پاسخ به:اصفهان در يك نگاه
سه شنبه 7 شهریور 1391 2:47 PM
حكومت هزار فاميل و شكايت بازرگان
تقسيم قدرت در نظام سياسى ايران در طول حاكميت سلاطين بر آن، همواره بر اساس رابطه خويشاوندى و ميزان نزديكى به دربار بوده است و حكومتهاى محلى معمولاً به وسيله شاهزادگان اداره مىشد. سفرنامه نويسان و نمايندگان ديگر كشورها در نوشته هاى خود به اين مطلب تصريح نمودهاند، از جمله سرپرسى سايكس كه سركنسول انگليس در چندين شهر ايران و مؤسس پليس جنوب بود. ضمن اشاره به نوع دوستى و مهربانى ايرانيان مىنويسد: «ايرانيها به طوركلى مؤدب، متعارف و در عين حال ظريف و بذله گو و حاضرجواب هستند و در تأييد ادعاى خود اين داستان را نقل مىكند كه يكى از تجار اصفهان نزد حاكم شهر كه از هزار فاميل بود و هر يك از بستگان او هم در شهرى از ايران حكومت داشتند شكايت كرد. حاكم در جواب به او گفت: اگر مىخواهى در جايى باشى كه ستم نبينى از اصفهان به شهر ديگر مهاجرت، و در آنجا زندگى كن. بازرگان شاكى گفت: به هيچكدام از شهرهاى اين مملكت نمىتوانم بروم زيرا در هر شهر يكى از خويشاوندان شما حكومت دارد، در نتيجه در هيچيك از آنجاها از ستم فاميل شما در امان نيستم، حاكم اصفهان خشمگين شد و گفت: پس برو به جهنم. بازرگان شاكى با خونسردى خنديد و گفت: خاطر مبارك هست كه پدر والاتبارتان همين چند سال پيش به آنجا رفت؟!!