پاسخ به:حقوق و وظايف خانواده
شنبه 20 آبان 1396 8:08 PM
يادسپاری
اگر زن بدون اجازه شوهر سفری برود كه بر او واجب نباشد، بايد نماز را تمام بخواند. ولی اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.311
استفتائات
حكم اطاعت نكردن زن از شوهر
اگر زنی در زندگی اولاً اطاعت از شوهر نكرد؛ ثانياً برای شوهرش ارزش قائل نبود؛ ثالثاً اسرار زندگی را در همه جا فاش نمود؛ رابعاً در زندگی مرتب دروغ گفت تكليف مرد از نظر شرعی با چنين زنی چيست؟
باسمه تعالی؛ بايد او را امر به معروف و نهی از منكر نماييد.312
مقيّد نبودن زن به مسائل شرعی
چندين سال است كه ازدواج كردهام، خودم خيلی دنبال مسائل دينی و شرعی هستم و مقلّد امام میباشم، ولی متأسفانه همسرم زياد به مسائل دينی اهميت نمیدهد و بعضی اوقات پس از خيلی سر و صدا يك دفعه نماز میخواند و چند دفعه نمیخواند و اين امر مرا زياد رنج میدهد، در اينجا وظيفه من چيست؟
1. آيا خوردن غذايی كه او درست میكند از نظر شرعی جايز است؟
2. آيا در اين مورد، در روز قيامت، من مسؤول نيستم؟
3. آيا در اثر بیتوجهی او به دين، بايد او را طلاق داد؟
باسمه تعالی؛ اگر منكر خدا يا رسول يا يكی از ضروريات دين نيست پاك است و بايد او را امر به معروف كنيد، و اگر مؤثر نباشد شما معذور هستيد و لازم نيست طلاق دهيد و اختيار طلاق در دست خود شماست.313
ب. نُشوز مرد
نُشوز مرد با رعايت نكردن حقوق زن عبارت است از:
ستم و آزار به زن و انجام ندادن حقوق واجبی كه زن بر عهده شوهر دارد، مانند پرداخت هزينههای زن از سوی شوهر.314
يادسپاری
برای آگاهی از راههای درمان نشوز زن و مرد به كتاب تحرير الوسيلْ، ج 2، ص 305 - 307 و يا به ترجمه آن مراجعه كنيد.
ج. احكام طلاق
آيا به ياد میآوريم لحظات شيرين و مقدس ازدواج را؟
همان زمانی كه اشك شوق مادر همچون شبنم برگونههايش جاری میشد، و با زبانی لرزان به دخترش میگفت: «دخترم به آرزوی خود رسيدم و شكر خدا كه عروسیِ تو را ديدم».
همان وقتی كه پدر، آغوش پُر مهر و محبت خود را باز میكرد و پسرش را در آغوش میفشرد و به او میگفت: «پسرم بر تو مبارك باد، ساليانی است كه در انتظار چنين روزی بودم».
همان لحظاتی كه خواهر و برادر با لبخندی شيرين و با شور و هيجانی سرشار از شوق و شادی میگفتند: «پيوندتان مبارك باد».
آن هنگامی كه خردسالان با شاخهای از گُلِ شادی، احساسات پاك خود را ابراز میكردند و با شيرين زبانی میگفتند: «عروسی تان مبارك باد.»
آن زمانی كه خويشان و نزديكان با دستانی گرم و صميمی و با بوسههايی پُر از مهر و صفا خداحافظی میكردند و میگفتند: «ان شأا& به پای يكديگر پير شويد».
آری، آيا به ياد میآوريم لحظات شيرين و مقدس ازدواج را؟
آيا مگر آن قند و شاخه نبات، بجز پيامی شيرين پيام ديگری داشتند؟ مگر آن چراغهای رنگی، بجز نور شادی نور ديگری میپاشيدند؟
مگر آن لباسهای سفيد، بجز خبرِ انس و الفت و آشتی خبر ديگری میدادند؟
مگر آن شب، بجز سرود زيبايی و جاودانگی سرود ديگری مینواختند؟ اينك پس از آن همه، چگونه میتوان نظاره گر از هم گسستن آن پيوند زيبا و مقدس بود؟