0

آشنائي با آخر الزمان

 
mmpbabalhavaej
mmpbabalhavaej
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آبان 1394 
تعداد پست ها : 563
محل سکونت : فارس

پاسخ به:آشنائي با آخر الزمان
دوشنبه 18 آذر 1398  8:19 PM

شباهت به موسي عليه‎السلام

موسي عليه‎السلام دوران حملش مخفي بود.

قائم عليه‎السلام نيز همينطور، دوران حملش مخفي بود.

موسي عليه‎السلام ولادتش مخفيانه صورت گرفت.

قائم عليه‎السلام نيز ولادتش مخفيانه انجام شد.

موسي عليه‎السلام از قومش دو غيبت داشت كه يكي از ديگري طولاني‎تر بود، غيبت اول از مصر بود و غيبت دوم هنگامي كه به سوي ميقات پروردگارش رفت،‌مدت غيبت نخستين بسيت و هشت سال بود، چنانكه در روايت شيخ صدوق در كمال‎الدين به سند خود از عبداله بن سنان آمده كه گفت: شنيدم، حضرت ابي عبدالله صادق عليه‎السلام مي‎فرمود:

در قائم عليه‎‏السلام سنت موسي بن عمران هست. عرضه داشتم: سنتي كه از موسي بن عمران در او هست چيست؟ فرمود: مخفي بودن ولادتش و غيبت از قومش. گفتم: موسي بن عمران عليه‎السلام چند وقت از قوم و اهلش غائب بود؟ فرمود: بيست و هشت سال.481

و مدت دومين غيبت چهل روز بود، خداوند متعال فرموده:

فتم ميقات ربه اربعين ليله. 482

قائم عليه‎السلام نيز دو غيبت داشته يكي از ديگري طولاني‎تر

چنانكه گذشت-.

موسي عليه‎السلام، خداوند تعالي با او سخن گفت و چنين فرمود:

اني اصطفيتك علي الناس برسالاتي و بكلامي فخذما آتيتك و كن من الشاكرين.

قائم عليه السلام نيز همينطور، خداوند متعال با او سخن گفت هنگاميكه آن حضرت را به سراپرده عرش بالا بردند، چنانكه دربحار از حضرت ابو محمد عسگري عليه السلام آمده كه فرمود:

هنگاميكه پروردگار من مهدي اين است را به من موهبت فرمود، دو فرشته فرستاد، او را به سرا پرده عرش بردند تا اينكه او را در پيشگاه خداوند عزو جل نگهداشتند، ازجانب خداوند خطاب آمد: مرحبا بتو اي بنده من براي ياري دينم و آشكار نمودن امر و راهنماي بندگانم، سوگند خورده‎ام كه بتو بگيرم و بتو بدهم و بتو ببخشايم و بتو عذاب كنم.

موسي عليه‎السلام از قوم خود و ديگران غائب شد، از ترس دشمنانش، خداوند عز و جل مي‎فرمايد:

فخرج منها خائفاً يترقب.485

قائم عليه السلام نيز از ترس دشمنان از قومش و غير آنها غائب شد. موسي علي نبينا و اله و عليه السلام وقتي غائب شد، قومش در منتهاي رنج و فشارو مشقت و ذلت واقع شدند، كه دشمنانشان پسران آنها را مي‎كشتند و زنانشان را زنده مي‎گذاشتند. قائم عليه‎السلام نيز شيعيانش و دوستانش در زمان غيبتش در منتهاي سختي و فشار و ذلت مي‎افتند، تا خداوند كساني را كه ايمان آورده‎اند پاك كند و كافرين را هلاك سازد.486

در كمال الدين از حضرت باقر عليه‎السلام در بيان شباهت حضرت قائم عليه‎السلام به جمعي از پيغمبران آمده است كه فرمود:

و اما روش موسي عليه‎السلام ترس مداوم و طول غيبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شيعيان بعد از او بر اثر آزار و خوراي كه از دشمنان ببنند تا آنگاه كه خداي عز و جل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را ياري كند و بر دشمنش تائيد
نمايد. 487

در بحار از شيخ نعماني از امير‎المؤمنين عليه السلام آمده كه فرمود:

زمين پر از ظلم و جور خواهد شد تا جائيكه احدي كلمه الله را جز مخفيانه نگويد، سپس خداوند متعال قوم صالحي را خواهد آورد كه آن را پر از قسط و عدل نمايد چنانكه پر از ظلم و جور شده باشد.489

و در همان كتاب در علامات زمان غيبت در حديثي طولاني از امام صادق (ع) آمده كه فرمود:

و مؤمن را اندوهناك، ذليل و خوار خواهي ديد و ببيني كه مؤمن جز دردلش نتوان باطل را انكار نمايد، و ببيني كه دوستان ما را به دروغ نسبت دهند و شهادتشان را نپذيرند، و ببيني كه حكمران به خاطر كافر. مؤمن را خوار نمايد. 490

مي‎گويم: خروج سفياني از جمله علائم حتمي پيش از ظهور حضرت قائم عجل الله فرجه مي‎باشد، چنانكه روايات بسياري در اين باره آمده است، او از نوادگان بني اميه لعنهم الله تعالي مي‎‏باشد و نامش عثمان بن عينيه است.

و از امام صادق عليه السلام است كه فرمود:

اگر سفياني را ببيني خبيث‎ترين مردم را ديده باشي، رنگش سر زرد و سرخ و چشمش كبود است. 495

و از اميرالمؤمنين عليه‎السلام روايت است  كه فرمود:

پسر هند جگرخوار از وادي يابس خروج مي‎كند، او مردي ميان بالا، با صورت وحشتناك و جمجمه ضخيم و آبله رو مي‎‏باشد.496

تفصيل مطالب در بحار و غير آن مذكور است. موسي‎عليه‎السلام، هنگاميكه قومش در بيابان سرگردان و گم شدند و در آن حال سالهاي بسربردند، هرگاه فرزندي برايشان متولد مي‎شد، پيراهني بر او بود به قامت خودش مانند پوست بدن- اين را طبرسي در مجمع البيان نقل كرده است.497

قائم عليه‎السلام، نيز براي شيعيانش در عصرظهور همين امر خواهد بود، چنانكه در كتاب المحجه از امام صادق عليه‎السلام روايت شده كه فرمود:

وقتي قائم ما به پاخيزد زمين به نور پروردگارش روشن مي‎گردد و بندگان از نور خورشيد بي نياز مي‎شوند و شب و روز يكسان مي‎گردد، و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر مي‎كند و در هر سال برايش پسري متولد شود و دختري برايش متولد نشود، پيراهني به قامتش او را مي‎پوشاند و هرچه بزرگتر شود آن پوشش نيز بزرگتر مي‎گردد، و به هر رنگي كه بخواهد مي‎شود. 498

موسي عليه‎السلام، بني اسرائيل منتظر قيامش بودند، چون كه به آنها خبر داده شده بود كه فرج آنها به دست اوست. قائم عليه‎السلام نيز شيعيانش منتظرش هستند، زيرا كه به آنها خبر داده‎اند كه فرجشان به دست آن حضرت است.

موسي عليه‎السلام، خداوند متعال در باره‎اش مي‎فرمايد:

ما به موسي كتاب را داديم پس در آن اختلاف شد.499

قائم عليه‎السلام نيز همينطور، در كتاب كه با او است كه اميرالمؤمنين عليه‎السلام جمع كرده يعني همان قرآني كه نزد حضرت حجت عليه‎السلام هست اختلاف مي‎شود ، از حضرت ابوجعفر باقر عليه‎السلام در باره آيه :

و لقد آتينا موسي الكتاب فاختلف فيه501

آمده كه آن حضرت فرمود:

در آن اختلاف كردند همچنان كه اين امت در كتاب اختلاف نمودند، و در كتابي كه با قئم هست نيز اختلاف خواهند كرد تا جائيكه مردم بسياري آن را منكر خواهد شد، كه آنها را پيش مي‎كشد و گردنشان را مي‎زند.502

و در بحار از شيح طوسي به سند خود از حضرت ابوعبدالله صادق عليه‎السلام مردي است كه فرمود:

اصحاب موسي به نهري آزمايش شدند و اين همان است كه خداوند تعالي مي‎فرمايد:

ان الله مبتليكم بنهر.503

اصحاب قائم عليه السلام نيز به مانند آن مبتلا خواهند شد.504

موسي عليه‎السلام، خداوند متعال او را عصائي عنايت فرمود، و آن را معجزه آن جناب قرار داد.

قائم عليه‎السلام به همان عصا اختصاص يافته است، چنانكه در كمال‎الدين از حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام آمده كه فرمود:

عصاي موسي از آن آدم بود، سپس به شيب رسيده بود، و آنگاه به موسي‎بن عمران رسيد، آن عصا نزده است و من آنرا پيشتر ديده‎ام رنگش سبز است به همان وضعي كه از درختش گرفته شده، به وسيله آن همان كارها را انجام مي‎دهد كه موسي انجام مي‎داد، و هرچه مأمور شود انجام مي‎دهد، و هر كجا افكنده شود با زبان خود نيرنگهاي دشمنان را مي‎بلعد.505

و علامه مجلسي در جلد سيزدهم بحار به نقل از كتاب بصائر الدرجات همين روايت را آورده و در آن آمده است:

براي قائم ما عليه‎السلام آماده شد تا هر آنچه موسي عليه‎السلام انجام مي‎داد  با آن عصا انجام دهد، و آن مي‎ترسان و آنچه نيرنگ و جادو كنند مي‎بلعد و آنچه امر شود انجام مي‎دهد و به هر سو كه رو كند خدعه‎ها را مي‎گيرد و خنثي مي‎كند، دولب يا دوسر دارد يكي در زمين و ديگري بالا كه بين آنها چهل زراع است. با زبان خود نيرنگهاي، دشمنان را مي‏بلعد.506

امام صادق عليه السلام فرمود:

مردي از اهل فارس به نزد حضرت قائم عليه‎السلام مي‎ايد و از راه معجزه موسي عليه‎السلام را درخواست مي‎كند، پس آن حضرت عصا را مي‎افكند و به صورت اژدها درمي‎آيد آن مرد مي‎گويد: اين سحر است، پس عصا به امري شبيه امر موسي عليه‎السلام آن مرد را مي‎بلعد.507

و در جلد سيزدهم بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابي عبدالله صادق عليه‎السلام آمده كه فرمود:

عصاي موسي چوپ آس و از درخت بهشتي است كه وقتي مي‎خواست به سوي مدين برود جبرئيل آن را برايش آورد، و آن عصا با تابوت آدم در درياچه طبريه است نه مي‎پوسد و نه تغيير مي‎يابند، تا آنكه قائم عليه السلام آنها را هنگام قيامش بيرون آورد.509

موسي عليه‎السلام با ترس از مصر فرار كرد، خداوند عز وجل به نقل از او مي‎فرمايد:

فقررت منكم لما خفتكم510

قائم عليه السلام از ترس اشرار، از شهرها گريخت و در بيابانهاي بي‎آب و علف سكني گزيد، با وجود اين به نزد قوم مي‎آيد، و در ميان آنها راه مي‎رود و از احوالشان با خبر مي‎شود و در حاليكه آن حضرتش را نمي‎شناسد چنانكه گذشت.

در هنگام ظهورش به خاطر ترين از سفياني از مدينه فرار خواهد كرد، دليل بر آن روايتي است كه در بحار و غير آن از حضرت ابوجعفر باقر عليه‎السلام منقول است كه در بارة سفياني لغته الله فرمود: و سفياني گروهي را به مدين مي‎فرستد پس مهدي عليه السلام به سوي مكه رفته، لشكري در تعقيب آن حضرت مي‎فرستد ولي به آن جناب نمي‎رسد تا اينكه قائم عليه‎السلام هراسان و ترسناك به روش موسي بن عمران وارد مكه مي‎شود و امير ارتش سفياني در بيابان بيداء فرود مي‎آيد و جارچي از سوي آسمان به آن بيابان خطاب مي‎كند كه:

يا بيداء آبيدي القوم

اي صحراي بيدا اين گروه را نابود كن، پس زمين آنها را فرو مي‎برد. و فقط سه نفر از آنها باقي مي‎ماند كه خداوند چهره‎هايشان را به شيت بازمي‎گرداند، و آنها از قبيلة كلب هستند، و در بارة آنها اين آيه نازل شده:

يا ايهاالذين اوتوالكتاب آمنوا بما نزلنا مصدقاً لما معكم من قبل ان نظمس وجوها فنردها علي ادبارها.511

موسي عليه‎السلام دشمنش قارون را به زمين فرو برد. چنانكه خداوند عز و جل مي‎فرمايد:

فخسفنابه و بداره الارض512

قائم عليه‎السلام نيز چنانكه گذشت خداوند متعال دشمنانش لشكر سفياني را به زمين فرو خواهد برد.

موسي عليه‎السلام چون دستش را برمي‎آورد، مي‎درخشيد و سفيدي آن بينندگان را خيره مي‎ساخت..513

قائم عليه‎السلام نورش مي‎‏درخشد تا جائيكه مردم از نور آفتاب و ماه بي نياز شوند. موسي عليه‎السلام از سنگ برايش دوازده چشم مي‎جوشيد.

قائم عليه‎السلام نيز، در بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر عليه‎السلام آمده است كه فرمود:

هرگاه قائم عليه‎السلام ظهور نمايد با پرچم رسول الله صلي الله عليه و آله و انگشتري سليمان و سنگ و عصاي موسي قيام خواهد كرد. پس دستور مي‎دهد كه منادي آن حضرت جار بزند كه: هيچكس از شما آب و غذا و علوفه برندارد. اصحاب آن حضرت مي‎گويند: مي‎خواهد ما و چهارپايانمان را از گرسنگي و تشنگي بكشد! پس آن حضرت حركت مي‎كند. اصحاب هم در خدمتش حركت مي‎كنند، پس اولين منزلي كه فرود مي‎آيد به سنگ مي‎زند. از آن غذا و آب و علوفه بيرون مي‎آيد، پس از آن مي‎خورند و مي‎آشامند و چهارپايان را نيز علوفه مي‎دهند تا در پشت كوفه به نجف برسند

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها