پاسخ به:♦♦♦شعرهایی برای انقلاب♦♦♦
جمعه 8 بهمن 1395 8:41 PM
بازآ بازآ هر آنچه هستی بازآ/گر کافر و گبر و بتپرستی بازآ
این درگه ما درگه نومیدی نیست/صد بار اگر توبه شکستی باز آ
شهیدان: حسین نوچهناسار ـ اسماعیل محیطی برنرق – بیوک آسیابان
افسوس که روح، در بدن نیست مرا/ آن بلبل مست در چمن نیست مرا
یاران و برادران، مرا یاد کنید/ رفتم سفری که آمدن نیست مرا
شهیدان: ابوالفضل یعقوبزاده - غلامحسین شورکی - ابراهیم امینپور
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند/ روبه صفتان زشت خو را نکشند
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس/مردار بود هر آن که او را نکشند
شهیدان: جعفر ادب – محمد علی حکیم – نامدار عمادی - احمد وظیفهدان – حسین شفیعی
برخیز که آهنگ سفر باید کرد/ در صحنه عشق ترک سر باید کرد
اینک که به جز خدا کسی با ما نیست/ مردانه ز موج خون گذر باید کرد
شهیدان: اصغر محمدیپور - اصغر مختاری اسفیدرجانی – امیر جاودان – رضا خیری – سید حسین فاطمی
ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم/گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم
دنیا اگر از یزید لبریز شود/ ما پشت به سالار شهیدان نکنیم
شهیدان: اصغر ناصرانی (نعیمی)- محمدرضا انباری – عمران همرنگ
برخیز که در طریق حق گام زنیم/ از باده گلرنگ شرف، جام زنیم
از خون شهیدان، شرری برگیریم/ صد شعله به تاج و تخت صدام زنیم
شهید بهادر افراز
صحرای خطر، گام مرا میخواند / صهبای سحر، جام مرا میخواند
هنگامه رفتن است، هان گوش کنید / از عرش، کسی نام مرا میخواند
شهید منصور باصری
در حجله عشق بیکفن باید رفت / دلسوخته، پاره پاره تن باید رفت
از جان بگذر که در سراپرده دوست / فارغ ز سر و دست و بدن باید رفت
شهید رمضان پاکروش
من همسفر باد سحر خواهم شد / خاک گذر اهل نظر خواهم شد
در آتش عاشقی به سر خواهم شد / پولادم و آبدیدهتر خواهم شد
شهید رستم حمیدی
زیباست که جان در ره جانان بدهیم/ سر را به سرافرازی ایران بدهیم
یک دست تفنگ و دست دیگر قرآن / با نام شهید راه حق جان بدهیم
شهید رحیم کلبادینژاد
آنجا که تویی راهگذر نیست مرا / جز دوری تو غمی دگر نیست مرا
خواهم که به جانب تو پرواز کنم / اما چه کنم که بال و پر نیست مرا
شهید اسماعیل ناطق بادیهنشین
زخمم بزنید بارور خواهم شد/ بالم شکنید بال و پر خواهم شد
خونم بخورید سرختر خواهم شد /حلقم ببرید زندهتر خواهم شد
شهید اسماعیل هادیزاده کورنده
شوریده دلان ز بند زندان رفتند / مرغان سحر به سوی بستان رفتند
برخیز تو ای ز کاروان جا مانده/ با بانگ جرس سبک سواران رفتند
شهید اصغر نوروزی
آنان که بود عشق خدا بر سرشان/ شیرند و دل بیشه بود سنگرشان
خواهند جدا شود سر از پیکرشان/ یک مو نشود کم ز سر رهبرشان
شهید مرتضی آتلوخانلو
گفتم که چرا دشمنت افکند به مرگ/گفتی که چو دوست بود خرسند به مرگ
گفتم که وصیتی نداری؟ خندید/ یعنی که همین بس است: لبخند به مرگ
شهید محمدعلی یوسفوند
آن دم که ز خون خود وضو میکردم/ دانی که ز حق چه آرزو میکردم؟
ای کاش مرا هزار جان بود به تن/ تا آن همه را فدای او میکردم
شهید محمدجواد شعبانیسرخنی - شهید حسین اشرفی
گفتم دل و جان بر سر کارت کردم / هر چیز که داشتم نثارت کردم
گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی/ آن من بودم که بیقرارت کردم
شهید اکبر رنجبر
یا رب نظر لطف عطا کن همه را/ داریم دل خسته دوا کن همه را
هر چند گنهکار و پریشان حالیم/ زوار شهید کربلا کن همه را
شهید سلیمان رهنما
من در ره حق ندارم از مردن، باک / خواهم که شوم به وقت جان دادن، پاک
جان هر چه رسد ز جانب دوست نکوست/ از تیر بلای حق نگردم غمناک
شهید حسامالدین ابوالمعالی
با خون شهید، بیعتی تازه کنیم/ در حقطلبی، جهان پرآوازه کنیم
آشفته ورقهای کتاب وحدت/ برخیز که این کتاب، شیرازه کنیم
شهید جواد اعظم
در معبد عشق، جان فدا باید کرد / یعنی به حسین(ع) اقتدا باید کرد
بی سر به لقای یار باید رفتن/ دینی است که این گونه ادا باید کرد
شهید سیدمهدی احمدپناهی
تا پرچم حق به دست یاران خداست/ تا نام شهید بیت دیوان خداست
تکبیر تو ای نمازی سنگر حق / بر قلب عدو گلوله باران خداست
شهید مهدی احمدیان
نی از تو حیات جاودان میخواهم/ نی ملک تنعم جهان میخواهم
نی سیم و زر و راحت جان میخواهم/ آن چیز رضای توست، آن میخواهم
شهیدان: اسفندیار سلیمی - محمد اصغری
من تا به شب گلوله باران رفتم / در جبهه برای حفظ قرآن رفتم
در زیر شرار آتش خصم زبون/ بیواهمه پا به پای باران رفتم
شهید روحالله (مصطفی) شیری
بر بال دعا به آسمان باید رفت/ افتاده ز پا از این جهان باید رفت
خواهی تو اگر به قرب جانان برسی/ با مرگ تن و نثار جان باید رفت
روحانی شهید سیدحسین فاطمی
یاران، یاران، عزیز جان میآید / سرمایه عمر جاودان میآید
آرام دل دلشدگان میآید/ و الله که صاحبالزمان میآید
شهید داور یُسری
در دیده به جای خواب، آب است مرا/ یعنی که به دیدنت شتاب است مرا
گویند بخواب تا به خوابش بینی/ ای بیخبران چه جای خواب است مرا
شهید غلامرضا یغمایی
گویند شباهت به جنون دارد عشق / نه بلکه هم از عقل فزون دارد عشق
گویند چرا عشق و شهادت توأم/ در مکتب ما قیمت خون دارد عشق
شهید محمدحسین عبدالحمیدپور
ای آنکه شرار عشقت اندر جان است/ بر حجت حق به مهدیات ایمان است
گر نیست تو را عشق خمینی در دل / این ره نه به کعبه بل به ترکستان است
شهید محمدحسین عبدالحمیدپور
یارب دلم از غم حسین(ع) محزون کن/ در سینه محبت ورا افزون کن
جز مهر حسین(ع) هر آنچه باشد به دلم/ خون ساز و ز راه دیدهام بیرون کن
شهیدان: اژدر خرمی ـ شهید یوسف باقیزاده
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.