پاسخ به:سوالات، انتقادات و پیشنهادات با روابط عمومی
سه شنبه 3 اسفند 1395 2:50 PM
نمیدونم چرا هر هفته یه نفر پیدا میشه و جمع ما رو به هم میریزه و پس لرزه های بعدشم که خودش مصیبته. باید همش در حال سرکه صاف کردن باشیم!!!!
(به خود آییم...)
آره دقیقاً، باید به هم نریزیم. من که کاملاً موافقم. و به بعضیا هم نشون میدیم که اتاق چت رو پُربارتر میکنیم. اصن کلّ سایت رو پربار میکنیم! کلّی هم پست میذاریم. ولی مثل قبل: (1) فرهنگی کار میکنیم و همچنانکه فرهنگی کار میکردیم و حرف ناجور و غیر اخلاقی(!!!!!!!) زده نمیشد و نمیزنیم، همچنان راهمونو ادامه میدیم. (من موندما این غیراخلاقی و غیرفرهنگیه از کجا در آمد؟؟!!!!! خدایا توبه!!!! ماهیت این سایت برای بعضیا هنوز روشن نیست!!!!). (2) برا امتیاز نمیایم و صد البته بیشتر از قبل میایم. تازه به نظرم خیلی فعالیت ماها الآن کم شده! 
حالا آقای قریشی بیاین این شعرو با همدیگه بلند بخونیم:
«از چی بگم؟ از دلی که فقط اسمش دله؟
یا عمری که نصفش اشکه نصفش گله؟
یا از روحِ توی زندون که جسمش وله؟
آدم مجبوره که با شرایط وفقش بده!
از چی بگم؟ بگو از یه روح زخمی
که باید یکتنه بره توی قلبِ کوه سختی
ولی قسم به خدا، قسم به روحِ تختی!
که من بدون ترس میرم به سوی تقدیر!»
دیگه فک کنم از این شعره حالِتون داره بهم میخوره! خخخخخ
بعضی از جریانات به آدم انگیزه میده! روزتون بخیر و شادی.
واسه كسي خاك گلدون باش،
كه اگه به آسمون رسيد،
بدونه ريشهاش كجاست ...