0

♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦
جمعه 8 بهمن 1395  8:41 PM

 

بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ/گر کافر و گبر و بت‌پرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست/صد بار اگر توبه شکستی باز آ

شهیدان: حسین نوچه‌ناسار ـ اسماعیل محیطی برنرق – بیوک آسیابان

افسوس که روح، در بدن نیست مرا/ آن بلبل مست در چمن نیست مرا
یاران و برادران، مرا یاد کنید/ رفتم سفری که آمدن نیست مرا

شهیدان: ابوالفضل یعقوب‌زاده - غلامحسین شورکی - ابراهیم امین‌پور

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند/ روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس/مردار بود هر آن که او را نکشند

شهیدان: جعفر ادب – محمد علی حکیم – نامدار عمادی - احمد وظیفه‌دان – حسین شفیعی

برخیز که آهنگ سفر باید کرد/ در صحنه عشق ترک سر باید کرد
اینک که به جز خدا کسی با ما نیست/ مردانه ز موج خون گذر باید کرد

شهیدان: اصغر محمدی‌پور - اصغر مختاری اسفیدرجانی – امیر جاودان – رضا خیری – سید حسین فاطمی

ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم/گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود/ ما پشت به سالار شهیدان نکنیم

شهیدان: اصغر ناصرانی (نعیمی)- محمدرضا انباری – عمران همرنگ

برخیز که در طریق حق گام زنیم/ از باده گلرنگ شرف، جام زنیم
از خون شهیدان، شرری برگیریم/ صد شعله به تاج و تخت صدام زنیم

شهید بهادر افراز

صحرای خطر، گام مرا می‌خواند / صهبای سحر، جام مرا می‌خواند
هنگامه رفتن است، هان گوش کنید / از عرش، کسی نام مرا می‌خواند

شهید منصور باصری

در حجله عشق بی‌کفن باید رفت / دلسوخته، پاره پاره تن باید رفت
از جان بگذر که در سراپرده دوست / فارغ ز سر و دست و بدن باید رفت

شهید رمضان پاکروش

من همسفر باد سحر خواهم شد / خاک گذر اهل نظر خواهم شد
در آتش عاشقی به سر خواهم شد / پولادم و آبدیده‌تر خواهم شد

شهید رستم حمیدی

زیباست که جان در ره جانان بدهیم/ سر را به سرافرازی ایران بدهیم
یک دست تفنگ و دست دیگر قرآن / با نام شهید راه حق جان بدهیم

شهید رحیم کلبادی‌نژاد

آنجا که تویی راه‌گذر نیست مرا / جز دوری تو غمی دگر نیست مرا
خواهم که به جانب تو پرواز کنم / اما چه کنم که بال و پر نیست مرا

شهید اسماعیل ناطق بادیه‌نشین

زخمم بزنید بارور خواهم شد/ بالم شکنید بال و پر خواهم شد
خونم بخورید سرخ‌تر خواهم شد /حلقم ببرید زنده‌تر خواهم شد

شهید اسماعیل هادی‌زاده کورنده

شوریده دلان ز بند زندان رفتند / مرغان سحر به سوی بستان رفتند
برخیز تو ای ز کاروان جا مانده/ با بانگ جرس سبک سواران رفتند

شهید اصغر نوروزی

آنان که بود عشق خدا بر سرشان/ شیرند و دل بیشه بود سنگرشان
خواهند جدا شود سر از پیکرشان/ یک مو نشود کم ز سر رهبرشان

شهید مرتضی آتلوخانلو

گفتم که چرا دشمنت افکند به مرگ/گفتی که چو دوست بود خرسند به مرگ
گفتم که وصیتی نداری؟ خندید/ یعنی که همین بس است: لبخند به مرگ

شهید محمدعلی یوسف‌وند

آن دم که ز خون خود وضو می‌کردم/ دانی که ز حق چه آرزو می‌کردم؟
ای کاش مرا هزار جان بود به تن/ تا آن همه را فدای او می‌کردم

شهید محمدجواد شعبانی‌سرخنی - شهید حسین اشرفی

گفتم دل و جان بر سر کارت کردم / هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی/ آن من بودم که بی‌قرارت کردم

شهید اکبر رنجبر

یا رب نظر لطف عطا کن همه را/ داریم دل خسته دوا کن همه را
هر چند گنهکار و پریشان حالیم/ زوار شهید کربلا کن همه را

شهید سلیمان رهنما

من در ره حق ندارم از مردن، باک / خواهم که شوم به وقت جان دادن، پاک
جان هر چه رسد ز جانب دوست نکوست/ از تیر بلای حق نگردم غمناک

شهید حسام‌الدین ابوالمعالی

با خون شهید، بیعتی تازه کنیم/ در حق‌طلبی، جهان پرآوازه کنیم
آشفته ورق‌های کتاب وحدت/ برخیز که این کتاب، شیرازه کنیم

شهید جواد اعظم

در معبد عشق، جان فدا باید کرد / یعنی به حسین(ع) اقتدا باید کرد
بی سر به لقای یار باید رفتن/ دینی است که این گونه ادا باید کرد

شهید سیدمهدی احمدپناهی

تا پرچم حق به دست یاران خداست/ تا نام شهید بیت دیوان خداست
تکبیر تو ای نمازی سنگر حق / بر قلب عدو گلوله باران خداست

شهید مهدی احمدیان

نی از تو حیات جاودان می‌خواهم/ نی ملک تنعم جهان می‌خواهم
نی سیم و زر و راحت جان می‌خواهم/ آن چیز رضای توست، آن می‌خواهم

شهیدان: اسفندیار سلیمی - محمد اصغری

من تا به شب گلوله باران رفتم / در جبهه برای حفظ قرآن رفتم
در زیر شرار آتش خصم زبون/ بی‌واهمه پا به پای باران رفتم

شهید روح‌الله (مصطفی) شیری

بر بال دعا به آسمان باید رفت/ افتاده ز پا از این جهان باید رفت
خواهی تو اگر به قرب جانان برسی/ با مرگ تن و نثار جان باید رفت

روحانی شهید سیدحسین فاطمی

یاران، یاران، عزیز جان می‌آید / سرمایه عمر جاودان می‌آید
آرام دل دلشدگان می‌آید/ و الله که صاحب‌الزمان می‌آید

شهید داور یُسری

در دیده به جای خواب، آب است مرا/ یعنی که به دیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا به خوابش بینی/ ای بی‌خبران چه جای خواب است مرا

شهید غلامرضا یغمایی

گویند شباهت به جنون دارد عشق / نه بلکه هم از عقل فزون دارد عشق
گویند چرا عشق و شهادت توأم/ در مکتب ما قیمت خون دارد عشق

شهید محمدحسین عبدالحمیدپور

ای آن‌که شرار عشقت اندر جان است/ بر حجت حق به مهدی‌ات ایمان است
گر نیست تو را عشق خمینی در دل / این ره نه به کعبه بل به ترکستان است

شهید محمدحسین عبدالحمیدپور

یارب دلم از غم حسین(ع) محزون کن/ در سینه محبت ورا افزون کن
جز مهر حسین(ع) هر آنچه باشد به دلم/ خون ساز و ز راه دیده‌ام بیرون کن

شهیدان: اژدر خرمی ـ شهید یوسف باقی‌زاده
 
 

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها