0

دلتنگی برای امام زمان(عج)

 
sagad531
sagad531
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1388 
تعداد پست ها : 10
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دلتنگی برای امام زمان(عج)
جمعه 16 مرداد 1388  10:39 AM

 بغضم گرفته از ااینکه بگم خدا ...

يا مُذِلَّ كُلِّ جَبّارٍ، وَ مُعِزَّ كُلِّ ذَليلٍ، قَدْ وَحَقِّكَ، بَلَغَ بى مَجْهُودى .


اى خوار كننده هر سركش ، و سرافراز كننده هرخوار و ذليل ، به حقّ تو سوگند، كه حقيقتاً تاب و توانم به آخر رسيده است .

دلم خیلی گرفت خدا....با همه بار گناهم دلم برات تنگ شده ! 

دلم تنگ شده  به خاطر دلی که به تو ندادم ....

دلم گرفت به خاطر اینکه امروز زیاد نگفتم خدا عاشقتم ...

بغضم گرفته از اینکه تو همیشه هستی .... ولی افسوس که من نیستم ...

همه جا بودی و هستی من که هیچ وقت نبودم باز هم هستی ام تو بودی .....ولی افسوس که من نبودم !

روحم خسته ...است از سفر زمان .....زمانی رفته هو مسافری جامانده از زمان

 آخرین پنجشنبه و جمعه ماه شعبان هم اومد....

ببخشید چندوقته 
ن.م.ی   ت.و .ن.م   ب.ن.و. ی.س.م ....

ش.ا.ی.د  د.ی.گ.ه  ن.ن.و  .ی.س.م

ا.گ.ه   ن.ی.و  م.د.م  حلال کنید!

 تفال
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طایر قدسم و از دام جهان بر خیزم
بولای تو که گربندۀ خویشم خوانی
از سر خواجگی کون ومکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زانکه چو کردی زمیان برخیزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین
تا به بویت زلحد رقص کنان برخیزم
خیز و بالا ای بت شیرین حرکات
کز سرجان و جهان دست فشان بر خیزم
گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحر گه زکنار تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده
تا چو حافظ زسرجان و جهان برخیزم
(حافظ)

تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها