0

حقوق و وظايف خانواده‏

 
13691367
13691367
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1394 
تعداد پست ها : 2603

پاسخ به:حقوق و وظايف خانواده‏
شنبه 20 آبان 1396  8:08 PM

 

يادسپاری‏

اگر زن بدون اجازه شوهر سفری برود كه بر او واجب نباشد، بايد نماز را تمام بخواند. ولی اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.311

 

استفتائات‏

حكم اطاعت نكردن زن از شوهر

اگر زنی در زندگی اولاً اطاعت از شوهر نكرد؛ ثانياً برای شوهرش ارزش قائل نبود؛ ثالثاً اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود؛ رابعاً در زندگی مرتب دروغ گفت تكليف مرد از نظر شرعی با چنين زنی چيست؟

 

باسمه تعالی؛ بايد او را امر به معروف و نهی از منكر نماييد.312

 

مقيّد نبودن زن به مسائل شرعی‏

چندين سال است كه ازدواج كرده‏ام، خودم خيلی دنبال مسائل دينی و شرعی هستم و مقلّد امام می‏باشم، ولی متأسفانه همسرم زياد به مسائل دينی اهميت نمی‏دهد و بعضی اوقات پس از خيلی سر و صدا يك دفعه نماز می‏خواند و چند دفعه نمی‏خواند و اين امر مرا زياد رنج می‏دهد، در اينجا وظيفه من چيست؟

 

1. آيا خوردن غذايی كه او درست می‏كند از نظر شرعی جايز است؟

 

2. آيا در اين مورد، در روز قيامت، من مسؤول نيستم؟

 

3. آيا در اثر بی‏توجهی او به دين، بايد او را طلاق داد؟

 

باسمه تعالی؛ اگر منكر خدا يا رسول يا يكی از ضروريات دين نيست پاك است و بايد او را امر به معروف كنيد، و اگر مؤثر نباشد شما معذور هستيد و لازم نيست طلاق دهيد و اختيار طلاق در دست خود شماست.313

 

ب. نُشوز مرد

نُشوز مرد با رعايت نكردن حقوق زن عبارت است از:

 

ستم و آزار به زن و انجام ندادن حقوق واجبی كه زن بر عهده شوهر دارد، مانند پرداخت هزينه‏های زن از سوی شوهر.314

 

يادسپاری‏

برای آگاهی از راههای درمان نشوز زن و مرد به كتاب تحرير الوسيلْ، ج 2، ص 305 - 307 و يا به ترجمه آن مراجعه كنيد.

 

ج. احكام طلاق‏

آيا به ياد می‏آوريم لحظات شيرين و مقدس ازدواج را؟

 

همان زمانی كه اشك شوق مادر همچون شبنم برگونه‏هايش جاری می‏شد، و با زبانی لرزان به دخترش می‏گفت: «دخترم به آرزوی خود رسيدم و شكر خدا كه عروسیِ تو را ديدم».

 

همان وقتی كه پدر، آغوش پُر مهر و محبت خود را باز می‏كرد و پسرش را در آغوش می‏فشرد و به او می‏گفت: «پسرم بر تو مبارك باد، ساليانی است كه در انتظار چنين روزی بودم».

 

همان لحظاتی كه خواهر و برادر با لبخندی شيرين و با شور و هيجانی سرشار از شوق و شادی می‏گفتند: «پيوندتان مبارك باد».

 

آن هنگامی كه خردسالان با شاخه‏ای از گُلِ شادی، احساسات پاك خود را ابراز می‏كردند و با شيرين زبانی می‏گفتند: «عروسی تان مبارك باد.»

 

آن زمانی كه خويشان و نزديكان با دستانی گرم و صميمی و با بوسه‏هايی پُر از مهر و صفا خداحافظی می‏كردند و می‏گفتند: «ان شأا& به پای يكديگر پير شويد».

 

آری، آيا به ياد می‏آوريم لحظات شيرين و مقدس ازدواج را؟

 

آيا مگر آن قند و شاخه نبات، بجز پيامی شيرين پيام ديگری داشتند؟ مگر آن چراغهای رنگی، بجز نور شادی نور ديگری می‏پاشيدند؟

 

مگر آن لباسهای سفيد، بجز خبرِ انس و الفت و آشتی خبر ديگری می‏دادند؟

 

مگر آن شب، بجز سرود زيبايی و جاودانگی سرود ديگری می‏نواختند؟ اينك پس از آن همه، چگونه می‏توان نظاره گر از هم گسستن آن پيوند زيبا و مقدس بود؟

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها