خويشتن واقعي
سه شنبه 11 مهر 1391 4:38 PM
خويشتن واقعي
آبراهام اچ. مزلو
چیزی که شاید حایز اهمیت بسیار هم باشد آن است که اگر چیزی را دوست بداریم یا به چیزی عمیقاً علاقهمند شویم و یا شیفتهی چیزی شویم، کمتر دچار وسوسه میشویم که در ماهیت آن چیز دخالت بکنيم، یا تصمیم به کنترل آزمودنی بگیریم، یا آن را تغییر دهیم، و یا اصلاح کنیم. من به این نتیجه رسیدهام که آدمی وقتی کسي یا چیزی را دوست داشته باشد، آن را رها میکند تا به حال خود باشد. به طور مثال در اوج عشق رمانتیک و عشق پدربزرگ و مادربزرگ نسبت به نوهها، ممکن است محبوب چنان کامل به نظر برسد که هر نوع تغییری ناممکن و حتی شرارتبار به نظر آید، چه رسد به اصلاح آن فرد.
به عبارت دیگر، راحت گذاشتن محبوب موجب ارضای خاطر آدمی است. هیچ خواسته یا تقاضایي از او ندارد: نمیخواهد محبوب جز آن که هست باشد. در برابر او پذیرنده است و همهی اینها بدان معنا است که ما آن فرد را به شکلی که طبیعت اصیل اوست میبینیم نه آنچنانکه خودمان میخواهیم باشد، یا میترسیم باشد، یا امیدواریم باشد. اکنون که خویشتن او را قبول کردهایم و او را آن چنانی که هست پذیرفتهایم، بدون اینکه بخواهیم در کارهایش مداخله کنیم یا او را دستکاری کنیم و بدون اینکه بخواهیم تغییرش دهیم، او را درک میکنیم. هر اندازه از میزان مداخلهی ما در کارهای فرد، توقعات ما از او، امیدهای ما نسبت به او، و بهبود این فرد کاسته شود، به همان اندازه نیز به آن نوع معین از عینیت دست مییابیم.
برگرفته از كتاب:
مازلو، آبراهام هارولد؛ زندگي در اينجا و اكنون؛ برگردان مهين ميلاني؛ چاپ دوم؛ تهران: انتشارات فرا روان 1386.
امیدوارم لبخند امام زمان روزی شما باشد. باتشکر/