87. اندازه عمر انسان در دنیا(618)
عظمت قیامت به قدرى است كه انسانها پس از حضور در آن عمر خود را در دنیا، نیم روز یا یك روز و یا حدّاكثر ده روز مىشمرند كه قرآن از زبان افراد و گروههاى مختلف، آن را چنین بیان مىدارد:
الف) ده روز. «ان لبثتم الاّ عشرا»
ب) یك روز. «ان لبثتم الاّ یوما»
ج) بخشى از یك روز. «لمیلبثوا الاّ عشیّة او ضحیها»(619)، «لبثت یوماً او بعضیوم»(620)
د) لحظاتى كوتاه. «ما لبثوا غیر ساعة»(621)
ه) زمانى اندك. «ان لبثتم الاّ قلیلا»(622)
به نظر مىرسد این تفاوت نظر در مقدار عمر دنیا، بستگى به مقدار بصیرت و درك افراد دارد. چنانكه در این آیه كسانى كه قرآن از آنها به «امثلهم طریقة» تعبیر كرده است، عمر دنیا را یك روز مىشمرند و در آیهى قبل، گنهكاران مدّت آن را ده روز.
88. ریشههاى حوادث تلخ و شیرین(623)
ریشهى حوادث تلخ و شیرین را در عملكرد خود جستجو كنید. «مَن عمل صالحا فلنفسه و من اساء فعلیها» وبه دیگران نسبت ندهید:
به خدا نسبت ندهید. چنانكه قرآن مىفرماید: همین كه انسان را پروردگارش آزمایش و اكرام نماید، گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته و در شرایط دیگر گوید: پروردگارم مرا خوار كرد. «ربّ اكرمن... ربّ اهانن»؛ امّا قرآن پاسخ مىدهد: چنین نیست بلكه خوارى شما به خاطر آن است كه به یتیم و مسكین رسیدگى نكردید. «كلا بل لا تكرمون الیتیم»(624)
به مردم نسبت ندهید. چنانكه در قیامت مستضعفان به مستكبران مىگویند: «لولا انتم لكنا مؤمنین»(625) شما مقصّرید، اگر شما نبودید، ما ایمان مىآوردیم.
به نیاكان منسوب نسازید. هنگامى كه به منحرفان گفته مىشود از آنچه خداوند نازل كرده پیروى كنید گویند: «نتّبع ما وجدنا علیه اباءنا»(626) ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروى مىكنیم.
به انبیا نسبت ندهید. چنانكه كفّار انبیا را مقصّر مىدانستند و به آنان مىگفتند: «انّا تطیّرنا بكم»(627) ما وجود شما را شوم مىدانیم و تمام بدبختىهاى ما از سوى شماست.
به والدین منسوب ندانید. همان گونه كه قرآن انسان را داراى اختیار دانسته و حدودى را براى اطاعت از والدین مقرّر كرده و مىفرماید: «وان جاهداك لتشرك بى ما لیس لك به علم فلاتطعهما»(628) اگر پدر و مادرت تلاش كردند كه بدون علم به سراغ غیر خدا روى، هرگز از آنان اطاعت مكن.
به معبودها نسبت ندهید. چنانكه قرآن مىفرماید: «لا ینفعكم شیئاً و لا یضرّكم»(629) این بتها هیچ سود و زیانى به شما نمىرسانند.
به جنسیّت و مرد و زن بودن نسبت ندهید. زیرا قرآن مىفرماید: «مَن عمل صالحاً»(630) یعنى اصل عمل است، از هركس كه صورت پذیرد.
به شیطان نسبت ندهید. چنانكه شیطان مىگوید: مرا مقصّر ندانید و ملامت نكنید، بلكه خودتان را سرزنش كنید، «دعوتكم فاستجبتم»(631) این شما هستید كه دعوت مرا با آزادى و آگاهى پذیرفتید.
به رفیق نسبت ندهید. چنانكه در قیامت منحرفان رو به یكدیگر كرده و مىگویند: شما بودید كه با سوگند و قدرت (به عنوان خیر و صلاح) به سراغ ما مىآمدید، ولى آنان پاسخ مىدهند: «بل لم تكونوا مؤمنین»(632) بلكه خود شما اهل ایمان نبودید.
به محیط نسبت ندهید. همان گونه كه زن فرعون در محیط طاغوت و ترس و ثروت بود؛ امّا جذب هیچ یك نشد. «امرئة فرعون»(633)، فرشتگان نیز به هنگام قبض روح بعضى كه محیط را مقصّر مىدانند مىگویند: «ألم تك ارض اللّه واسعة»(634) آیا زمین خداوند بزرگ نبود، چرا هجرت نكردید و در استضعاف باقى ماندید؟
گاهى به بى توجّهى و كم فكرى خود. «لو كنّا نسمع او نعقل» اگر به نداى انبیا گوش مىدادیم یا تعقل مىكردیم بدبخت نمىشدیم!
89. بروز و ظهور مردم در قیامت(635)
بروز و ظهور مردم در قیامت و حضور آنان در پیشگاه الهى به صورتى كه هیچ نقطهى ابهامى براى قضاوت عادلانه باقى نگذارد، به خاطر امورى است:
الف) هموار شدن زمین و حذف كوهها. «قاعاً صَفصفا»(636)
ب) خروج همه از قبرها. «و اذ القبور بعثرت»(637)، «و أخرجت الارض اثقالها»(638)
ج) گشوده شدن نامهى اعمال. «و اذا الصّحف نُشرت»(639)
د) تجسم اعمال. «ینظر المرء ما قَدّمت یداه»(640)
ه) كشف مسایل مخفى. «بدالهم ما كانوا یخفون من قبل»(641)
و) گواهى اعضاى بدن. «تشهد أرجلهم»(642)