0

معجزات امام علی(ع)

 
SHADI220
SHADI220
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : مهر 1390 
تعداد پست ها : 319
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:معجزات امام علی(ع)
چهارشنبه 15 آذر 1391  1:51 PM

على (ع ) و رد امانات

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امام حسين (ع ) فرمود: روزى على (ع ) ندا كرد: (( هر كس از رسول خدا (ص ) طلبكار است يا عطايى را مى طلبد، بيايد و آن را بگيرد )) .

هر روز عده اى مى آمدند و چيزى را مى خواستند و على (ع ) جا نماز پيامبر را بلند مى كرد و همان مقدار در آن جا مى يافت و به شخص طلبكار مى داد.

خليفه اول به خليفه دوم گفت : على با اين كار آبروى ما را برد! چاره چيست ؟

عمر گفت : تو نيز مثل او ندا كن ، شايد مانند او بتوانى بدهى هاى رسول خدا (ص ) را ادا كنى .

ابوبكر ندا كرد: هر كس از رسول خدا (ص ) طلبى دارد بيايد. اين قضيه به گوش على (ع ) رسيد، فرمود: (( او به زودى پشيمان مى شود )) .

فرداى آن روز، ابوبكر در جمع مهاجر و انصار نشسته بود، عربى بيابانى آمد و پرسيد:

كدام يك از شما جانشين رسول خدا است . به ابوبكر اشاره كردند.

گفت : تو وصى و جانشين پيامبر هستى ؟

ابوبكر گفت : بلى ؟ چه مى خواهى ؟

گفت : پيامبر اكرم (ص ) قول داده بود كه هشتاد شتر به من بدهد، اكنون كه او نيست ، پس آنها را تو بايد بدهى .

ابوبكر گفت : شترها بايد چگونه باشند؟

عرب گفت : هشتاد شتر سرخ موى و سيه چشم .

ابوبكر به عمر گفت : چه كار كنيم ؟

عمر گفت : عرب ها چيزى نمى دانند، از او بپرس آيا شاهدى بر گفته خود دارد؟ ابوبكر از او شاهد خواست .

عرب گفت : مگر بر چنين چيزى شاهد مى خواهند؟ به خدا سوگند تو جانشين پيامبر نيستى .

سلمان برخاست و گفت : اى عرب ! دنبال من بيا تا جانشين پيامبر را به تو نشان دهم .

عرب به دنبال او به راه افتاد تا اين كه به على (ع ) رسيدند.

عرب گفت : تو وصى پيامبر (ص ) هستى ؟

حضرت فرمود: بلى ، چه مى خواهى ؟

عرب گفت : رسول خدا (ص ) هشتاد شتر سرخ موى و سيه چشم براى من تعهد كرده بود، اكنون از تو مى خواهم .

حضرت فرمود: آيا تو و خانواده ات مسلمان شده ايد؟

در اين هنگام عرب دست على (ع ) را بوسيد و گفت : تو وصى به حق پيغمبر خدا (ص ) هستى . چون بين من و پيامبر شرط همين بود، ما همه مسلمان شده ايم .

على (ع ) فرمود: (( اى حسن ، تو و سلمان ، با اين عرب به فلان صحرا برويد و بگوييد:

(( يا صالح ، يا صالح ! )) وقتى كه جوابتان را داد، بگو: اميرالمؤ منين به تو سلام مى رساند و مى گويد:

هشتاد شترى كه رسول خدا (ص ) براى اين عرب تعهد كرده بود بياور )) سلمان مى گويد: به جايى كه على (ع ) فرموده بود، رفتيم ، اما حسن (ع ) همان گونه كه على (ع ) فرموده بود، ندا سر داد. پس جواب دادند: لبيك يابن رسول الله .

امام حسن (ع ) پيام اميرالمؤ منين على (ع ) را رساند، گفت : روى چشم اطاعت مى كنم .

چيزى نگذشت كه افسار شترها از زمين خارج شد و امام حسن (ع ) آن را گرفت و به عرب داد و فرمود: بگير.

شترها پيوسته خارج مى شدند تا اين كه هشتاد شتر با همان اوصاف تكميل شد.

ایمان چهارپایه دارد: توکّل بر خدا، 
واگذاردن کار به خدا،
تسلیم به امر خدا و رضا به قضاى الهى.

حضرت علی(ع)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها