پاسخ به:دیالوگ های ماندگار
سه شنبه 30 تیر 1394 3:40 PM
آقو همساده: آقو ما دیروز تو یه قبرستونی بوذیم دیدیم یه مراسم بری یه بوویی گرفتن. گفتیم مام شرکت کنیم ثواب داره! همه نشسته بودیم ناراحت. ییهو خونواده ی زن دوم مرحوم پیداشون شد! اقد مشت و لگد خورد تو پوزمون فکمون از 36 جا شکست!!! آخرشم از رو ناراحتی اشتباهی ما رو به جای مرحوم دفن کردن، رفتیم اون دنیا! مارو بردن شوفاژخونه ی جهنم. اونجو فقط ما بودیم و هیتلر...
تا مارو دید گفت: همساده یه دقه این نامه ی اعمال منو نگهدور بند کفشمو ببندم... دقیقا همون موقع دو تو فرشته اومدن بری بررسی نامه ی اعمال! هیچی دیگه جنگ جهانی افتاد گردن ما. هیتلرم بهشتی شد!!!
یعنی الان داغونما... له لهم.
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.