در برابر شخص خاطي
دوشنبه 19 اسفند 1392 3:12 PM
راوي :همرزم شهيد
منبع :سايت ساجد
در پايگاه بوشهر به عنوان رئيس بازرسي پايگاه بودم كه جناب ياسيني فرماندهي پايگاه را به عهده گرفتند و خواستار اجراي قوانين به نحو احسن در پايگاه شدند . يادم هست يك روز به من گفت : - جناب شير آقايي ! من تا آنجايي كه بتوانم براي رفاه حال پرسنل و خانواده شان تلاش خواهم كرد و انتظار دارم كه كليه پرسنل از درجه بالا گرفته تا سرباز ساده به مقررات احترام بگذارند . اگر كسي مرتكب خلافي شد بايد تنبيه شود ، در اين بين فرقي بين هيچ كس قائل نيستم .چند روزي از اين ماجرا گذشته بود كه يك شب تصميم گرفتم جهت كاري نزد ايشان بروم . چون در آن موقع در پايگاه مجردي زندگي مي كرد ، اگر كاري پيش مي آمد خيلي راحت به منزلش مراجعه مي كرديم . ساعت 5/8 شب به طرف منزلش حركت كردم ، چون هوا گرم و شرجي بود عرق از سر و رويم سرازير شده بود . انتظار داشتم كه با رسيدن به منزل ايشان باد خنك كولر گازي را بر تنم حس كنم . وقتي كه وارد منزل شدم ، ديدم بر خلاف انتظار من ، هواي دم كرد و شرجي تمام فضاي خانه را فرا گرفته است و جناب ياسيني هم دست كمي ازمن ندارد . عرق از سر و رويش سرازير بود . گفتم : جناب سرهنگ ! چرا كولرها را روشن نمي كنيد ؟ در جوابم گفت : - جناب سرهنگ ! چرا كولر ها را روشن نمي كنيد ؟
در جوابم گفت : - كمي سرماخوردگي داشتم به همين جهت روشن نكرده ام .من كه مي دانستم علتي غير از آن دارد ، دوباره با سماجت گفتم : - حقيقت چيست ؟ به من بگوييد ! - راستش يكي از سربازها ، با وجود اينكه قبلا تذكر داده بودم ، دوباره هنگام رانندگي مرتكب خلاف شده ، مجبور شدم او را به بازداشتگاه بفرستم . براي اينكه بدانم بر او چه مي گذرد تصميم گرفته ام امشب كولرها را روشن نكنم .جناب سرهنگ شما به خاطر بي انضباطي او را بازداشت كرده ايد ،نه براي چيز ديگر!سري تكان داد و گفت : - ولي من هم بايد در تحمل اين گرما با او سهيم باشم ، چون آنجا وسايل خنك كننده ندارد.
(سرهنگ خلبان منوجهر شير آقايي ، شهيد عليرضا ياسيني )
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست