0

رمان دالان بهشت

 
milatave
milatave
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 715
محل سکونت : قم

پاسخ به:رمان دالان بهشت
یک شنبه 26 دی 1389  4:12 PM

http://lordesyah.blogfa.com دالان بھشت
صفحھ ۴٧١
وجود می آورد. قبولش داشتم و اعتقادم به این که هر تصمیمی می گیرد درست است، باعث اطمینان
عمیق و قلبی ام به او می شد و همین مقهور و اسیرم می کرد. ولی آخر تا کی؟ تا کی می توانستم با
یک فکر زندگی کنم؟! من بودم و آینده اي مبهم که با دیدن دوباره او تلخ تر از همیشه پیش چشمم
مجسم می شد و گذشته اي که دوباره با شدت زنده شده بود.
با شکنجه اي مداوم روزها مثل برق گذشت و شب هفت زهرا خانم رسید.
زمان کی به خاطر دل آدم ها از حرکت ایستاده که این بار به خاطر دل بدبخت من بایستد؟
wWw.98iA.Com

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها