0

شهر امام رضا (ع)

 
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

شهر امام رضا (ع)

خبر حضرت رضا علیه السلام از شهادت خویش

حضرت امام رضا علیه السلام ولایتعهدی را قبول نمی‌کرد و مکرر می‌فرمود:«این عهد و بیعت ناتمام خواهد ماند.»
روزی مأمون به او گفت:«خوب است شما به عراق بروید و من جانشین شما در خراسان باشم.»
امام لبخندی زد و فرمود:«نه، به جان خودم قسم من در همین جا اقامتی کوتاه دارم و پیش از اینکه از اینجا بیرون نمی‌روم مگر اینکه مرگ مرا در می‌یابد.»
یا در عهدنامه‌ای که امام به خط خود نوشت، مرقوم داشت که علم جامعه و جفر دلالت دارد بر اینکه این امر به سرانجام نخواهد رسید.»
یا گاهی که مأمون می‌نشست و از امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام سخن می‌گفت، امام به اصحاب خاص خود می‌فرمود:«از این سخن‌ها گول نخورید. به خدا قسم خود مأمون می‌کشد ولی من باید صبر کنم تا هنگام فرمان الهی برسد.»

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:23 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

خبر امام صادق از شهادت امام رضا علیهماالسلام

حضرت صادق علیه السلام فرمود:«از پسر من، موسی، پسری به دنیا خواهد آمد که نامش نام علی علیه السلام است. او در سرزمین طوس در خراسان با زهر شهید می‌شود و در غربت دفن می‌گردد. هر کس حق او را بشناسد و زیارتش کند، خداوند به او پاداش کسانی را که قبل از فتح مکه انفاق کرده‌اند و جهاد نموده‌اند عطا می‌فرماید.»

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:23 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

امام علی و پیشگویی شهادت امام رضا علیهماالسلام

نعمان بن سعد روایت می‌کند که روزی امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود:«به‌زودی یکی از فرزندان من در سرزمین خراسان مظلومانه مسموم می‌شود. نام او نام من و نام پدرش نام موسی بن عمران علیه السلام است. آگاه باشید که هر کس او را در غربتش زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می‌بخشد، هرچند به تعداد ستارگان، قطره‌های باران و برگ درختان باشد.»

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:24 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

پیامبر اکرم (ص) و پیشگویی شهادت حضرت رضا علیه السلام

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«به‌زودی پاره‌ی تن من در سرزمین خراسان مدفون خواهد شد. هر مؤمنی او را زیارت کند، خدای عزّوجل بهشت را بر او واجب می‌کند و آتش جهنم را بر بدنش حرام می‌گرداند.»

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:24 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

شهادت امام رضا علیه السلام از زبان اباصلت هروی

خبر از شهادت خویش به اباصلت
اباصلت هروی می گوید:
من در خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم. به من فرمود:« ای اباصلت! داخل این قبّه ای که قبر هارون است، برو و از چهار طرف آن کمی خاک بردار و بیاور.»
من رفتم و خاک ها را آوردم.
امام خاک‌ها را بویید و فرمود:« می‌خواهند مرا پشت سر هارون دفن کنند، ولی در آنجا سنگی ظاهر می شود که اگر همه کلنگ‌های خراسان را بیاورند، نمی توانند آن را بکَنند.» و این سخن را در مورد بالای سر و پایین پای هارون فرمود.
بعد وقتی خاک پیش روی هارون یعنی طرف قبله هارون را بویید، فرمود:« این خاک، جایگاه قبر من است. ای اباصلت، وقتی قبر من ظاهر شد، رطوبتی پیدا می شود. من دعایی به تو تعلیم می کنم. آن را بخوان. قبر پر از آب می شود. در آن آب ماهی های کوچکی ظاهر می شوند. این نان را که به تو می دهم برای آنها خرد کن. آنها نان را می خورند. سپس ماهی بزرگی ظاهر می شود و تمام آن ماهی های کوچک را می بلعد و بعد غایب می شود. در آن هنگام دست خود را روی آب بگذار و این دعا را که به تو می‌آموزم بخوان. همه‌ی آب‌ها فرو می روند. همه‌ی این کارها را در حضور مأمون انجام ده.»
سپس فرمود:« ای اباصلت! من فردا نزد این مرد فاجر و تبهکار می روم. وقتی از نزد او خارج شدم، اگر سرم با عبایم پوشانده بودم، دیگر با من حرف نزن و بدان که مرا مسموم کرده است.»

مسموم شدن امام با انگور
فردا صبح، امام در محراب خود به انتظار نشست. بعد از مدتی مأمون غلامش را فرستاد که امام را نزد او ببرد. امام به مجلس مأمون رفت و من هم به دنبالش بودم. در جلوی او طبقی از خرما و انواع میوه بود. خود مأمون خوشه ای از انگور به دست داشت که تعدادی از آن را خورده و مقداری باقی مانده بود.
با دیدن امام، برخاست و او را در آغوش کشید و پیشانی اش را بوسید و کنار خود نشاند. سپس آن خوشه انگور را به امام تعارف کرد و گفت:« من از این انگور بهتر ندیده ام.»
امام فرمود:« چه بسا انگورهای بهشتی بهتر باشد.»
مأمون گفت:« از این انگور میل کنید.»
امام فرمود:« مرا معذور بدار.»
مأمون گفت:« هیچ چاره ای ندارید. مگر می خواهید ما را متهم کنید؟ نه. حتماً بخورید.» سپس خودش خوشه انگور را برداشت و از آن خورد و آن را به دست امام داد.
امام سه دانه خورد و بقیه اش را زمین گذاشت و فوراً برخاست.
مأمون پرسید:« کجا می روید؟»
فرمود:« همان جا که مرا فرستادی.»
سپس عبایش را به سر انداخت و به خانه رفت و به من فرمود:« در را ببند.»
سپس در بستر افتاد.

حضور امام جواد بر بالین پدر در لحظه شهادت
من در وسط خانه محزون و ناراحت ایستاده بودم که ناگهان دیدم جوانی بسیار زیبا پیش رویم ایستاده که شبیه ترین کس به حضرت رضا علیه السلام است.
جلو رفتم و عرض کردم:« از کجا داخل شدید؟ درها که بسته بود.»
فرمود:« آن کس که مرا از مدینه تا اینجا آورد، از در بسته هم وارد کرد.»
پرسیدم:« شما کیستید؟»
فرمود:« من حجّت خدا بر تو هستم، ای اباصلت! من محمد بن علی الجواد هستم.»
سپس به طرف پدر گرامیش رفت و فرمود:« تو هم داخل شو!»
تا چشم مبارک حضرت رضا علیه السلام به فرزندش افتاد، او را در آغوش کشید و پیشانی‌اش را بوسید.
حضرت جواد علیه السلام خود را روی بدن امام رضا انداخت و او را بوسید. سپس آهسته شروع کردند به گفتگو که من چیزی نشنیدم. اسراری بین آن پدر و پسر گذشت تا زمانی که روح ملکوتی امام رضا علیه السلام به عالم قدس پر کشید.

تغسیل امام به دست امام جواد علیه السلام
امام جواد علیه السلام فرمود: ای اباصلت! برو از داخل آن تخت و لوازم غسل و آب را بیاور.»
گفتم:« آنجا چنین وسایلی نیست.»
فرمود:« هر چه می گویم، بکن!»
من داخل خزانه شدم و دیدم بله، همه چیز هست. آنها را آوردم و دامن خود را به کمر زدم تا در غسل امام کمک کنم.
حضرت جواد فرمود:« ای اباصلت! کنار برو. کسی که به من کمک می کند غیر از توست.» سپس پدر عزیزش را غسل داد. بعد فرمود:« داخل خزانه زنبیلی است که در آن کفن و حنوط است. آنها را بیاور.»
من رفتم و زنبیلی دیدم که تا به حال ندیده بودم. کفن و حنوط کافور را آوردم.
حضرت جواد پدرش را کفن کرد و نماز خواند و باز فرمود:« تابوت را بیاور.»
عرض کردم:« از نجاری؟»
فرمود:« در خزانه تابوت هست.»
داخل شدم. دیدم تابوتی آماده است. آن را آوردم.
امام جواد، پدرش را داخل تابوت گذاشت و سپس به نماز ایستاد.

پرواز تابوت به سوی آسمان
هنوز نمازش تمام نشده بود که ناگهان دیدم سقف شکافته شد و تابوت از آن شکاف به طرف آسمان رفت. گفتم:« یا ابن رسول الله! الان مأمون می آید و می گوید بدن مبارک حضرت رضا چه شد؟»
فرمود:« آرام باش! آن بدن مطهّر به زودی برمی گردد. ای اباصلت! هیچ پیامبری در شرق عالم نمی میرد، مگر آنکه خداوند ارواح و اجساد او و وصی‌اش را به هم ملحق فرماید، حتی اگر وصیّ اش در غرب عالم بمیرد.»
در این هنگام دوباره سقف شکافته شد و تابوت به زمین نشست.
سپس حضرت جواد، بدن مبارک پدرش را از تابوت خارج کرد و به وضعیت اولیّه خود در بستر قرار داد. گویی نه غسل داده و نه کفن شده بود. بعد فرمود:« ای اباصلت! برخیز و در را برای مأمون باز کن.»

مأمون در کنار پیکر مطهر امام
ناگهان مأمون به همراه غلامانش با چشمی گریان و گریبانی چاک کرده داخل شد. همان طور که بر سر خود می زد، کنار سر مطهّر حضرت رضا علیه السلام نشست و دستور تجهیز و دفن امام را صادر کرد.
تمام آنچه را که امام رضا به من فرموده بود، به وقوع پیوست. مأمون می گفت:« ما همیشه از حضرت رضا در زنده بودنش کرامات زیادی می دیدیم. حالا بعد از وفاتش هم از آن کرامات به ما نشان می‌دهد.»
وزیر مأمون به او گفت:« فهمیدید حضرت رضا به شما چه نشان داد؟»
مأمون گفت:« نه.»
گفت:« او با نشان دادن این ماهی‌های کوچک و آن ماهی بزرگ می خواهد بگوید سلطنت شما بنی عباس با تمام کثرت و درازیِ مدت، مانند این ماهی های کوچک است که وقتی اجل شما رسید، خداوند مردی از ما اهل بیت را به شما مسلّط خواهد کرد و همه شما را از بین خواهد برد.»
مأمون گفت:« راست گفتی.»
بعد مأمون به من گفت:« آن چه دعایی بود که خواندی؟»
گفتم:« به خدا قسم، همان ساعت فراموش کردم.» واقعاً هم فراموش کرده بودم.

آزادی اباصلت از زندان به دست مبارک امام رضا علیه السلام
ولی مأمون مرا حبس کرد و تا یک سال در زندان بودم. دیگر دلم به تنگ آمده بود. یک شب تا صبح دعا کردم و خدا را به حق محمد و آل محمد خواندم که ناگاه حضرت جواد علیه السلام داخل زندان شد و فرمود:« ای اباصلت، دلتنگ شده ای؟»
گفتم:« به خدا قسم، آری.»
فرمود:« بلند شو!» زنجیر را باز کرد و مرا از زندان خارج فرمود. محافظین مرا می‌دیدند ولی نمی‌توانستند چیزی بگویند.
فرمود:« برو در امان خدا که دیگر دست مأمون به تو نخواهد رسید.»
و تا کنون من دیگر مأمون را ندیده ام.

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:24 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

روایتی از امام رضا (ع) درباره محرم

و شیخ صدوق (ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت كرده كه حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند همانا ماه محرم ماهی بود كه اهل جاهلیت قتال در آن ماه را حرام می‌دانستند و این امت جفا كار خونهای ما را در آن ماه حلال دانستند و هتك حرمت ما كردند و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر كردند و آتش در خیمه‌های ما افروختند و اموال ما را غارت كردند و حرمت حضرت رسالت (ص) را در حق ما رعایت نكردند، همانا مصیبت روز شهادت حسین علیه السلام دیده‌های ما را مجروح گردانیده است و اشك ما را جاری كرده و عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین كربلا مورث كرب و بلاء ما گردید تا روز قیامت، پس بر مثل حسین باید بگریند گریه كنندگان، همانا گریه بر آن حضرت فرو می‌ریزد گناهان بزرگ را. پس حضرت فرمود كه پدرم چون ماه محرم داخل می‌شد تا عاشر محرم چون روز عاشورا می‌شد آن روز مصیبت و حزن و گریة او بود و می‌فرمود امروز روزی است كه حسین «ع» شهید شده است.

 و ایضاً شیخ صدوق از آن حضرت روایت كرده كه هر كه ترك كند سعی در حوائج خود را در روز عاشورا حق تعالی حوائج دنیا و آخرت او را برآورد و هر كه روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه او باشد حق تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور آن گرداند و دیده‌اش در بهشت به ما روشن باشد و هر كه روز عاشورا را روز بركت شمارد و برای بركت آذوقه در آن روز در خانه ذخیره كند بركت نیابد در آنچه ذخیره كرده است و خدا او را در روز قیامت با یزید و عبدالله بن زیاد و عمر بن سعد لعنهم الله در اسفل درك جهنم محشور گرداند.


و ایضاً به سند معتبر از ریان بن شبیب كه خال معتصم خلیفه عباسی بوده است روایت كرده كه گفت در روز اول محرم به خدمت امام رضا علیه السلام رفتم، فرمود كه ای پسر شبیب آیا روزه‌ای گفتم نه فرمود كه این روزی است كه حق تعالی دعای حضرت زكریا را مستجاب فرمود در وقتی كه از حق تعالی فرزند طلبید و ملائكه او را ندا كردند در محراب كه خدا بشارت می‌دهد تو را به یحیی پس هر كه این روز را روزه دارد دعای او مستجاب گردد چنانكه دعای زكریا مستجاب گردید.

پس فرمود كه ای پسر شبیب محرم ماهی بود كه اهل جاهلیت در زمان گذشته ظلم و قتال را در این ماه حرام می‌دانستند برای حرمت این ماه پس این امت حرمت این ماه را نشناختند و حرمت پیغمبر خود را ندانستند، و در این ماه با ذریت پیغمبر خود قتال كردند و زنان ایشان را اسیر نمودند و اموال ایشان را به غارت بردند پس خدا نیامرزد ایشان را هرگز! ای پسر شبیب اگر گریه می‌كنی برای چیزی پس گریه كن برای حسین بن علی علیهماالسلام كه او را مانند گوسفند ذبح كردند و او را با هیجده نفر از اهل بیت او شهید كردند كه هیچیك را در روی زمین شبیه و مانندی نبود. و به تحقیق كه گریستند برای شهادت او آسمانهای هفتگانه و زمینها و به تحقیق كه چهار هزار ملك برای نصرت آن حضرت از آسمان فرود آمدند چون به زمین رسیدند آن حضرت شهید شده بود. پس ایشان پیوسته نزد قبر آن حضرت هستند ژولیده مو گردآلود تا وقتی كه حضرت قائم آل محمد (ص) ظاهر شد، پس از یاوران آن حضرت خواهند بود و در وقت جنگ شعار ایشان این كلمه خواهد بود:

یا لَثاراتِ الْحُسِیْن عَلَیْهِ السَّلام.

ای پسر شبیب خبر داد مرا پدرم از پدرش از جدش كه چون جدم حسین علیه السلام كشته شد آسمان خون و خاك سرخ بارید ای پسر شبیب اگر گریه كنی بر حسین علیه السلام تا آب دیده بر تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمعی گناهان صغیره و كبیره ترا بیامرزد خواه اندك باشد و خواه بسیار. ای پسر شبیب اگر خواهی خدا را ملاقات كنی و هیچ گناهی بر تو نباشد پس زیارت كن امام حسین علیه السلام را.

ای پسر شبیب اگر خواهی كه در غرفة عالیه بهشت ساكن شوی با رسول خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام پس لعنت كن قاتلان حسین «ع» را. ای پسر شبیب اگر خواهی كه مثل ثواب شهدای كربلا را داشته باشی پس هرگاه كه مصیبت آن حضرت را یاد كنی بگو:

یا لَیْتَنی كُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظیماَ.

یعنی ایكاش من بودم با ایشان و رستگاری عظیمی می‌یافتم.

ای پسر شبیب اگر خواهی كه در درجات عالیات بهشت با ما باشی پس برای اندوه ما، اندوهناك باش. و برای شادی ما شاد باش و بر تو باد به ولایت و محبت ما كه اگر مردی سنگی دوست دارد حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می ‌گرداند.

ابن قولویه به سند معتبر روایت كرده از ابی هرون مكفوف یعنی نابینا، كه گفت به خدمت حضرت صادق علیه السلام مشرف شدم آن حضرت فرمود كه مرثیه بخوان برای من پس من شروع كردم به خواندن فرمود نه این طریق بلكه چنان بخوان كه نزد خودتان متعارفست و نزد قبر حسین علیه السلام می‌خواند پس من خواندم:

اُمْرُرْ عَلی جَدَتِ الْحُسَیْنِ فَقُلْ لِاَعْظُمِهِ الزَّكِیَّه.

تتمة این شعر در آخر باب در ذكر مراثی خواهد آمد. حضرت گریست من ساكت شدم فرمود: بخوان من خواندم آن اشعار را تا تمام شد، حضرت فرمود باز هم برای من مرثیه بخوان من شروع كردم به خواندن این اشعار:

           یا مَرْیمُ قوُمی فَانْدُبی مَوْلاكِ    وَ عَلَی الْحُسَیْنِ فَاسْعَدی بِبُاكِ

پس حضرت بگریست و زنها هم گریستند و شیون نمودند. پس چون از گریه آرام گرفتند حضرت فرمود ای ابا هرون هر كه مرثیه بخواند برای حسین علیه السلام پس بگریاند ده نفر را از برای او بهشت است پس یك یك كم كرد از ده تا آنكه فرمود هر كه مرثیه بخواند و بگریاند یك نفر را بهشت از برای او لازم شود، پس فرمود كه هر كه یاد كند جناب امام حسین علیه السلام را پس گریه كند بهشت او را واجب شود

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:25 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

سخنان امام رضا(ع) درباره محرم

 

سخنان امام رضا(ع) درباره محرم

گـریـه كنندگان، باید بر مثل حسین (علیه السلام) بگریند، زیرا گریه بر او گناهان بزرگ را مى‌شوید.

نیز آن حضرت فرموده است:

«هـرگـاه مـاه مـحـرم فـرا مـى‌رسـیـد، پـدرم موسى بن جعفر(علیهماالسلام)، خندان دیده نمى‌شد و پیوسته انـدوهناك بود، تا ده روز سپرى مى‌گشت و روز دهم، روز مصیبت و اندوه و گریه‌اش بود و مى‌گفت: عاشورا روز شهادت حسین (علیه السلام) است.»

همچنین آن حضرت فرموده است:

«مـحـرم مـاهـى اسـت كه مردم دوران جاهلیّت هم جنگ را در آن حرام مى‌شمردند، ولى (برخى از) این امـّت، در ایـن ماه، ریختن خون ما را حلال شمردند و احترام ما را هتك كردند و زن و فرزندان ما را بـه اسـارت بـردنـد و چـادرهـامـان را آتـش زدنـد و اشیاى قیمتى ما را به غارت بردند و احترام پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را درباره ما نادیده گرفتند. روز شهادت حسین (علیه السلام)، پلك‌هامان را خست و اشك ما را روان سـاخـت و عـزّت‌مـان را در سـرزمـیـن كـرب و بـلا(اندوه و گرفتـارى) بـه خـوارى مبدّل ساخت و براى همیشه، روزگار اندوه و گرفتارى را براى ما به ارث گذارد؛ بنابراین گـریـه كنـنـدگـان، بـاید بر مثل حسین (علیه السلام) بگریند؛ زیرا گریستن بر آن حضرت گناهان بزرگ را مى‌شوید.

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:25 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

زیارت امام رضا (ع) در روز عرفه یادتان نرود - زيارت معصومين و شادى مؤ من در عرفه

مرحوم شيخ مفيد و ديگر بزرگان ، به نقل از علىّ بن اءسباط كه يكى از اصحاب و دوستان حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليهما السلام است ، حكايت كنند:
روز عيد عرفه جهت زيارت و ديدار مولايم ، حضرت ابوالحسن ، امام رضا عليه السلام حركت كردم ؛ چون به منزل حضرت وارد شدم و نشستم ، پس ‍ از لحظاتى مرا مورد خطاب قرار داد و فرمود: الاغِ مرا آماده كن تا بيرون برويم .
وقتى الاغ را آماده كردم ، امام عليه السلام سوار بر آن شد و سپس به سمت قبرستان بقيع جهت زيارت قبر شريف مادرش ، حضرت فاطمه زهراءعليها السلام حركت كرد و من نيز همراه سرور و مولايم به راه افتادم .
پس هنگامى كه وارد قبرستان بقيع شديم ، خدمت حضرتش عرضه داشتم : اى سرور و مولايم ! چه كسانى را قصد كنم و چگونه سلام گويم ؟
حضرت فرمود: بر مادرم ، فاطمه زهراء عليها السلام و بر دو فرزندش ، حسن و حسين ، همچنين بر علىّ بن الحسين ، زين العابدين و محمّد بن علىّ، باقرالعلوم و جعفر بن محمّد، صادق آل محمّد، و بر پدرم ، موسى بن جعفر (صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين )، سلام بده و ايشان را با كلماتى زيبا و مناسب زيارت كن .
پس من نيز بر يكايك آن بزرگان معصوم ، سلام و تحيّت فرستادم و چون زيارت امام رضا عليه السلام پايان يافت ، به سمت منزل بازگشتيم .
در بين راه به حضرت اظهار داشتم : ياابن رسول اللّه ! اى سرور و مولايم ! من تهى دست و درمانده هستم و چيزى در اختيار ندارم كه بتوانم به افراد خانواده ام عيدى دهم و آن ها را در اين روز و عيد عزيز دلشاد و خوشحال گردانم .
امام عليه السلام پس از شنيدن سخن و درخواست من ، با چوب دستى خود - كه همراه داشت - خطّى روى زمين كشيد؛ و سپس خم شد و قطعه طلائى را - كه قريب يكصد دينار ارزش آن بود - برداشت و به من عنايت نمود.
من با گرفتن آن هديه خوشحال شدم و توانستم نيازهاى خود و خانواده ام را تاءمين نمايم .

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:26 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

عید قربان و امام حسین (ع): از حضرت رضا (ع) چنین شنیدم ...

فضل بن شاذان گوید : از حضرت رضا (ع ) چنین شنیدم که آن زمان که خداوند تبارک و تعالی به حضرت ابراهیم ( ع ) امر فرمود که به جای فرزندش اسماعیل ، گوسفندی را که خداوند فرستاده بود ذبح نماید ، حضرت ابراهیم ( ع ) در دل آرزو کرد که ای کاش فرزندش اسماعیل را به دست خود ذبح می کرد و دستور ذبح گوسفند به جای ذبح فرزندش به او داده نشده بود ، تا به این وسیله احساس پدری را که عزیزترین فرزندش را به دست خود ذبح می کند ، داشته باشد و در نتیجه شایسته رفیع ترین درجات ثواب در صبر بر مصائب شود ، خداوند عز و جل نیز به او وحی فرمود که : ای ابراهیم ، محبوب ترین خلق من نزد تو کیست ؟ ابراهیم گفت : خدایا مخلوقی خلق نکرده ای که از حبیبت محمد ( ص ) نزد من محبوب تر باشد ، خداوند به او وحی فرمود که : ای ابراهیم آیا او را بیشتر دوست داری یا خودت را ؟ او گفت : نه ، او را بیشتر دوست دارم . خداوند فرمود : آیا فرزند او را بیشتر دوست داری یا فرزند خودت را ؟عرض کرد : فرزند او را . خداوند فرمود : آیا بریده شدن سر فرزند او از روی ظلم به دست دشمنانش دل تو را بیشتر به درد می آورد یا بریدن سر فرزندت به دست خودت بخاطر اطاعت از فرمان من ؟گفت : بریده شدن سر فرزند او به دست دشمنانش دل مرا بیشتر به درد می آورد . خداوند فرمود : گروهی که خود را از امت محمد ( ص ) می دانند فرزندش حسین را به ظلم و ستم به مانند گوسفند ذبح خواهند کرد و با این کار مستوجب خشم و غضب من خواهند شد .ابراهیم ( ع ) بر این مطلب جزع و فزع نموده ، دلش به درد آمد و شروع به گریه کرد .

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:26 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

سخنان کوتاه و پند و اندرزهايی که حضرت رضا (ع) بر جای مانده است و به نقل از نثر الدرر

امام رضا ( ع ) فرمود : پرهيز بيمار از مضرات ، ترک يکباره آنها نيست بلکه کم مصرف کردن آنهاست .

آن حضرت در خصوص اين فرمايش الهی که گفته است : " از آنها به نيکويی در گذر " فرمود : يعنی بدون آنکه آنها را سرزنش کنی عفوشان کن .

و در مورد اين سخن خداوند که فرموده است : " از آيات خداوند آن است که برق را بر شما می نماياند . که هم شما را می ترساند و هم اميدوار می گرداند " فرمود : برق باعث ترس مسافر و اميد مقيم است .

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:27 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

سخنان کوتاه حضرت رضا (ع) به نقل از کتاب النزهة

هر که خوبيهايش زياد شود ، بدان ستايش شود و از تظاهر به مدح بی نياز است .

کسی که از نظرتو در صلاحش پيروی نمی کند پس تو هم به نظر او مگرای .

آن که در پی کاری است از موضع آن ، هرگز نمی لغزد و اگر هم بلغزد حيله و نيرنگ او را خار نمی سازد .

در تسليت به حسن بن سهل فرمود : تبريک گفتن به خاطر پاداشی که خواهد رسيد سزاوارتر از تسليت گفتن به خاطر مصيبتی است که به سرعت می آيد .

مسکنت کليد نياز است .

همانا دلها را روی کردن و پشت کردن و حرکت و سستی است پس چون روی  آورند بينا شوند و بفهمند و چون پشت کنند خسته و ملول گردند ، پس آنان را به هنگام روی آوردن و حرکتشان بگيريد وبه هنگام پشت کردن و سستی شان رها کنيد .

با سلطان با ترس و بيم و با دوست با تواضع و با دشمن با پرهيز و مراقبت و با عامه مردم با گشاده رويی همنشينی کن . 

اجل آفت آرزوست و نکوکاری غنيمت دور انديش و تفريط مصيبت صاحب قدرت است

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:27 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

سخنان کوتاه و مواعظ و اندرز حضرت رضا ( ع ) به نقل از تحف العقول

مؤمن ، مؤمن نگردد مگر آن که در او سه خصلت باشد : سنتی از پروردگارش ، سنتي از پيامبرش و سنتی از امامش . سنت پروردگارش رازپوشی است و سنت پيامبرش مدارا با مردم و اما سنت امامش شکيبايی در سختی و تنگی است . کسی که نعمت دارد بايد بر عيالش درهزينه وسعت بخشد . 

عبادت به فراوانی روزه و نماز نيست . بلکه عبادت بسيار انديشيدن در کار خدا است .

نظافت از اخلاق انبياست .

امين به تو خيانت نکند ، اما...

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:28 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

تفسير امام رضا (ع) از سوره‌ي يونس

آيه‌ي 58
قل بِفَضلِ اللهِ و برحمَتِه فبِذلِكَ فليَفرَحوا هو خَير مِمّا يَجمَعون.
محمّد بن فضل اين أيه را نزد امام رضا(ع) خواند كه.. بگو به فضل و رحمت خداست كه مؤمنان بايد شاد شوند.
امام فرمود:
همراهى با ولايت محمّد و آل محمّد عليهم السلام، برتر از هر آن چيزى است كه ديگران از دنياى خود مي‌اندوزند.
(كافى1:423)
آيه‌هاي 90 و 91
آلآنَ و قَد عَصَيتَ قبلُ و كُنتَ مِنَ المُفسِدين. فاليَومَ نُنَجّيكَ ببَدَنُكَ لِتَكونَ لِمَن خلفَكَ آيةً.
ابراهيم بن محمّد همدانى گويد:
از امام رضا(ع) پرسيدم:
چرا خداوند فرعون را غرق كرد، در حالى كه او ايمان آورده و به يگانگى خداوند اعتراف كرده بود؟
امام فرمود:
او هنگامي‌كه گرفتارى را ديد، ايمان آورد، و اين پذيرفته نيست. اين حكم خداست كه بر گذشتگان و آيندگان چنين روا داشته: ... پس چون سختى عذاب ما را ديدند، گفتند:فقط به خدا ايمان آورديم و اينك بدان چه با او شريك مي‌كرديم كافريم. و هنگامي‌كه عذاب ما را ديدند، ديگر ايمانشان برى آنان سودى ندارد. (مؤمن84) و فرموده است: روزى كه پاره اى از نشانه هاى پروردگارت پديد آيد، كسى كه پيشتر ايمان نياورده يا خيرى در ايمان آوردن خود به دست نياورده، ايمان آوردنش سود نمي‌بخشد. (انعام158) فرعون نيز اين گونه بود .. وقتى كه در آستانه غرق شدن قرار گرفت، گفت: ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آن كه بنىاسرائيل به او گرويده اند، نيست و من از تسليم شدگانم. پس به او گفته شد: اكنون؟ در حالى كه پيش از اين نافرمانى مي‌كردى و از تباهكاران بودى؟ پس امروز تو را با زره خودت به بلندى مي‌افكنيم تا براى آنان كه از پىِ تو مي‌آيند عبرتى باشد... و فرعون از سر تا پا در لباسى آهنين بود. هنگامي‌كه غرق شد خداوند او را از آب بيرون افكند تا براى آيندگان درسى باشد و او را ببينند كه با آن جامه هاى سنگين آهنى اينك در بلندى قرار گرفته است، در حالى كه طبيعت جسم سنگين آن است كه در آب فرو رود و بالا نيايد. اين خود نشانه اى است. دليل غرق فرعون را در جاى ديگرى نيز مي‌توان يافت، زيرا او هنگامي‌كه در آٍستانه مرگ بود، به خدا متوسّل نشد بلكه موسى را ياد كرد و خدا چنين وحى كرد كه: اى موسى! تو كه فرعون را نيافريدى، پس نمي‌توانى او را رهايى بخشى! اما اگر از من خواسته بود او را نجات مي‌دادم.

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:28 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

معرفی کتاب عيون اخبار الرضا(علیه السلام)
 

نويسنده: محمد رضا ضميري
مؤلف: ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بن بابويه قمي، معروف به شيخ صدوق (م 381 ق).
زندگينامه و اظهار نظرها: ترجمه مؤلف در قسمت معرفي کتب فقهي شيعه گذشت.
معرفي اجمالي کتاب: شيخ صدوق در اين کتاب روايات مربوط به امام رضا- عليه السلام - و مجموعه رواياتي را که از آن حضرت روايت شده، جمع آوري کرده است. مؤلف، کتاب مذکور را براي هديه به کتابخانه صاحب بن عباد ديلمي، وزير وقت و حاکم شيعي آن دوران، نگاشته است. صاحب بن عباد در مدح و ستايش امام رضا - عليه السلام - اشعاري مي سرايد و آن را به شيخ صدوق هديه مي دهد و شيخ نيز اين کتاب را در پاسخ به هديه ايشان به نگارش در مي آورد. اين کتاب از معتبرترين منابع روايي شيعه است و مانند ديگر کتابهاي شيخ صدوق از ارزش و اعتبار خاصي برخوردار است.
عيون اخبارالرضا کتابي ارزشمند و مفيد در شرح و توضيح بسياري از عقايد شيعه است. شيخ صدوق با جمع آوري سخنان و بحثهاي امام رضا- عليه السلام - با ديگر انديشمندان آن دوران بسياري از مباحث مهم اسلامي را مطرح کرده است.
شروح و تعليقات: شرح عيون اخبار الرضا، نوشته علي اصغر بن سيد حسين حکيم بن سيد علي شوشتري؛ شرح محمد علي حزين بن شيخ ابوطالب زاهدي گيلاني؛ شرحِ سيدنعمت الله جزائري؛ شرح مولا هادي بنايي؛ شرح خطبة الرضا، نوشته حسن بن علي گوهري قراچه داغي که خطبه توحيد کتاب را شرح داده است.
وضعيت نشر: اين کتاب به تصحيح استاد علي اکبر غفاري و ترجمه حميد رضا مستفيد در دو جلد چاپ شده و هم چنين به همت انتشارات جهان، در قطع وزيري، به سال 1378 ش به چاپ رسيده است.

 

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:29 PM
تشکرات از این پست
fateme74
fateme74
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : تیر 1392 
تعداد پست ها : 3243
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:شهر امام رضا (ع)

کی از دعاهای کوتاه حضرت امام رضا (ع)

صدوق در عيون اخبار الرضا به سند خود از ابو جعفر ثانی ( ع ) از پدرانش از حسين بن علی ( ع ) خبر بلندی را روايت کرده و درآن از هر يک از ائمه دعايی نقل نموده تا به امام رضا( ع ) رسيده و گفته است آن امام دعايی داشت و بدان خدا را می خواند : " اللهم اعطنی الهدی و ثبتنی عليه و احشرنی  عليه امنا امن من لا خوف عليه و لا حزن و لا جزع انک اهل التقوی و اهل المغفرة . "

پنج شنبه 27 آذر 1393  11:30 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها