس دشمنانش، خداوند عز و جل ميفرمايد:
فخرج منها خائفاً يترقب.485
قائم عليه السلام نيز از ترس دشمنان از قومش و غير آنها غائب شد. موسي علي نبينا و اله و عليه السلام وقتي غائب شد، قومش در منتهاي رنج و فشارو مشقت و ذلت واقع شدند، كه دشمنانشان پسران آنها را ميكشتند و زنانشان را زنده ميگذاشتند. قائم عليهالسلام نيز شيعيانش و دوستانش در زمان غيبتش در منتهاي سختي و فشار و ذلت ميافتند، تا خداوند كساني را كه ايمان آوردهاند پاك كند و كافرين را هلاك سازد.486
در كمال الدين از حضرت باقر عليهالسلام در بيان شباهت حضرت قائم عليهالسلام به جمعي از پيغمبران آمده است كه فرمود:
و اما روش موسي عليهالسلام ترس مداوم و طول غيبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شيعيان بعد از او بر اثر آزار و خوراي كه از دشمنان ببنند تا آنگاه كه خداي عز و جل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را ياري كند و بر دشمنش تائيد
نمايد. 487
در بحار از شيخ نعماني از اميرالمؤمنين عليه السلام آمده كه فرمود:
زمين پر از ظلم و جور خواهد شد تا جائيكه احدي كلمه الله را جز مخفيانه نگويد، سپس خداوند متعال قوم صالحي را خواهد آورد كه آن را پر از قسط و عدل نمايد چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد.489
و در همان كتاب در علامات زمان غيبت در حديثي طولاني از امام صادق (ع) آمده كه فرمود:
… و مؤمن را اندوهناك، ذليل و خوار خواهي ديد و ببيني كه مؤمن جز دردلش نتوان باطل را انكار نمايد، و ببيني كه دوستان ما را به دروغ نسبت دهند و شهادتشان را نپذيرند، و ببيني كه حكمران به خاطر كافر. مؤمن را خوار نمايد. 490
ميگويم: خروج سفياني از جمله علائم حتمي پيش از ظهور حضرت قائم – عجل الله فرجه – ميباشد، چنانكه روايات بسياري در اين باره آمده است، او از نوادگان بني اميه – لعنهم الله تعالي ميباشد و نامش عثمان بن عينيه است.
و از امام صادق عليه السلام است كه فرمود:
اگر سفياني را ببيني خبيثترين مردم را ديده باشي، رنگش سر زرد و سرخ و چشمش كبود است. 495
و از اميرالمؤمنين عليهالسلام روايت است كه فرمود:
پسر هند جگرخوار از وادي يابس خروج ميكند، او مردي ميان بالا، با صورت وحشتناك و جمجمه ضخيم و آبله رو ميباشد.496
تفصيل مطالب در بحار و غير آن مذكور است. موسيعليهالسلام، هنگاميكه قومش در بيابان سرگردان و گم شدند و در آن حال سالهاي بسربردند، هرگاه فرزندي برايشان متولد ميشد، پيراهني بر او بود به قامت خودش – مانند پوست بدن- اين را طبرسي در مجمع البيان نقل كرده است.497
قائم عليهالسلام، نيز براي شيعيانش در عصرظهور همين امر خواهد بود، چنانكه در كتاب المحجه از امام صادق عليهالسلام روايت شده كه فرمود:
وقتي قائم ما به پاخيزد زمين به نور پروردگارش روشن ميگردد و بندگان از نور خورشيد بي نياز ميشوند و شب و روز يكسان ميگردد، و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر ميكند و در هر سال برايش پسري متولد شود و دختري برايش متولد نشود، پيراهني به قامتش او را ميپوشاند و هرچه بزرگتر شود آن پوشش نيز بزرگتر ميگردد، و به هر رنگي كه بخواهد ميشود. 498
موسي عليهالسلام، بني اسرائيل منتظر قيامش بودند، چون كه به آنها خبر داده شده بود كه فرج آنها به دست اوست. قائم عليهالسلام نيز شيعيانش منتظرش هستند، زيرا كه به آنها خبر دادهاند كه فرجشان به دست آن حضرت است.
موسي عليهالسلام، خداوند متعال در بارهاش ميفرمايد:
ما به موسي كتاب را داديم پس در آن اختلاف شد.499
قائم عليهالسلام نيز همينطور، در كتاب كه با او است كه اميرالمؤمنين عليهالسلام جمع كرده يعني همان قرآني كه نزد حضرت حجت عليهالسلام هست – اختلاف ميشود ، از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام در باره آيه :
و لقد آتينا موسي الكتاب فاختلف فيه501
آمده كه آن حضرت فرمود:
در آن اختلاف كردند همچنان كه اين امت در كتاب اختلاف نمودند، و در كتابي كه با قئم هست نيز اختلاف خواهند كرد تا جائيكه مردم بسياري آن را منكر خواهد شد، كه آنها را پيش ميكشد و گردنشان را ميزند.502
و در بحار از شيح طوسي به سند خود از حضرت ابوعبدالله صادق عليهالسلام مردي است كه فرمود:
اصحاب موسي به نهري آزمايش شدند و اين همان است كه خداوند تعالي ميفرمايد:
ان الله مبتليكم بنهر.503
اصحاب قائم عليه السلام نيز به مانند آن مبتلا خواهند شد.504
موسي عليهالسلام، خداوند متعال او را عصائي عنايت فرمود، و آن را معجزه آن جناب قرار داد.
قائم عليهالسلام به همان عصا اختصاص يافته است، چنانكه در كمالالدين از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام آمده كه فرمود:
عصاي موسي از آن آدم بود، سپس به شيب رسيده بود، و آنگاه به موسيبن عمران رسيد، آن عصا نزده است و من آنرا پيشتر ديدهام رنگش سبز است به همان وضعي كه از درختش گرفته شده، به وسيله آن همان كارها را انجام ميدهد كه موسي انجام ميداد، و هرچه مأمور شود انجام ميدهد، و هر كجا افكنده شود با زبان خود نيرنگهاي دشمنان را ميبلعد.505
و علامه مجلسي در جلد سيزدهم بحار به نقل از كتاب بصائر الدرجات همين روايت را آورده و در آن آمده است:
براي قائم ما عليهالسلام آماده شد تا هر آنچه موسي عليهالسلام انجام ميداد با آن عصا انجام دهد، و آن ميترسان و آنچه نيرنگ و جادو كنند ميبلعد و آنچه امر شود انجام ميدهد و به هر سو كه رو كند خدعهها را ميگيرد و خنثي ميكند، دولب – يا دوسر – دارد يكي در زمين و ديگري بالا كه بين آنها چهل زراع است. با زبان خود نيرنگهاي، دشمنان را ميبلعد.506
امام صادق عليه السلام فرمود:
مردي از اهل فارس به نزد حضرت قائم عليهالسلام ميايد و از راه معجزه موسي عليهالسلام را درخواست ميكند، پس آن حضرت عصا را ميافكند و به صورت اژدها درميآيد آن مرد ميگويد: اين سحر است، پس عصا – به امري شبيه امر موسي عليهالسلام – آن مرد را ميبلعد.507
و در جلد سيزدهم بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابي عبدالله صادق عليهالسلام آمده كه فرمود:
عصاي موسي چوپ آس و از درخت بهشتي است كه وقتي ميخواست به سوي مدين برود جبرئيل آن را برايش آورد، و آن عصا با تابوت آدم در درياچه طبريه است نه ميپوسد و نه تغيير مييابند، تا آنكه قائم عليه السلام آنها را هنگام قيامش بيرون آورد.509
موسي عليهالسلام با ترس از مصر فرار كرد، خداوند عز وجل به نقل از او ميفرمايد:
فقررت منكم لما خفتكم510
قائم عليه السلام از ترس اشرار، از شهرها گريخت و در بيابانهاي بيآب و علف سكني گزيد، با وجود اين به نزد قوم ميآيد، و در ميان آنها راه ميرود و از احوالشان با خبر ميشود و در حاليكه آن حضرتش را نميشناسد چنانكه گذشت.
در هنگام ظهورش به خاطر ترين از سفياني از مدينه فرار خواهد كرد، دليل بر آن روايتي است كه در بحار و غير آن از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام منقول است كه در بارة سفياني – لغته الله – فرمود: و سفياني گروهي را به مدين ميفرستد پس مهدي عليه السلام به سوي مكه رفته، لشكري در تعقيب آن حضرت ميفرستد ولي به آن جناب نميرسد تا اينكه قائم عليهالسلام هراسان و ترسناك – به روش موسي بن عمران – وارد مكه ميشود و امير ارتش سفياني در بيابان بيداء فرود ميآيد و جارچي از سوي آسمان به آن بيابان خطاب ميكند كه:
يا بيداء آبيدي القوم
اي صحراي بيدا اين گروه را نابود كن، پس زمين آنها را فرو ميبرد. و فقط سه نفر از آنها باقي ميماند كه خداوند چهرههايشان را به شيت بازميگرداند، و آنها از قبيلة كلب هستند، و در بارة آنها اين آيه نازل شده:
يا ايهاالذين اوتوالكتاب آمنوا بما نزلنا مصدقاً لما معكم من قبل ان نظمس وجوها فنردها علي ادبارها.511
موسي عليهالسلام دشمنش – قارون – را به زمين فرو برد. چنانكه خداوند عز و جل ميفرمايد:
فخسفنابه و بداره الارض512
قائم عليهالسلام نيز – چنانكه گذشت – خداوند متعال دشمنانش – لشكر سفياني – را به زمين فرو خواهد برد.
موسي عليهالسلام چون دستش را برميآورد، ميدرخشيد و سفيدي آن بينندگان را خيره ميساخت..513
قائم عليهالسلام نورش ميدرخشد تا جائيكه مردم از نور آفتاب و ماه بي نياز شوند. موسي عليهالسلام از سنگ برايش دوازده چشم ميجوشيد.
قائم عليهالسلام نيز، در بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر عليهالسلام آمده است كه فرمود:
هرگاه قائم عليهالسلام ظهور نمايد با پرچم رسول الله صلي الله عليه و آله و انگشتري سليمان و سنگ و عصاي موسي قيام خواهد كرد. پس دستور ميدهد كه منادي آن حضرت جار بزند كه: هيچكس از شما آب و غذا و علوفه برندارد. اصحاب آن حضرت ميگويند: ميخواهد ما و چهارپايانمان را از گرسنگي و تشنگي بكشد! پس آن حضرت حركت ميكند. اصحاب هم در خدمتش حركت ميكنند، پس اولين منزلي كه فرود ميآيد به سنگ ميزند. از آن غذا و آب و علوفه بيرون ميآيد، پس از آن ميخورند و ميآشامند و چهارپايان را نيز علوفه ميدهند تا در پشت كوفه به نجف برسند