0

فريدون مشيري

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

فريدون مشيري
پنج شنبه 27 آبان 1389  2:50 PM

اوج

 

باران، قصيده واري،

- غمناك -

آغاز كرده بود.

***

مي خواند و باز مي خواند،

بغض هزار ساله ي درونش را

انگار مي گشود

اندوه زاست زاري خاموش!

ناگفتني است...

اين همه غم؟!

ناشنيدني است!

***

پرسيدم اين نواي حزين در عزاي كيست؟

گفتند: اگر تو نيز،

از اوج بنگري

خواهي هزار بار از اوج تلخ تر گريست!

 
 
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها