پاسخ به:عاشقان امام رضا
جمعه 18 مرداد 1398 7:50 PM

گفتم رضا و كاسهٔ دستم فقير شد
مثل هميشه دستِ تو دستِ بگير شد
گفتم رضا و مثل كبوتر دلم پريد
با زائرانِ خستهٔ تو هممسير شد
چیزی نمانده بود كه پَر در بياورم
وقتیكه آب و دانه نصيب حقير شد
رازیست بين بندگی ما و زلف تو
بنده كسیست كه بر سر زلفت اسير شد
آهو پَرش كه بر پَرِ عِطر شما گرفت
از آن به بعد صاحبِ مُشك و عبير شد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
از همه دل بریده ام،دلم اسیر یک نگاست،تمام آرزوی من زیارت امام رضـــــــــاست