پاسخ به:حکایت های گلستان
سه شنبه 9 آذر 1389 5:28 AM
|
پرهيز از تحمل بار سنگين گناه |
پادشاهى فرمان داد تا بى گناهى را اعدام كنند، )زيرا به خاطر بى اعتنايى او، بر او خشمگين شده بود.)
بى گناه گفت : ((اى شاه به خاطر خشمى كه نسبت به من دارى آزار و كشتن مرا مجوى ، زيرا اعدام من با قطع يك نفس پايان مى يابد، ولى بار گناه آن هميشه بر دوش تو خواهد ماند و سنگينى خواهد كرد.))
|
دوران بقا چو باد صحرا بگذشت |
|
تلخى و خوشى و زشت و زيبا بگذشت |
|
پنداشت ستمگر كه ستم بر ما كرد |
|
در گردن او بماند و بر ما بگذشت |
پادشاه ، تحت تاثير نصيحت او قرار گرفت و از ريختن خونش منصرف شد و تحمل بار سنگين هميشگى گناه را از خود دور ساخت .