فصل اوّل: واژه «أربعين» در فرهنگ اسلام
بسم الله الرّحمن الرّحيم
واژه و مفهوم «اربعين» در جميع هويّات متفاوته و مصاديق خارجى آن از ديرباز در بين اقوام و ملل مختلف و اديان عالم محطّ بحث و نظر و توجّه بوده است؛ و هر قوم و ملّتى در فرهنگ خود كم و بيش با اين كلمه انس و الفت داشته است. و به عبارت ديگر: اين واژه با ادبيّات هر مكتب و مرامى رفيق گرمابه و گلستان مىباشد، و به قول خواجه شيراز:
سحرگه رهروى در سرزمينى همى گفت اين معمّا با قرينى
كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف كه در شيشه بر آرد اربعينى [1]
اين اصطلاح را در كيش و مذهب اهل باده و ساده گرفته، تا عاليترين و دقيقترين لطائفِ اشارات و ظرائف عبارات اهل كشف و معنى و عرفاى عاليمقام مىتوان يافت.
__________________________________________________
[1]- ديوان حافظ، طبع بختيارى، ص 207، غزل 454
اربعين، ص: 28
در فرهنگ اسلام نيز به مناسبتهاى مختلف اين كلمه مورد توجّه قرار گرفته است (چه در مسائل و احكام فقهى و چه در مباحث اخلاقى و مطالب عرفانى و مبانى اعتقادى) بنحوى كه مىتوان ادّعاء نمود يك نوع رابطه تكوينى و تشريعى براى اين مفهوم در فرهنگ اسلامى وجود دارد، و اين رابطه و نسبت را در جاى جاى هر دو عرصه تكوين و تشريع مىتوان جستجو نمود. و به تعبير ديگر: حقيقت و عينيّت خارجى همين مفهوم است كه در نزول به عالم كثرت و تربيت به صورت يك سلسله احكام و قوانين تكليفى و يا سلوك و تربيت نفسانى از ناحيه شارع مقدّس ابراز گرديده است.
در خلقت آدم أبوالبشر اين مسأله مبيّن جهات استكمالى و فعليّت مقام خليفة اللهى او شده است؛ چنانچه در كتاب «إحياء العلوم» از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلم روايت مىكند كه:
إنّ اللهَ خَمَّرَ طينَة آدمَ بِيَدهِ أربعينَ صَباحًا. [1]
و يا به روايت «مرصاد العباد»: خَمَّرتُ طينةآدمَ بِيَدى أربعينَ صَباحًا. [2]
«خداى متعال طينت و سرشت و ذات انسان را در مدّت چهل روز بپرداخت.»
در كتاب «عوارف المعارف» چنين گويد:
فَمِن التُّرابِ كَوَّنهُ و أربعينَ صَباحًا خَمَّرَ طينتَهُ لِيَبعُدَ بِالتَّخميرِ أربعينَ
__________________________________________________
[1]- إحياء علوم الدّين، ج 4، ص 277
[2]- مرصاد العباد، ص 65 و 211
اربعين، ص: 29
صَباحًا بِأربعينَ حِجابًا مِن الحَضرَة الإلهيّة، كلُّ حجابٍ هو مَعنىً مودَعٌ فيه، يَصلَحُ بِه لِعِمارَة الدُّنيا و يَتعَوَّقُ بِهعَن الحَضرةالإلهيّة و مَواطِنِ القُربِ. [1]
«پس خداى متعال انسان را از خاك بيافريد و ذات و حقيقت او را در مدّت چهل روز بياراست؛ تا بدين جهت در مدّت چهل روز چهل حجاب از مراتب اسماءو صفات خود را در وجود او متحقّق گرداند، و بدين واسطه حائز مراتب وحدت در عين كثرت گردد، و جامع بين دو نقطه احديّت و واحديّت شود. و در عين قرب و انمحاء و فناء در ذات بحت و صرف حضرت احديّت، به كثرت اجتماع آثار و صفات حضرت ربّ الارباب متّصف گردد. و بواسطه آن، توطّن و ورود او در دنياى مادّه توجيه پذيرد. و در عين ربط و انتساب به حضرت الهيّه حفظ مراتب كثرت و فعليّت در او محقّق شود.»
ادامه دارد...