پاسخ به:خاطرات مادربزرگ
چهارشنبه 6 فروردین 1393 11:25 PM
مادربزرگ ما را برد به حدود سال 1349 و تعریف کرد:
"یه روز تصمیم گرفتیم بریم میدان تجریش برای زیارت. با بچه ها سوار تاکسی شدیم و رفتیم. توی خیابون ولیعصر که بودیم جلوی ماشینمون را گرفتند. فهمیدیم اون روز انتخاباته. ازمون خواستند که رای بدیم و برگه های رای را دادند. بدون شناسنامه! ما هم رای دادیم!"
ازش پرسیدم به کی رای دادین؟ مامانی اسم یادش نبود .
ترکی زبان قربون صدقه رفتنه داریم که: گوزلرین گیلهسین قاداسین آلیم که یعنی درد و بلای مردمک چشات به جونم …!.