0

دیالوگ های ماندگار

 
siryahya
siryahya
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1389 
تعداد پست ها : 158652
محل سکونت : ▂▃▄▅▆▇█Tabriz█▇▆▅▄▃▂

پاسخ به:دیالوگ های ماندگار
چهارشنبه 31 تیر 1394  4:13 PM

به سلامتی جان کافی که گفت :
من خسته ام رعیس.... خسته از این راه....
مثه پرستویی که تو بارون باشه...
خسته از نداشتن رفیق..!
خسته از این که نمیدونم از کجا اومدم و به کجا قراره برم...
و بیشتر از همه از زشتی هایی که این مردم با هم انجام میدن خسته ام رعیس...
از این همه درد و رنجی که تو دنیاست خسته ام...
انگار تو مغزم شیشه خورده ریخته باشن میفهمی ؟؟
(مسیر سبز)

ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیله‌سین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.

تشکرات از این پست
elahekhatami
دسترسی سریع به انجمن ها