عامل اول: اینکه انسان نماز را بیفایده بدونه و یه وظیفه خشک و بیروح، طبیعیه که رغبتی به خوندن نماز نداشته باشه و در انجام آن سهل انگاری بکنه!پیشنهاد ما در این خصوص اینه که شناخت خودمون رو از نماز افزایش بدیم، آیات و روایاتی که در این زمینه وجود داره رو مطالعه و بررسی کنیم، کتابهایی که درباره کاربردها و کارکردهای نماز و آثار و برکات فردی و اجتماعی آن نوشته شده را بخونیم، به سیره و روش ائمه نگاه کنیم...
- سری تکون داد و زیر لب با خودش حرف میزد
- من که کتاب درباره نماز خوندم پس چرا؟
- آقای راننده، ممکنه صدای رادیو رو یه کمی بلندترش بکنین؟!
کارشناس رفت سر عامل دوم ..ممکنه بعضیامون دچار انگاره و خیال بینیازی به نماز و نیایش و عبادت شده باشیم، در واقع یه نوع غفلت از نیازهای عالی انسانی و غفلت از این که مۆثر اصلی و کامل در رفع نیازهای بشری آفریدگار هستیه.
این جور آدما فکر میکنن که با علل و اسباب و انگیزههای مادی و طبیعی میتونن همه نیازهاشون رو پاسخ بدن و یا همه مشکلات مادی و معنوی رو از سر راهشون بردارن.
در حقیقت این گروه درگیر یه نوع خود فراموشی هستند و برای بیرون اومدن از این غفلت و خود فراموشی خودساخته، به یه سری نکات باید اهمیت بدیم، حتی المقدور روزی چند آیه از قرآن رو هر چند کم با تدبر و اندیشه بخونیم، مقالات و کتابایی که در زمینه انسان شناسی نوشته شده رو مطالعه کنیم، از رفت و آمد و معاشرت با دوستا و افرادی که در رشد و پرورش روحمون تأثیر منفی و مخرب دارند، دوری کنیم.
- حسابی چرتش پریده بود، اصلاً نمیدونست برای چی تو تاکسی نشسته و داره کجا میره؟
- خودش رو مقابل کارشناس برنامه میدید و با شنیدن حرفهاش به علامت تأیید سرش رو به بالا و پایین تکون میداد.