0

احساس مسؤليت

 
nazaninfatemeh
nazaninfatemeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 81124
محل سکونت : تهران

پاسخ به:احساس مسؤليت
یک شنبه 6 مهر 1393  11:45 PM

راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
بعد از فتح بستان در عمليات طريق القدس در آذرماه سال 60 عراقي ها براي كمرنگ كردن اين پيروزي با آغاز دهه فجر انقلاب اسلامي در دوازدهم بهمن ماه عمليات وسيعي را در منطقه چزابه آغاز كردند. براي دشمن مشخص بود كه ما بعد از اين عمليات در منطقه فتح المبين، غرب دزفول، عمليات وسيع ديگري خواهيم داشت كه قطعاً ضربات مهلكتري را بر عراق خواهيم زد لذا با هدف برهم ريختن سازمان ما و كمرنگ كردن پيروزي فتح بستان و اگر توانست بازپس گيري شهر بستان انجام عمليات بزرگ را شروع كرد. رزمندگان اسلام انتظار چنين عملياتي را نداشتند. در حال آماده شدن براي عمليات فتح المبين بودند. دشمن چون آماده شده بود براي عمليات در روزهاي اول موفقيت هايي به دست آورد و توانست خطوط دفاعي ما را بشكند. پيشروي هايي بكند و تلفاتي را به ما وارد بكند. اين ايام تقريباَ مصادف بود با زماني كه شهيد باقري بعد از جراحت شديدي كه از ناحيه سر در اواخر عمليات طريق القدس برايشان ايجاد شده بود در دوران نقاهت به سر مي بردند كه پزشكان ايشان را ممنوع كرده بودند از حضور مستقيم و فعاليت شديد در جبهه. در اين موقعيت قاعدتاً بايستي كه فعاليتي فراتر از روال عادي جبهه صورت مي گرفت تا اين مشكل حل بشود و كار به مراحل بحراني نرسد من شاهد بودم كه در آن لحظات شهيد باقري تصميم گرفت شخصاَ به همراه تعدادي از عناصر اطلاعات و عمليات براي شناسايي حركت كند. در كنار ممانعتي كه ساير فرماندهان مي كردند از ايشان كه شما حالتان مساعد نيست، خوب من به لحاظ اينكه برادر ايشان بودم و علاقه بيشتري نيز داشتم خيلي تلاش كردم كه جلوي ايشان را بگيرم، حركت كرد و رفت براي شناسايي و تقريباَ حوالي ساعت 5 بعدازظهر برگشت. وضعيت آن منطقه را تشرح كرد كه اگر چنانچه اين ارتفاع دست عراقي ها بماند و فردا آفتاب بزند در طول روز فردا تمام اين خطوط ما را از بين خواهند برد. ما با تلفات بسيار زيادي مجبور به تخليه اين جبهه هستيم و تمام تلاش هاي عمليات طريق القدس از بين خواهد رفت. خوب حضرت امام فرموده بودند بستان بايد حفظ، و اين مشكل بايد حل شود و از طرف ديگر هم سپاه و ارتش بنا نداشتند كه نيروهايي را كه براي عمليات فتح المبين با زحمت زياد فراهم كرده بودند همه را در آنجا خرج بكنند، لذا ايشان در ظرف يكي دو ساعتي كه تا غروب مانده بود تصميم گرفت كه شخصاَ به عنوان فرمانده گردان وارد عمل شود.با آن وضعيت جسمي كه ايشان داشت اين تصميم بسيار حياتي بود. اما ايشان مصّرانه بر حرفش ايستاد و چهار گردان را در آن دو ساعت سازماندهي كرد و خود فرماندهي گرداني را كه تصرف سخت ترين منطقه را برعهده داشت به دست گرفت. ساعت 9شب حركت كردند. در عمليات آن شب بيش از 400 نفر از دشمن كشته و اسير شد و تقريباَ براي حدود يك هفته مشكل ما در چزابه با اين عمليات حل شد و درست است كه ايشان را تقريباَ به صورت بي حال و نيمه جان از آن ارتفاع برگرداندند، يعني ساعت 4 و 5 صبح ديگر ايشان هيچ رمقي نداشت و كمكش مي كردند كه آمد به قرارگاه اما اين مشكل براي مدت يك هفته حل شد و عمليات علي بن ابيطالب در همان جبهه سازماندهي شد.
(سردار محمد باقري ، شهيد حسن باقري (افشردي) )

از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست

تشکرات از این پست
rasekhoon_m mehdi0014 omiddeymi1368
دسترسی سریع به انجمن ها