« خاطره ای از عمليات بدر - گردان انصارالرسول (ص)- گروهان هجرت»
راوی و نویسنده: محسن تقوی پور
سلام برادر عزیزم،
- این نامه را من نه از سر دلتنگی که از سر درد، با تو می¬نویسم. آخر این ایّام بی تو بودن تو نمیدانی که چگونه گذشته است که اگر می¬دانستی مرا بی خبر نمی¬گذاشتی. نمی¬دانم یادت هست یا نه، آن روزها که خیلی به هم نزدیک شده بودیم تو آن¬قدر ادّعای وفا می¬کردی که پيشنهاد دادي با هم صيغه برادري بخوانيم و من که می¬دانستم این همه نزديكي برای ما گران تمام خواهد شد تا مدت¬ها سر زیر بار ندادم ولی بالاخره با اصرار زیاد تو این کار انجام گرفت و ما با هم برادر شدیم.