عملي(باسكوت) 1
پنج شنبه 4 اردیبهشت 1393 5:50 PM
راوي :همرزم شهيد
شهيد « نظر فخاري » نقل مي نمود:
هنگامي كه مسوول آموزش و پرورش نوبران بودم ، يكي از معلمان قصد داشت انتقالي بگيرد و براي رسيدن به اين هدف ، اسباب نارضايتي فراهم كرده بود ، بسيار كم كاري مي كرد و ... در آخر هم مدرسه را رها كرد و آمد در دفتر اداره نشست و گفت: « تا انتقالي من را ندهيد ، از اينجا نمي روم! . » من به او گفتم كه « ما در اينجا كمبود معلم داريم و به شما احتياج است ؛ اگر شما برويد كسي جايگزين شما نمي شود و ... » اما گوش او اصلاً بدهكار اين حرفها نبود! هر روز مي آمد و در اداره مي نشست و باين وسيله مي خواست انتقالي بگيرد ... من به آبدارچي اداره سپرده بودم هر روز به او چايي بدهد.
دو سه روزي به همين وضع گذشت ، آن معلم ، فهميد كه ، توجهي به كار او نداريم ، آمد و گفت كه « بنويسيد به همان مدرسه بروم ؛ ديگر از خير انتقالي گذشتم! » معلوم است كه « حاجي » توانسته با اين حركت او را تنبيه كند ؛ اين هميشه روش او بود كه بدون استفاده از قوه قهر و پرخاش و ... ديگران را تنبيه و شرمگين نمايد.
(محمد احمدلو، شهيد مهدي نظر فخاري ، .........)
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست