0

از زبان خادمان حرم بشنویم

 
maryamjoon
maryamjoon
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 1178
محل سکونت : تهران

پاسخ به:از زبان خادمان حرم بشنویم
شنبه 19 بهمن 1392  12:05 PM

متن ادبی زیر را به نقل از کتاب "ضامن آهو" به قلم حجت الاسلام دکتر محمدرضا زائری می خوانید.

من عاشق آن کبوترهای سپیدم که هماره بر گرد حرم در گردشند -همچون فرشتگان آسمان -
در هوا چرخ می گیرند و به سوی تو می گریزند و به آرامی می نشینند...
دلم پر می کشد در هوای آن حرم و به یاد آن سپید بال های سبک سیر
تا همچون پرندگان آن حریم در پیرامون آن حرم بال بگشایم
و در آسمان گردشی کنم و به سوی تو بیایم و به آستان تو سرازیر گردم و در عشق تو تطهیر شوم
و در صفای حرمت گرد هر ناپاکی از تن بتکانم
تو آن مهربانترین پدری که هر چه فرزندش خطا کند چون به سوی او باز گردد، هنوز پذیرای اوست
و بزرگترین مولا که چون بنده اش از خانه ی او می گریزد، خود می داند که باز راهی برای بازگشت دارد
تو والاترین بخشنده ای هر چه می بخشی، کم نمی آوری و هر چه بخواهند، خودداری نمی کنی
و باز می دهی و می بخشی، آنقدر که خواهنده شرمگین شود و از جود و سخای تو سر به زیر افکند
تو زیبا ترینی، مهربان ترینی، بزرگ ترینی، عزیز ترینی و دوست داشتنی ترین
و حرم پاک و مقدس تو پناهگاه هر که خسته و آزرده ست
با آن گلدسته که دل ها را آرامش می فروشد به بهانه ی نظر کردنی
و گنبدی که عظمت و زیبایی را در هم آمیخته و هر بیقرار را قرار می بخشد
اینک که بندها را پاره می کنم و از هر دام پر می کشم و به سوی تو می گریزم، تو پناهم ده
اینک که صیادم در پی افتاده ست، تو مرا در بر گیر
اینک که به سوی تو می آیم، تو مرا در کنار خویش جای ده
تو خود رهایی مرا ضمانت کن، ای پناه هر چه بی پناه
کمتر از آهویی نیستم...

 

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها