عوام فريبى و نيرنگ سياسى
دوشنبه 18 دی 1391 8:45 PM
بد گويى يزيد، از ابن زياد، دروغ بود، رياكارى بود! عوام فريبى بود! نيرنگ سياسى بود. يزيد، خودش فرمان داده بود پسر پيغمبر كشته شود و حرم پيغمبر اسير گردد. ولى مى خواست در نظر مردم گناه كار نباشد. راه بدگويى و اظهار نفرت از ابن زياد را پيش گرفت و آن را سياست مى دانست. زمام داران قلدر و جنايت پيشه، كارشان همين است، با دست ماءموران خود، بزرگترين جنايت ها را مرتكب مى شوند، وقتى كه گناهشان فاش گرديد، مأموران را گناه كار مى خوانند و مقصر جلوه مى دهند. زندان مى كنند، زه دادگاه مى كشند! محكوم مى كنند! اعدام مى كنند! براى آن كه خود را تبرئه كنند! پاكيزه نشان دهند!
ماءمور نادان و احمق، ماءمورى است كه خود را پل جنايت كاران، براى رسيدن به قدرت قرار دهد. آنان از روى پل عبور مى كنند و سپس پل را ويران مى سازند.
ابن زياد، پل يزيد بود. آيا يزيد خواست اين پل را ويران سازد تا خود را بى گناه جلوه دهد؟ به تظاهر پرداخت، به عوام فريبى پرداخت، ولى سودى نبرد. تظاهرات دروغين، جبران سياه كارى يزيد را نكرد، او لكه ننگ تاريخ بشر گرديد و ضرب المثل پليدى و بدكارى. خاندان خود را بدنام و خاندان خيانت و جنايت معرفى كرد. كليد شناسايى بد كاران و بد انديشان گرديد.
يزيد، تا زنده بود، ابن زياد را از امارت بصره و كوفه، بر نداشت، و او هم چنان امير دو استان بود. وقتى ابن زياد، از كوفه به شام آمد، يزيد مال و منالى بسيار به وى عطا كرد و نزد زنانش برد و نديم خودش قرارش داد. نوازش كرد. در مجلس بزم و باده نوشى خود شركت داد و از ساقى مى خواست كه جامى نخست به خودش دهد، سپس جامى به ابن زياد بدهد و او را صاحب اسرار و امين خود خواند و كشنده خارجى لقب داد! و خارجى را به حسين تفسير كرد! چنان چه او را نابود كننده دشمنان و حاسدان وصف نمود!
اگر يادتان باشد، ابن زياد نيز، خواست چنين كند و گناه كشتن پسر پيغمبر را به گردن عمر سعد بيندازد و خود را بى تقصير جلوه دهد!
ولى حقيقت مخفى نمى ماند و خود را نشان مى دهد. هم يزيد قاتل حسين بود، هم ابن زياد، هم عمر قاتل حسين بود هم شمر و خلى و دگران، و همگى آن ها نيز به كيفر رسيدند. كسانى هم كه راه را براى حكومت رسيدن يزيد گشودند، به كيفر اعمالشان رسيدند.
--------------------------------------
آيت الله سيد رضا صدر