0

عاشقان امام رضا

 
baranyas
baranyas
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1398 
تعداد پست ها : 168
محل سکونت : اصفهان

شعر فاطمیه
جمعه 11 بهمن 1398  6:51 PM

▪️آتش زدند در باغ ای وای آشیان را!
در خاک و خون کشیدند زهرای نوجوان را
 
در پشتِ در فتاده از ضرب آن لگدها
پرپر نمود آخر آن غنچه ي نهان را
 
▪️بار دگر لگد زد بر درب و در پی آن
بگرفت میخ سوزان بر سینه اش مکان را
 
چون نامه ي فدک را آن نانجیب میخواست
مانع شد از گرفتن،‌ سیلی زد ارغوان را
 
▪️در آن زمان که بردند میر عرب ز خانه
بر دست و گردن او بستند ریسمان را
 
آمد که گیرد آن یاس دامان همسرش را
آن دیو گفت قنفذ بازو بکن نشان را
 
▪️زد با غلاف شمشیر بر کتف نازنینش
از آه او کشاندند بر خاک آسمان را

با تازیانه ي خود زد تا مانعش بگردند
با یک لگد زمین زد بانوی بانوان را

بیهوش گشت مهتاب، حیدر نداشت یاور
بگرفت اشک حلقه، اطراف دیدگان را

▪️سر داد ناله حیدر از ظلم رفته بر او
وز چشمه کرد جاری چندی دُرِ روان را

با درد و غم نگه کرد بر روی ماه و آنگاه
در پرنیان بپیچید آن گنج شایگان را
 
▪️آلاله ها صدا کرد حیدر برای تودیع
بر پیکرش فتادند جُستند باغبان را
 
پرپر زدند از غم ناگه ندایی آمد
حیدر! ز روی مادر بردار نوگلان را
 
خورشید خانه خاموش از ظلم آن ددان شد
بردند ناکسان از دارالامان امان را

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها