0

رشد نوپایان

 
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

رشد نوپایان

 

رشد نوپایان – بخش اول

 
 
 
0
رشد نوپایان – بخش اول

چگونه به رشد نوپایان کمک کنیم ؟
برای پدر و مادر خوب بودن لازم‌است‌که والدین به اصول تربیتی درست کودک مسلح و مسلط شوند ، زیرا‌ لازم است‌که کودکان به درستی در مقاطع مختلف سنی راه حل گوناگون رشدی را پشت سر گذاشته و پیوسته عزت نفس و اعتماد به نفس‌خود را تقویت کنند ، چه در غیر این صورت نمیتوانند ارتباطاتی کارآمد با سایرین برقرار سازند.
والدین به فرزندان خود اعتماد نداشته و هر کاری را پیشاپیش برایشان انجام می دهند و مانع از خودباوری و شکل گیری توانایی های سودمند آنها میشوند ؛ به زبان ساده تر گه گاهی مادر در رابطه با مسائل مختلف باید متوسل به تعارض و وانمود کردن شود.
 به این معنی که آگاهانه شکست و ناتوانی در برابر کودک را بپذیرد تا خودباوری کودک پیوسته تقویت و تعمیق شود.
عشق و نفرت :
واژه های عشق و نفرت در مقطع سنی نوپایی گویایی و رسایی محسوسی دارند. زیرا زمانی که اوضاع و احوال بر وفق مراد کودک است او پیوسته عبارت (( دوستت دارم )) را بر زبان آورده و به این وسیله مراتب عشق و محبت‌خود را نسبت به شما می نمایاند ، لیکن اگر کودک احساس خوشحالی و خوش دلی نکند ، به واژه (( نفرت )) متوسل شده و این امر حاکی از این است که کودک رضایت خاطر از موقعیت خود ندارد.
همین طور ، زمانی کودک کلماتی چون عشق و محبت را بر زبان می آورد که احساس استقلال و خودباوری کرده و با او بسان یک بچه ی ناتوان رفتار نمی کنید. از سویی دیگر توقعات و انتظارات نامعقول شما نیز او را در قطب نفرت و بیزاری می افکند چون فراتر از توانایی های حقیقی او از وی توقع دارید.
بنابراین شایسته است‌که انتظارات و رفتارهای والدین معقول و مقبول باشد ، چه در غیر این صورت هدف اصلی یعنی خودباوری و اعتماد به نفس کودک حاصل نمیشود.

رشد نوپایان


رشد نوپایان

باری ، کلماتی از این دست گویایی محسوسی دارند و لازم است‌که والدین بیش از پیش هوشیاری و موقعیت شناسی‌خود را تقویت کنند.
از سویی دیگر زمانی که کودک ابراز انزجار می کند ، این امر به این مفهوم نیست که دنیا به پایان رسیده است ، چون به محض دستیابی به خشنودی و خوش دلی فورا جنبه بی آلایش و بی غل و غش‌خود را نمایانده و به این واسطه والدین خود را از عشق سیراب میسازد.
نکته ی دیگری که قابل یادآوری است این که ،لازم است کودک جهت رشد و خودباوری گه گاهی سرخوردگی و ناکامی را تجربه کند ، زیرا این تجارب حامل و حاوی درس های بزرگی برای کودک هستند.
فرضا کودک به این واسطه درمی یابد که با نمود یافتن ناتوانی خاص ، دنیا به پایان نرسیده و بر سرش آوار نمیشود. بنابراین میتواند درس های سازگاری را آموخته و با کسب اعتماد به نفس پیش برنده و کارساز مشکلات بزرگ زندگی را برطرف نماید.
تجربه کردن غم و غصه
دیدن چشم های اشکبار نوپایان تحمل ناپذیر است لذا به این علت اکثر مادرها تلاش می کنند که گریه ی کودک را متوقف نمایند. لیکن واقعیت این است که کودکان نیز بسان بزرگسالان محتاج تجربه کردن غم و اندوه هستند. فرضا زمانی که دستور توقف گریستن او را می دهید ، در واقع میتوان گفت که از درک احساسات ناآشکار او ناتوان هستید ، چون در این حالت کودک کیفیات زیر را احساس می کند :
1 . از این که می گرید ، مرتکب اشتباهی قابل سرزنش شده است.
2 . به خاطر مسئله یا چیز بی اهمیتی گریستن آغاز کرده است.
3 . دستور شما حالی از این است تا مادامی که خوشحال و شادمان نباشد دوستش ندارید. چنانچه در هنگام گریستن کودک به عباراتی چون : (( بس کن دیگه )) و (( چه الم شنگه ای به خاطر هیچ و پوچ راه انداخته ای )) متوسل شوید ، در این صورت بی توجهی خود نسبت به احساس او را نشان می دهید و این در حالی است‌که عباراتی چون : (( باید ناراحت شده باشی )) و یا (( مسئله مهمی است ، این طور نیست؟)) گویای همدلی و همسویی شما با کودک است.


منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟

چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399  12:29 PM
تشکرات از این پست
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رشد نوپایان

 

رشد نوپایان – بخش دوم

 
 
 
0
رشد نوپایان – بخش دوم

کوتاه سخن این که ، جهت دست یافتن به شخصیتی سالم و نرمال لازم است‌که گه گاهی کودکان بسان بزرگسالان غم و ناراحتی را تجربه کنند ، چون این امر و این احساس در بردارنده ی درس هایی بزرگ و کارآمد است.
از جمله این درس ها آن که ، کودک درمی یابد احساسات ناخوشایند توان از پا درآوردن انسان را ندارند. به علاوه این امر سبب میشود که کودک به مهارت های مشکل گشایی و خودپذیری آراسته شود.
از سویی دیگر زمانی که کودک در این موقعیت های آزار دهنده متوجه حسن نیست والدین خود میشود ، به تدریج گفتگو و تبادل نظر را جایگزین جیغ کشیدن ها و فریاد زدن های خود می سازد ، مشروط بر آن که مادر حسن نیت داشته و احساسات ماورائی مسئله ای را جز به جز شرح داده و آن ها را برای کودک بشکافد .
این امر سبب میشود ک کودک به تدریج تعقل را جایگزین احساسات و هیجانات سرکش نماید . به علاوه باید توجه داشت که تربیت درست یک کودک مستلزم اعمال فرایندی بلندمدت است.
بنابراین لازم‌است‌که در این خصوص والدین با دل و جان سرمایه گذاری های لازمه را به عمل آوردند ، چون در برابر سرنوشت و آینده ی کودک مسئول هستند. به زبان ساده تر باید حقوق انسانی کودک مراعات شود. پس همدلی و متانت جزء ضروری این راه بلند و پر پیچ و خم می باشد.
نکته ای که باید به آن توجه شود این‌است‌که در صورت محروم کردن کودک از تجربه کردن غم و اندوه ، او نمیتواند شادی و خوشحالی وسیع الطیف و عمیق را تجربه کند و چنانچه فردی از شادی و نشاط محروم شود ، در آن صورت اصلی ترین رکن زندگی خود را از کف داده است. لذا تجربه کردن غم و اندوه برای رشد و شکوفایی کودک بسیار ضروری می باشد.
نه گفتن کودک
چنانچه توجه کرده باشید ، متوجه شده اید که پرکاربردترین واژه در بین کودکان کلمه (( نه )) است. کودکان در هنگام موافق بودن یا چیزی باز هم ترجیح می دهند که کلمه (( نه )) را بر زبان آورند. باید توجه داشت که این حربه و مسئله گویایی و رسایی محسوسی دارد ، چون به این واسطه کودک خواهان ابراز وجود بوده و استقلال عمل خود را می نمایاند.
واقعیت این‌است که‌مادران جهت کنترل و مهار کودکان از این کلمه ی منفی استفاده می کنند. از سویی دیگر کلمه (( مامان )) نیز کاربردی این چنینی دارد. اکنون سوال این است‌که‌مفاهیم و محدودیت ها در این موقعیت ایفاگر چه نقش هایی میتوانند باشند؟

رشد نوپایان


رشد نوپایان

باری ، از جمله دلایل (( نه گفتن کودک )) میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
1 . توقعات و انتظارات شما فراتر از توانایی های حقیقی اوست بنابراین درمانده و مستاصل شده است.
2 . شما مانع از انجام کار دلخواهش شده اید.
3 . چون متوقعش ساخته اید به این علت از دست شما عصبانی می باشد ، بنابراین متوسل به لجاجت و کج خلقی می شود.
شایسته‌است‌که در صورت در اشتباه بودن فورا اشتباه خود را برطرف سازید ، چون در غیر این صورت ممکن است‌که لجاجت او به جاهای باریک و خطرناک بکشد ، بنابراین شایسته‌است که‌عاقلانه و معقول با وی رفتار کنید.
از سویی دیگر توقع ما از بزرگسالان در قبال این نوع لجاجت خاص این‌است‌که‌حتی المقدور (( نه )) را به (( بله )) تبدیل کرده و خود را هم سطح و هم فکر کودک سازند . برای مثال در واقع منظور از اعمال زیر چیست؟
1 . زمانی که کاملا غرق در کار شستن بوده و او شلوارتان را گرفته و می کشد.
2 . او اصرار دارد که در گرم ترین روز کت به تن کرده و چکمه بپوشد.
3 . زمانی که به تازگی از کارهای روزمره فارغ شده و مشغول شیردادن نوزاد و نورسیده میشوید.
واقعیت این است که‌درخواست های این چنینی کودک را به اشکال مختلف میتوان پاسخ داد. یکی از این اشکال آن است‌که بی درنگ و قاطعانه دماغ کودک را سوزانده و به وی (( نه )) بگوییم. روشن‌است‌که هر عملی عکس العملی دارد و او نیز مناسب پاسخ دریافتی از خود واکنش نشان می دهد. به زبان دیگر ، این نوع جواب دادن او به سوی لجاجت و بددلی و نفرت سوق می دهد.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟

چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399  12:30 PM
تشکرات از این پست
majid68
majid68
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 4493
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:رشد نوپایان

 

رشد نوپایان – بخش سوم

 
0
رشد نوپایان – بخش سوم

شکل دیگر پاسخ دادن به خواسته های کودک این است‌که فرد حتی المقدور در این خصوص از خود ظرافت و هوشمندی نشان می دهد ، به بیان دیگر از خودش زیرکی نشان داده و کودک را به نوعی مشغول کرده و به اصطلاح سر کار بگذارد تا به‌این وسیله از شر لجاجت او خلاصی یافته و در عین حال موجبات بددلی و سرخوردگی کودک‌را فراهم نیاورد.
فرضا در رابطه با خواهش مثالی ، مادر میتواند کودک‌را به همکاری دعوت کرده و از او بخواهد که در کار شستن به وی کمک کند و پس از اتمام کار به اتفاق یکدیگر به دل او بپردازند.
همین طور در رابطه با پوشیدن لباس ضخیم در یک روز آفتابی میتوانید بگویید ، به نظر می رسد که خیلی این لباس را دوست داری ، ولی چون هوا گرم است اطمینان دارم که پس از دقایقی آنها را در خواهی آورد و لباس مناسبی به تن خواهی کرد.
تجربه نشان داده است‌که کودک در بسیاری از موارد پس از امتحان کردن به حرف مادرش باز می گردد. همین طور در رابطه با شیر دادن نوزاد نیز میتوان به حقه و شگرد کارآمدی متوسل شد. فرضا میتوان کودک را در امر تغذیه برادرش مشارکت داد.
به‌این معنی که از وی می خواهیم که مراقب گرسنگی نوزاد باشد و هر وقت او بی قراری می کند ، مسئله را به مامان یادآور شود تا مادر به نوزاد شیر بدهد. زمانی که کودک‌را این گونه درگیر و مشغول می سازیم او لجاجت و ناسازگاری را فراموش می کند ، زیرا نوپایان از حافظه ای کوتاه مدت برخوردار می باشند.
برخلاف استنباطی که از این شگرد میشود ، باید گفت که این نوع برخورد برای کودکان بازتاب های بسیار خوبی دارد. فرضا به این وسیله کودک چگونگی گفتگو و تبادل نظر را فرا گرفته و از یکدندگی و لجاجت پرهیز می کند. پس شایسته است که والدین هرچه بیشتر به اصول تربیتی و مهاری کودک مسلح و مسلط شده و به این وسیله به کام دل خویش نائل گردند.

رشد نوپایان


رشد نوپایان

بهانه و مقصر تراشی کردن
برخی از والدین بدون هیچ علت روشنی فرزندان خود را در قیاس با سایرین نامقبول و ناکامل می پندارند. این ذهنیت سبب میشود که خواسته و ناخواسته رفتارهای بازدارنده ای را از خود بروز دهند و این رفتارها به گونه ای است که کودک می پندارد خود موجبات این ناراحتی ها را فراهم آورده است.
برای مثال برخی از والدین متوسل به آه کشیدن شده و یا این که خود را معصوم و قربانی می نمایانند. باری رفتارهایی از این دست سبب میشود که کودکان با مسائل زیر مواجه شوند :
1 . کودکان می پندارند که مرتکب اشتباه شده اند.
2 .به این باور می رسند که انتظار خطایشان را می کشیدیم.
3 . ما به خاطر این مسائل آنها را مورد سرزنش قرار داده و گناه کار می شناسیم.
4 .به این شکل راه روشنی جهت انجام کارهای درست وجود ندارد.
چنانچه قدری تامل کرده و تا حدی منصف باشیم ، میتوانیم به این حالات ادواری معترف باشیم . ممکن است به طور غیر ارادی فرد در این دام افکنده شود ، زیرا مدتی است‌که سر و کارش با نوپایان بوده و با آنها سر و کله میزند.
پس شایسته‌است که‌به این مسئله توجه شود و والدین آگاه در هنگام تعاملاتشان با کودک به این مسئله ظریف توجه داشته باشند. باری ، گناهکار انگاشتن کودک سبب میشود که دوباره دور باطل نمود یافته و طرفین گرفتار مشکلات فزاینده شوند.
پذیرش کاستی های کودک
واقعیت این است که تحمل کردن انسان وسواسی و کمال گرا بسیار دشوار بوده و این امر برای متعاملین بسیار عذاب آور و طاقت فرسا می باشد. برخی از والدین از کودکان خود توقع بی جا داشته و از آن ها می خواهند که از هر حیث کامل و عاری از کاستی باشند. این مسئله سبب میشود که کودک سرخورده شده و دستخوش یاس و استیصال گردد. از ویژگی های این کودکان درمانده میتوان به موارد زیر اشاره کرد :
1 . رقابت گرایی افراطی .
2 . دیگران را گناهکار پنداشتن.
3 . عادت به دروغگویی.
4 . قلدری ، عصبانیت ، احساس قربانی شدن و تعارض کردن.
چنانچه شاهد چنین ویژگی هایی در کودک بودید ، برای این که دوباره او را متعادل و متوازن سازید شایسته است که اقدامات لازمه را اتخاذ کنید. چون همانطور که پیش تر یادآور شدیم از ویژگی های احساسات ، جاری و ساری بودن آنها است.
بنابراین لازم است که ذهنیت وسواس گون و کمال گرایانه ی خود را اصلاح کرده و با آرام و قرار یافتن برای کودک خود الگویی مناسب گردید و کودک نیز با مشاهده راحتی و آرامش شما به تدریج ویژگی های منفی خود را بر طرف ساخته و شخصیتی نرمال کسب می کند.
یکی از شیوه های اصلاح ذهنیت مرضی کمال گرایی این‌است‌که فرد در صورت ارتکاب به اشتباه پوزش طلبیده و عذرخواهی نماید. زیرا این امر آشکارا نشان می دهد که فرد عاری از خطا نبوده و مثل تمامی انسان ها جایز الخطا می باشد.
زمانی که کودک با چنین الگویی مواجه میشود خودش نیز به‌این اهرم و ویژگی متوسل شده و به‌این واسطه کاستی های خود را پذیرا شده و به تدریج در جهت اصلاح آنها تلاش می کند . بله ، اعتراف به شکست و کاستی ، خود به خود گام برداشتن به سوی پیروزی و کمال می باشد.
منبع : کتاب چگونه الم شنگه ی کودکان را مهار کنیم؟

چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399  12:31 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها